مسیر سبز
مسیر سبز

ناگفته‌ هایی از ممنوع‌ الخروجی «خاتمی» روزنامه شرق: ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌البیانی

ناگفته‌ هایی از ممنوع‌ الخروجی «خاتمی»
روزنامه شرق: ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌البیانی و ممنوع‌التصویری رییس‌جمهوری ایران، درخواستی است که تعداد اندکی از تندروهای مجلس طرح کرده‌اند و اصرار هم دارند این موضوع، مصوبه‌ای بوده که اجرا نشده و اکنون دستگاه قضایی باید آن ‌را اجرایی کند؛ موضوعی که البته حتی از سوی سیدمحمد خاتمی هم بی‌اهمیت خوانده شد و حالا مرتضی حاجی هم همین عقیده را دارد؛ مردی که در سال76 ریاست ستاد انتخاباتی خاتمی را برعهده داشت و از اولین افرادی بود که پس از پایان دوران وزارت در دولت خاتمی در هیات موسس «بنیاد باران» حضور داشته است.

حاجی با اشاره به تحرکات تندروها معتقد است «در یک مجلس 300نفری طبیعی است که 10نفر هم چنین نظری داشته باشند و این موضوع خیلی اهمیت ندارد.» وزیر آموزش‌وپرورش دولت اصلاحات البته به صراحت درباره اینکه واقعا حکمی برای ممنوع‌الخروجی خاتمی وجود داشته یا خیر، حرفی نمی‌زند اما معتقد است هر کسی که در قوه‌قضاییه کار می‌کند، نمی‌تواند حکم ممنوع‌الخروجی دهد.

او در عین حال از تعطیلی دفتر خارجی مرکز گفت‌و‌گوی تمدن‌ها خبر می‌دهد و می‌گوید این مرکز به دلیل ممانعت‌هایی که از سفر سیدمحمد خاتمی به خارج از کشور روی داد، تعطیل شد. ماحصل این گفت‌و‌گو را در ذیل می‌خوانید:

همان‌طور که می‌دانید برخی در مجلس خواستار اجرایی‌شدن حکم ممنوع‌الخروجی آقای خاتمی شده‌اند و البته پا را فراتر نهاده و خواستار ممنوع‌البیانی و ممنوع‌التصویری ایشان هم شده‌اند، شما به‌عنوان یکی از افرادی که از یاران آقای خاتمی بوده‌اید از سال76تا الان، آیا می‌دانید به‌طور قطع حکمی در این رابطه وجود دارد که حالا نمایندگان می‌خواهند درخواست اجرایی‌شدن آن ‌را بدهند؟ آیا به‌طور مشخص از طرف دستگاه قضایی چنین حکمی وجود دارد؟

اگر حکمی وجود داشته باشد، باید رسما ابلاغ شود. اگر چنانچه این حکم ابلاغ نشده، یا وجود ندارد یا اینکه به هر دلیلی نخواستند کاری انجام شود. اینکه کسانی‌ انتظاری فراتر از تصمیمات مراجع قانونی دارند، نشانه‌ تنگ‌نظری و کم‌تحملی آنهاست. البته این افراد به‌عنوان یک فرد یا نماینده آزادند هر عقیده‌ای داشته باشند و اگر نظری دارند، ابراز کنند. در شرایطی که رسانه‌ها و تریبون‌های متعددی در اختیار این افراد و همفکران آنها قرار دارد و از سوی دیگر از تریبون‌های مختلف اتهام‌هایی علیه افراد مختلف مطرح می‌کنند، بدون آنکه فرصت و امکانی برای طرف مقابل فراهم باشد تا با مخاطبان آنها گفت‌وگو و رفع اتهام کند، این درخواست جدید، نشان‌دهنده حد تحمل‌ناپذیری فاقد توجیه است. آقای خاتمی تقریبا از همه این تریبون‌ها محروم است؛ چطور این نمایندگان نمی‌توانند تحمل کنند که چندنفر به دیدار آقای خاتمی بروند؟ ایشان اگر نظری دارد و مطلبی به نظرش می‌آید -که مطمئنا از منظر خیرخواهی و برای مصلحت کشور است- آنها را مطرح می‌کند. آیا به اعتقاد این نمایندگان، مردم حق ندارند سخنان و نظرات کسی که سال‌ها رییس‌جمهوری آنها بوده و در بین فرهیختگان داخلی و جهانی، شخصیتی شناخته‌شده است، بشنوند؟ محروم‌کردن مردم از شنیدن سخنان کسانی‌که در مسایل عمومی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور و جهان، صاحبنظر هستند، در واقع اجحاف به مردم است.
 
اگر واقعا حکمی در کار نیست، چه موانعی باعث شده است آقای خاتمی نتواند از کشور خارج شود، اصلا در جریان سفرهای خارجی آقای خاتمی هستید؟ البته یکی، دومورد آن رسانه‌ای شده است، مثل سفرشان به ژاپن یا سفرشان به آفریقای‌جنوبی برای حضور در مراسم بزرگداشت آقای ماندلا که از آن سفرها ممانعت به عمل آمد. می‌خواهم بدانم غیر از آن هم قصدی برای سفر داشتند که با مانع مواجه شده باشد؟

آقای خاتمی مرکزی به نام گفت‌وگوی تمدن‌ها تاسیس کرد که دفتری هم در خارج از کشور داشت. ایشان باید هرازگاهی سری به آنجا می‌زدند و کارهایشان را دنبال می‌کردند، جلساتی را با شخصیت‌های مطرح جهانی که می‌توانستند در جهت تکریم صلح و دوستی و نفی خشونت تاثیرگذار باشند، برگزار می‌کردند و دیدارها و گفت‌وگوهایی داشتند که در دولت قبل به صورت رسمی یا غیررسمی متوقف شد و ایشان نتوانست این سفرها را ادامه دهد.
 
مقر آن در کدام کشور بود؟

مقر آن در تهران و شعبه‌ای از آن در ژنو بود. البته فکر نمی‌کنم دفتر ژنو دایر باشد ولی به نظر من اگر همچنان فعال بود، با وجهه‌ای که جناب خاتمی در بین مردم فرهیخته دنیا دارد، یک امتیاز بسیار مثبت برای جمهوری اسلامی ایران بود که مرکزی را به شکل بین‌المللی تاسیس کرده است. این مرکز قرار بود منادی گفت‌وگو، مدارا، صلح و تفاهم باشد و جای ستیز و برخورد را بگیرد. بنابراین جلوگیری از سفر برای رسیدگی به این مرکز، بی‌سلیقگی بود. اما به هر حال در زمان دولت قبل (دولت احمدی‌نژاد) این کار متوقف شد.
 
یعنی مرکز به‌خاطر عدم‌سفر آقای خاتمی تعطیل شد؟
 
بله، به هر حال آن مرکز نیاز به پشتیبانی و متولی داشت. ایشان باید حضور پیدا می‌کردند که بتوانند با چندنفر از شخصیت‌های تاثیرگذار فرهنگی و فرهیخته مناسباتی را تنظیم کرده و گفت‌وگوهایی داشته باشند که این اتفاق نیفتاد و این مرکز تعطیل شد.
 
می‌توانید واضح‌تر بفرمایید این ممانعت‌ها از طرف چه نهادهایی بوده ‌است؟ با حکم بوده است یا بدون حکم یا صرفا توصیه؟ یعنی اینکه از ایشان خواستند که نرود یا به اجبار بوده؟

تا آنجا که من اطلاع دارم - و البته اطلاعات من کامل نیست - به صورت تلفنی به ایشان گفته شده است که نرود.
 
از طرف کدام مرجع احتمالا؟

دقیق نمی‌دانم اما معمولا در این موارد، نیروی انتظامی مجری است و مجری ابلاغ می‌کند که چنین مانعی وجود دارد.
 
به غیر از سفر به ژنو و ژاپن در سال 89 که ممانعت شد و البته ماجرای سفر به آفریقای‌جنوبی، آیا سفر دیگری هم بوده که از ا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید