هر روز!
هر روز!

نجوم در اعماق تمدن اسلامی ادامه ی مصاحبه با دکتر

نجوم در اعماق تمدن اسلامی
ادامه ی مصاحبه با دکتر ولایتی. قسمت اول مصاحبه را در اینجا ببینید.
 
چگونه است که در ایران نوآوری های علمی محدودیتی ندارند و همزمان، خارج از مرزهای ایران، اتفاقاتی چون سوزاندن جوردانو برونو یا محاکمه گالیله روی می دهد؟

منصور دوانیقی از خلفای بنی عباس معروف به خست بوده و به خاطر عارضه ای، یکی از استادان دانشگاه جندی شاپور به نام جبرائیل بن بختیشوع که مسیحی نستوری است را به بیت الحکمه فرامی خواند. او را به اسلام دعوت می کند، ولی او نمی پذیرد. منصور نه تنها او را جریمه نمی کند، بلکه 10 هزار دینار به او پاداش طبابت می دهد. [منصور دوانیقی خلیفه زمان امام صادق علیه السلام و قاتل ایشان است. البته وی نمی تواند الگوی علم پروری در جهان اسلام بوده باشد، چرا که یک شخص علم پرور، حجج الهی را نمی کشد! ولی فضای علم دوستی در جهان اسلام به قدری قوی بوده است که خلیفه ی ناخلفی چون منصور هم به دانشمندان احترام می گذاشته است.] 
رسالت اسلام، دعوت به حق است، اما در آن آمده که مردم آزادند دین بیاورند و اسلام اجباری نیست. پس رهبران اسلامی مردم را مجبور به پذیرفتن اسلام نمی کنند و آنقدر به علم احترام می گذارند که فرد مسیحی را که دعوت به اسلام را نپذیرفته، مجازات نمی کند بلکه قدردانی هم می کنند (نه مثل مسیحیان قرون وسطی بسوزانندش) . [البته نمی توان منصور را یک رهبر اسلامی دانست، زیرا که علی رغم رفتار ظاهری علم دوستی اش، قاتل شیعیان و امام ایشان بوده است.]
بسیاری از دانشمندان آن دوره به دلیل آن که زبان علمی آن دوره عربی بوده، عرب شناخته می شوند یا کشورهای مختلف برای کسب اعتبار، دانشمندان ایرانی را اهل کشورهای خود می شمارند واقعا جایگاه ایرانیان در تمدن اسلامی نجومی چه بوده؟
ایران چند تعریف دارد: ایران جغرافیایی، ایران سیاسی و ایران فرهنگی. ایران فرهنگی تابع سیاست و مرزها نیست. فرهنگ ایرانی آن چیزی است که زبان فارسی و دید ایرانی بر آن حاکم است. حوزه ایران فرهنگی از جنوب جیحون تا مرز چین، بالکان،  آناتولی، بین النهرین، شرق آفریقا و تا هند ادامه می یابد (مدت 800 سال زبان بیشتر مردم هند فارسی بوده و تعداد نسخ فارسی که در آنجا تولید شده و وجود دارد، از تعداد نسخ فارسی که در ایران موجود است بیشتر است.) همچنین کتابخانه معروفی در سارایوو است به نام کتابخانه «غازی خسرو بیک» که در آنجا تعداد زیادی کتاب به زبان فارسی وجود دارد. بنابراین منظور از ایران، ایران فرهنگی است ولو این که ابن سینا در بخارا، ابوریحان در خوارزم و حبش حاسب در مرو به دنیا آمده باشد که الان این شهرها در ازبکستان، ترکمنستان و افغانستان واقع شده اند، اما در واقع اینها در محدوده فرهنگ ایرانی هستند .
زبان علم هم در آن زمان عربی بوده همان طور که الان زبان علمی انگلیسی است، که این به معنی آن نیست که آنها عرب هستند. ابوریحان کتابی به زبان فارسی دارد به نام «التفهیم»، ابن سینا «دانشنامه علایی» را به فارسی نوشته و «زیج الغ بیگ» که در سمرقند توسط الغ بیک، نوه تیمور و غیاث الدین جمشید کاشانی نوشته شده به زبان فارسی است.
آخرین زیج معتبر، طی قرن 13 هجری در هند به نام «زیج بهادر خانی» و به زبان فارسی نوشته شده است.
بنابراین هیچ ملتی به اندازه ملت ایران در شکل گیری و رشد و نمو تمدن اسلامی نقش نداشته و دانشمندان ایرانی زیادی در این کار موثر بودند.
 

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید