هر روز!
هر روز!

معنای ضدولایت فقیه چیست؟ معنای ضدولایت فقیه چیست؟ : معنای

معنای ضدولایت فقیه چیست؟ معنای ضدولایت فقیه چیست؟ : معنای

معنای ضدولایت فقیه چیست؟
معنای ضدولایت فقیه چیست؟ : معنای ضدولایت فقیه چیست؟ : پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری: پس از تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی (سال 58) و حوادث سال های 60- 59 (فتنه منافقان، بنی صدر، لیبرال ها و …;) شعار جدیدی در فرهنگ سیاسی کشور وارد شد: مرگ بر ضد ولایت فقیه. این شعار، که پس از 3 دهه هنوز در شعار های سیاسی کشور قرار دارد؛ از ابعاد حقوقی- سیاسی برخوردار است. چه این که از یک سو پاره ای از مسائل حقوقی بر آن مترتب شد و می شود (مواردی چون احراز صلاحیت در پاره ای از مسئولیت های کشور و…;) و از سوی دیگر در مرزبندی های سیاسی نیز دخالت آشکاری دارد. مرزهایی چون تعریف خودی و غیرخودی و مواردی دیگر.اهمیت موضوع، ایجاب کرده و می کند که تبیین شفاف از دایره مفهومی التزام به ولایت فقیه و در نقطه مقابل ضدیت با آن، صورت پذیرد. زیرا فاقد آن، آفات و پیامدهای جدی متوجه کشور می شود؛ از جمله ابهام در فرهنگ سیاسی مشارکت پدید می آید؛ سلب حقوق مسلم اسلامی- شهروندی را به وجود می آورد؛ اتهام و افترا را جایگزین مباحث شفاف حقوقی می کند و مواردی دیگر.استفتای اخیر از مقام معظم رهبری، این فرصت را پدید آورد که تأملی دوباره در این موضوع مهم و پردامنه صورت پذیرد. ایشان در بند دوم پاسخ، فرموده اند: «همین که از دستورات حکومتی ولی امر مسلمین اطاعت کنید؛ نشانگر التزام کامل به آن است». این پاسخ کوتاه را، باید در دامنه گسترده تری بررسی کرد. اما به واسطه فضای محدود این نوشتار، تلاش می شود که اولا تنها با ارجاع به دیدگاه های ایشان بحث و بررسی ارائه شود تا نوشتار از نظر شخصی نویسنده خارج شود و خوانندگان، مباحث را با توجه به آرای رهبر نظام اسلامی ایران دریابند و ثانیا با حداقل توضیحات تبیین شود تا هم فرصت محدود نوشتاررعایت شود و هم احساس دخل و تصرف نویسنده در آرای ایشان پدید نیاید. پرسش های بنیادین 1- آیا اعتقاد به ولایت فقیه، جزو ضروریات اسلام است؟ باورمندان به اصل ولایت فقیه، آن را نظریه مسلم فقهی- کلامی می دانند؛ اما آیا این نظریه، در حد ضروریات اسلامی- فقهی است که اگر کسی به آن معتقد نبود؛ از دایره مسلمانی خارج باشد؟در این زمینه، پاسخ صریح مقام معظم رهبری به استفتای 59 چنین است:«عدم اعتقاد به ولایت فقیه، اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت (ارواحنا فداه) موجب ارتداد و خروج از اسلام نمی شود.» 2- آیا نظریه ولایت فقیه در دایره ضروریات مذهب است یا اجتهادپذیر است؟ این پرسش چونان پرسش پیشین، اهمیت بسیاری دارد. پاره ای از احکام و باورهای مذهبی، گرچه جزو ضروریات اسلام نیستند و انکار آن به خروج از اسلام منتهی نمی شود؛ اما چون در ضروریات باورهای مذهبی، قرار دارند؛ «اجتهادپذیر» نیستند. از سوی دیگر، در همه مواردی که فضای «اجتهاد فقهی» و «استنباط شرعی» مفتوح باشد؛ دیدگاه مسلم فقیهان آن است که مجتهد (و مقلدان او) در فرض خطا، نیز معذورند؛ نه مجازات دنیوی می شوند و نه به عقاب اخروی گرفتار می آیند.با این توضیح مختصر، این پرسش مطرح است که نظریه ولایت فقیه، آیا اجتهاد پذیر است؟ و اگر مجتهد فرآیند متعارف استنباط را پیمود اما آن نظریه را نپذیرفت؛ آیا او و مقلدانش، می توانند مشمول مجازات های دنیوی یا عقاب های اخروی بشوند؟ مقام معظم رهبری، در پاسخ به استفتای 61 می نویسند: «اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن ولایت فقیه رسیده باشد؛ معذور است.» هم چنین در پاسخ به استفتای 67 نیز نوشته اند:«احکام مربوط به ولایت فقیه، مانند سایر احکام فقهی، از ادله شرعی استنباط می شوند و کسی که به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذیرش ولایت فقیه رسیده، معذور است.» 3- آیا انتقاد به رهبری، به معنای ضدیت با ولایت فقیه است؟ این پرسش نیز، از پرسش های محوری در ضدیت و التزام به ولایت فقیه است. در یک نظام اسلامی، آیا نمی توان به نقد رهبری پرداخت؟ آیا انتقاد از رهبر جامعه اسلامی، به خروج از دایره شهروندی می انجامد؟ آیا این نقد و انتقاد جرم حقوقی و گناه شرعی است؟ این گونه پرسش ها، در سه دهه گذشته مطرح بوده و هست. در این زمینه، به سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با تشکل های دانشجویی در 17 مهر 86 اشاره می کنیم: «این به معنای انتقاد نکردن نیست؛ به معنای مطالبه نکردن نیست؛ درباره رهبری هم همین طور است.» ایشان سپس به تبیین و تفسیر ضدولایت فقیه می پردازند و مجددا بر نکته یاد شده تأکید می ورزند: «این ضدولایت فقیه که در کلمات هست؛ آیه منزل از آسمان نیست که بگوییم باید حدود این کلمه را درست معنا کرد؛ به هر حال یک عرفی است؛ اعتراض به سیاست های اصل 44 ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست.»بی تردید صراحت نظر فوق، چندان هست که راه هرگونه تأویل را بربندد و باب توجیه را مسدود کند. 4-آیا انتقاد از مسئولان عالی رتبه کشور، به معنای عدم التزام به ولایت فقیه است؟ پاسخ به این پرسش با توجه به سؤال پیشین، روشن به نظر می رسد وقتی که در نظام اسلامی، رهبری نظام فراتر از نقد نباشد و نقد به او خروج از دایره مسلمانی ودایره شهروندی، محسوب نشود؛ طبیعی است که انتقاد از مسئولان، حتی مسئولان اصلی نه گناه شرعی است و نه جرم قانونی و نه موجب ضدیت با ولایت فقیه!رهبر معظم انقلاب اسلامی، بارها و بارها بر اهمیت نقد در جامعه اسلامی تأکید ورزیده اند و از جمله در خطبه های نماز جمعه رمضان 88 (و در اوج حوادث پر تشنج کشور) فرمودند:«اشکالی ندارد که مسئولان کشور، متولیان امور کشور، منتقدینی دارا باشند که ضعف های آن ها را به خود آن ها نشان بدهند؛ وقتی انسان در مقام رقابت قرار بگیرد؛ مقابل منتقد قرار بگیرد؛ بهتر کار می کند.» 5-آیا دگراندیشی دینی و دگراندیشی سیاسی، خروج از شهروندی نظام اسلامی است؟ این پرسش نیز از سؤالات اساسی در حقوق شهروندی است. آیا می توان دگراندیشان دینی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید