هر روز!
هر روز!

ملک‌های قره‌باغ در قره باغ کوهستانی پنج ملک نشین وجود

ملک‌های قره‌باغ در قره باغ کوهستانی پنج ملک نشین وجود

ملک‌های قره‌باغ
در قره باغ کوهستانی پنج ملک نشین وجود داشت که ملکهای ارمنی در آنها حکمرانی میکردند. پنج مُلک نشین ارمنی قره باغ، محال خمسه ارامنه یا پنج امیرنشین ارمنی قره باغ سرگذشت تعدادی از خاندان‌های حکومتگر ارمنی است که درپی تحولات ناشی از یورش مغولان و تیموریان از قرن دوازدهم میلادی به بعد در موطن خود خاچن، واقع در قره باغ فعلی به نوعی اقتدار محلی دست یافتند.
ملیک‌های پنجگانه قره باغ تا اندک زمانی پیش از چیرگی روسیه تزاری بر آن حدود در اواسط سده نوزدهم، نقش در خور توجهی در تحولات منطقه‌ای جنوب قفقاز ایفا کردند.
ارمنستان در ادوار مختلف تاریخ خود، بعد از سقوط هر حکومت مرکزی به وسیله حکومت‌های محلی اداره می‌گردید. این حکومت‌های محلی که وارث افتخارات گذشته ارمنستان بودند، مانند جرقه‌های درخشانی در زیر خاکستر ادوار به حیات سیاسی خود ادامه می‌دادند.
پس از سقوط دولت اشکانیان حکومت در ارمنستان به دست مرزبانان افتاد. ولی دودمان باگراتونی و خاندان‌های روبینیان حکومت‌های مستقلی به وجود آوردند. اغلب حکومت‌های محلی به وسیله اعقاب شاهزادگان قدیمی ارمنی تداوم یافت. حکومت‌های محلی در حقیقت حلقه ارتباطی میان حکومت منقرض شده و حکومت جدید بودند.
با وجود اینکه گاه گاهی حکومت‌های محلی از طرف خارجیان تعیین می شده و یا خراج گذار آنها می‌گردیدند ولی هرگز ماهیت ملی خود را از دست نمی‌دادند. در قرن هفدهم به جای حکومت‌های محلی، مِلیک‌های محلی اداره نقاط مختلف را در دست گرفتند.(۱۶۰۳م) نظریات سیاسی شاه عباس مغایر با نظریات گذشتگان او بود.شاه عباس بزرگ برای اداره مملکتی که از اقوام مختلف تشکیل شده بودند، سعی داشت از رهبران خود اقوام استفاده کند تا به این وسیله یکپارچگی مملکت حفظ شود.
شاه عباس اولین پادشاهی بود که رسماً" (مِلیک یا مُلک) را به رهبران ارمنستان اعطاء کرد. مِلیک‌های ارمنی، رهبران ارمنیانی بودند که در جنگ‌های شاه عباس با عثمانی‌ها به کمک او شتافتند و در کسب پیروزی وی نقش بسزائی داشتند. به پاس این جانفشانی‌ها و فدری‌ها بود که شاه عباس به آنها لقب مِلیک داد.
حکومت مِلیک‌ها بر قفقاز جنوبی تا استیلای حکومت روسیه تزاری ادامه داشت.
پنج مُلک نشین ارمنی قره باغ عبارتند از:
صعب العبور بودن راه‌ها، طبیعت وحشی، کوه‌های پوشیده از جنگل و دره‌های تنگ و تاریک و کوه‌های سر به فلک کشیده خاستگاه قومی را بوجود آورده بود که همانند سرزمین خود تسخیر ناپذیر، سلحشور و مبارز بودند.
اهالی این سرزمین هنگام هجوم دشمنان، در غارها و پناهگاه‌های طبیعی و حتی در زیرزمین پناه جسته، غذای خود را از میوه درختان جنگلی و شکار موجود در آنها تامین می‌کردند و به مبارزه علیه مهاجمان تا پیروزی نهائی ادامه می‌دادند. ملیک‌ها با داشتن قلعه‌ها و استحکامات تسخیرناپذیر، صاحب اختیار سرزمین خود بودند. ملیک گلستان دارای قلعه‌ای به همان نام و در مجاورت روستای گلستان بر روی صخره‌ای مرتفع و دست نیافتنی بود.
قلعه‌ای دیگر در همان ناحیه در سرزمین تالش و مقابل وانک هورکار بنا گردیده بود. قلعه ملیک جرابرت در بالای صخره و در کنار رودخانه تارتار روبروی وانک یِرْایتس مانکانتس قرار داشت. قلعه در محل تلاقی دو رودخانه تارتار و طرفین که شبه جزیره‌ای را تشکیل داده بودند بنا شده بود.
خود منطقه نیز به همین نام معروف بود. قلعه ملیک خاچن در مجاورت رودخانه خاچن قرار داشت. یکی از قلعه‌ها در مقابل صومعه گنج‌سر قرار داشت که پوشیده از جنگل بود و به نام خوخان برد معروف بود. در این قلعه اوائل قرن سیزدهم، حسن جلالیان معروف در مقابل هجوم تارتارها، مقاومت شایان توجهی از خود نشان داد.
قلعه دیگری باز هم در سرزمین خاچن و به فاصله چند ساعت راه در مقابل وانک هاکوبیا قرار داشت. این قلعه به نام ساغساغان قلعه سی، یا قلعه زاغچه معروف بود، چون تنها زاغچه‌های تیز پر قادر بودند بر تارک برج‌های سر به فلک کشیده آن فرود آیند. قلعه ملیک واراندا در ناحیه‌ای به نام آوتارانوتس، مقابل صحرای صومعه قرار داشت.
حکومت در خاندان ملیکان موروثی بود. بعد از مرگ پدر، پسر ارشد صاحب عنوان پدر می‌گردید و دیگر فرزندان ذکور به نام بیگ خوانده می‌شدند. قوانین حاکم بر این منطقه احکام صادره از طرف ملیک‌ها، و قوانین سنتی گذشتگان بود. ملیکان دارای اختیارات بی حد و حصری همچون صدور حکم اعدام بودند. ملیکان پنجگانه از طریق پیوندهای زناشویی با یکدیگر، ارتباط نزدیک برقرار کرده و در نتیجه اتحاد سیاسی به وجود می‌آوردند. در این سرزمین با کوه‌های سر به فلک کشیده و جنگل‌های انبوه بود، هیچ بیگانه‌ای قادر به سکونت نبود. ارمنیان که تعدادشان بیشتر بود تنها ساکنین قره باغ بودند.
ملیک بیگلریان‌ها از ناحیه اوتیک می‌باشند. عواملی که باعث مهاجرت آنها از سرزمین اصلی و استقرارشان در ناحیه گلستان قره باغ گردید، نامعلوم است. تنها مطلب روشن، حکایت از این دارد که سرکرده مهاجرین اولیه که در بین افراد خود به آبو سیاه معروف بود و در موطن اصلی خود صاحب ثروت و مکنت بوده است.
آبو سیاه چندین پسر داشت. پس از درگذشت او پسر ارشدش به نام ملیک بیگلر جانشین پدر گردید. ملیک بیگلر اول، همانند اجداد خود علاوه بر شجاعت با درایت نیز بود. او در حقیقت پایه‌گذار خانواده ملیک‌های گلستان است که با تصاحب سرزمین‌های مجاور قلمرو خود را توسعه بخشید. او از حکمران سابق که آبراهام آبو سیاه نام داشت، چند روستا به چنگ آورده و با دست آوردن قلعه گلستان و بازسازی پایه‌های حکومت خود را مستحکم کرده از او دو فرزند باقی ماند که پسر ارشد همچون پدر بزرگ خود آبو و پسر دیگر تمرز یا تیموراز نام داشتند.
بعد از مرگ پدر، پسر ارشد یا آبوی دوم جانشین او گردید و چون در اثر اصابت گلوله‌ای به پایش می‌لنگید به نام آبو لنگ معروف شد.
او کلیه مایملک خود را از راه غارت و تصاحب اموال دیگران اندوخته بود، او حتی زن زیبای خود به نام

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید