هر روز!
هر روز!

ناپلئون بناپارت که بود؟ چه بود؟ چه شد؟ و راز شهرتش

ناپلئون بناپارت که بود؟ چه بود؟ چه شد؟ و راز شهرتش

ناپلئون بناپارت که بود؟ چه بود؟ چه شد؟ و راز شهرتش
ناپلئون یکم یا ناپلئون بناپارت (به فرانسوی: Napoléon Bonaparte) (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی – درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی)، نخستین امپراتور فرانسه (در سال های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ میلادی) بود.
به گزارش : ناپلئون در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ در شهر آژاکسیو جزیره کرس متولد شد. تولد وی یک سال بعد از آن اتفاق افتاد که این جزیره توسط فرانسه از کنترل جمهوری جنوا خارج شده بود. او که در خانواده ای پرجمعیت بدنیا آمده بود، یک برادر بزرگتر به نام جوزف٬ برادرانی کوچکتر به نام های لوسین٬ لویی و جروم و نیز خواهرانی کوچکتر به نام های الیزا، پاولین و کارولین داشت. خانواده او اصالتاٌ از نجیب زادگان نه چندان بلندپایه ایتالیایی بودند که در قرن شانزدهم به جزیره کرس آمده بودند. پدر او کارلو در سال ۱۷۷۷ به عنوان نماینده کرس در دربار لوئی شانزدهم منصوب شد. تربیت سخت گیرانه مادر ناپلئون تأثیر عمده ای بر شخصیت او در سال های کودکی داشت. او اندکی قبل از تولد دو سالگی در کلیسای جامع آژاکسیو به عنوان کاتولیک تعمید داده شد. به دلیل موقعیت و روابط مناسب خانواده بناپارت٬ وی نسبت به ساکنین کرس در آن زمان از موقعیت های تحصیلی بهتری برخوردار بود. ناپلئون در ابتدای سال ۱۷۷۹ برای یادگیری زبان فرانسوی به یک مدرسه مذهبی در فرانسه رفت و چند ماه بعد یک مدرسهٔ نظامی در فرانسه پذیرفته شد. وی زبان فرانسوی را با لهجهٔ کرسی قابل توجهی صحبت می کرد و هرگز قادر به هجی صحیح کلمات نشد٬ به همین دلیل در طول تحصیل بارها توسط دیگر دانش آموزان مورد استهزإ واقع می شد. پس از اتمام تحصیل در آن مدرسه در سال ۱۷۸۴ وی در مدرسه نظامی معتبر پاریس پذیرفته شد. او در این مدرسه تحصیلات خود را در آموزش توپخانه ادامه داد. پس از فوت پدرش و کاهش درآمد وی٬ دروس مربوط به دوسال را در یک سال به اتمام رساند. ممتحن وی در این مدرسه دانشمند معروف لاپلاس بود که بعدها توسط ناپلئون به عضو مجلس سنا در آمد. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۷۸۵ با درجه ستوان دوم توپخانه به ارتش پیوست. پس از انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ وی به مدت دو سال از خدمت نظامی کناره گیری کرد و اوقات خود را در پاریس و کرس سپری نمود. او در این زمان به شدت طرفدار تحرکات ملی گرایانه و در کرس بود به طوری که در نامه ای که در در ماه می ۱۷۸۹ به پاسکوآل پاولی از رهبران جامعه کورسیکا به شدت از فرانسویان و تصرف کرس توسط آنان انتقاد و بدگویی کرد. او در سال های ابتدایی بعد از انقلاب را در کرس و در کشمکش با انقلابیون٬ سلطنت طلبان و ملی گرایان کرس سپری کرد. بناپارت پشتیبان مستقیم ژاکوبن ها (Jacobin) بود و فرماندهی دسته ای از شبه نظامیان کرس را برعهده داشت. او در سال ۱۷۹۲ توانست مقامات ارتش فرانسه را راضی کند که وی را مجددا به خدمت در ارتش بپذیرند. نخست در مارسی افسر ارتش بود و هنگامی که انگلیسی ها قلعه تولون را در بندر مارسی اشغال کرده بودند او با شجاعت و دلیرانه به شدت قلعه تولون را سرکوب کرد او در جنگ تولون فرمانده جنگ نبود و فقط فرماندهی یکی از دسته های چند صد نفری ارتش را بهده داشت ولی بدون اجازه گرفتن از فرمانده ارتش و بدون ترس از (اعدام) این حرکت را انجام داد و در ۲۶ سالگی و زمانی که انقلاب فرانسه پیروز شده و حکومت جدیدی بر پایه خواسته های مردم شکل گرفته بود از سوی رهبران انقلاب فرانسه مامور حفظ نظم و ایجاد حکومت نظامی در پاریس شد.
در سال ۱۷۹۶ اتریش به المان و شمال ایتالیا حمله کرد و انجا را از دست فرانسه خارج نمود که موجب عصبانیت شدید مردم فرانسه شد(اتریش به این دلیل این کار را کرد چون حکومت جدید فرانسه بدلیل تازه تشکیل شدن قوای نظامی قدرتمندی نداشت و اتریش از این موقعیت سو استفاده کرد) در این زمان بود که ژنرال ناپلئون دی بوناپارت با ارتشی حدودا ۲۰۰۰۰ نفر به شمال ایتا لیا حمله ور شد و در جنگ های لودی (Lodi)و ارکول (Arcole) به شکل هنرمندانه ای ارتش اتریش را شکست داد که چند برابر او بودند و انها را تا دروازه های وین(پایتخت اتریش) عقب راند و تاپایان سال ۱۷۹۶ شمال ایتالیا و قسمتی از خاک اتریش را تصرف کرد در این زمان بود که شکوه و عظمت ژنرال فرانسوی را در اغوش گرفت او به چنان قهرمان و الگوی افتخاری برای مردم فرانسه تبدیل شد که حکومت مرکزی مجبور شد او را تام الاختیار کند.
در سال ۱۷۹۸ به مصر رفت و حکمت مصری ها که در دست پادشهان مملوک بود در جنگ اهرام ثلاثه (Pyramids) بیرون اورد ژنرال تصمیم داشت به سمت هند و خاور میانه برود. پس از دوماه برنامه ریزی، ناپلئون متوجه شد که ناوگان دریایی فرانسه هنوز قادر به رویارویی با ناوگان سلطنتی مستقر در کانال انگلیس نیست لذا تصمیم گرفت برای تضعیف دسترسی انگلیس به منافع تجاری اش در هند، به مصر لشکر کشی کند و این کشور را تصرف کند. دولت نیز تحت فشار هزینه ها و عدم وجود ژنرال در مرکز قدرت بود. در می سال ۱۷۹۸ بناپارت به عنوان عضو دانشگاه علمی فرانسه انتخاب شد و هیئت اعزامی مصر گروهی شامل ۱۶۷ دانشمند بود از جمله : ریاضی دانان، معتقدان به فلسفهٔ طبیعت، شیمی دانان و فیزیک دانان. کشفیات آنها شامل سنگ رویستا و کارهایی که در مصر در سال ۱۸۰۹ به نمایش گذاشته شد. احمد یوسف در نوشته ای ذکر کرد که به کارگیری منابع استعدادی هوشمند نکته حیاتی بود که ناپلئون در دولت خود از آن استفاده کرد. از ریشهٔ مصر در ۹ ژوئن سال ۱۷۹۸ به مالتا (به انگلیسی: malta) رسید. در آن زمان ۲۰۰ پادشاه فرانسوی این حقیقت را تحسین کردند که امانوئل دی روهان پول د (به انگلیسی: Emmanuuel de Rohan-polduc) در فردینان ون هم موفق بوده و علیه مخالفان خود مبارزه می کرد . مرزهم پچ (به انگلیسی: homepesch) پس از ورود ناپلئون به دلیل از بین رفتن سه نفر شکافته شد. در ۱ جولای، ناپلئون و ارتش او در اسکندریه(به انگلیسی: Alexandria ) خیمه زدند و پس از پیگرد نیروی دریایی انگلیس در ان جا ماندند. پس از تلاش های

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید