مسیر سبز
مسیر سبز

نظر هاشمی درباره کاندیداتوری در انتخابات خبرآنلاین : دهه

نظر هاشمی درباره کاندیداتوری در انتخابات
خبرآنلاین : دهه فجر بهانه​ای بود برای دیدار آیت​الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تا هم از خاطراتش از نیم قرن همراهی با انقلاب بشنویم و هم پاسخ​هایش به برخی ابهامات و مسائلی که درباره او مطرح می​شود.

 از اظهار نظرها درباره تمایلش برای رهبری انقلاب تا آخرین دیدارش با امام(ره). او که پس از پیروزی انقلاب، در مصادر مختلف از ریاست مجلس و دولت گرفته تا ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را تجربه کرده است در گفت و گوی یکساعته خود با خبرآنلاین، از نحوه ورودش به جریان انقلاب و رمز ماندگاری و پایایی​اش در این عرصه علی​رغم بسیاری ناملایمات سخن گفت.
 
اظهار نظر درباره شرایط بازنگری در قانون اساسی، چگونگی ورود او به انتخابات ریاست جمهوری 92، پیش بینی از تغییر در آرایش گروه​های سیاسی، مذاکره ایران و آمریکا و نقش روحانیت پیشرو، از مهمترین محورهای این گفت و گو است.
 
«الان زمان مناسبی برای اصلاح قانون اساسی نیست»، «بنا ندارم در انتخابات آینده نامزد شود»، « این روزها جریان دیگری شکل گرفته که با سه جریان اصلاح طلب، اصولگرا و مستقل تفاوت اساسی دارد»، « با همه دنیا به جز اسرائیل می‌توانیم در صورت احترام و اعتماد متقابل همکاری داشته باشیم» و ... نیز مهمترین محورهای پاسخ​های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به این سوال​ها بود.
مشروح این مصاحبه را در ادامه مطالعه فرمایید:
 
شما از سال 37 وارد جریان انقلاب شده و بیش از 5 سال زندان بودید. پس از پیروزی انقلاب هم در پست​های کلان در ریاست مجلس و ریاست جمهوری و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتید. اما از بعد از دولت سازندگی، هم در دولت اصلاحات و هم در دولت فعلی سیبْل حملات بسیاری بودید اما همواره چهره​ای آرام از شما در عرصه عمومی دیده شده است. این تب‌وتاب و این روحیه آیا بیشتر آرمان‌خواهی است و بیشتر مربوط به درون خودتان است؟ چه دغدغه‌ای در طول این سالها بوده که شما هیچ وقت هم از پا ننشسته‌اید؟ امروز بعد از 34 سال پیروزی انقلاب اگر بخواهید خودتان را مرور و تحلیل کنید، چه می‌گویید؟

طبیعت زندگی من و آنچه که پیش آمده، تا حدودی این‌گونه بوده است. دوران کودکی من در روستا گذشته است و موقعی هم بود که در سایه شوم جنگ جهانی دوم قحطی‌‌ها و مشکلاتی در ایران به وجود آمده بود. با مشکلات مردم فقیر در روستاها خوب آشنا شدم و یک ذهنیتی در وجود من به وجود آمده بود که به مردم ستم می‌شود. آثار بخشی از حکومت مستبد رضاخان را در روستای خودمان می‌دیدم، مثلاً اگر کسی می‌خواست به روستای ما بیاید، رسیدن تا آنجا خیلی سخت بود و آن موقع وسایل رفت و آمد به شکل امروز نبود و با چهارپا مسافرت می‌کردند در مسیر هم، بعضاً دزدها، غارت می‌کردند و خیلی ناامنی بود. ولی در مجموع می‌دیدم که مثلاً یک امنیه (ژاندارم) وقتی که به ده می‌آمد به مردم خیلی ظلم می‌کرد. وضع ما در روستا کمی بهتر بود و در آنجا پدرم احترامی داشت و زندگی ما هم از سطح متوسط آنجا بالاتر بود. امنیه‌‌ها که می‌آمدند، اسبشان را دست جوان‌ها می‌دادند که ما مدتی اسب آنها را بگردانیم تا عرق اسب خشک شود. این‌گونه با ما رفتار می‌کردند. اگر زن چادری را در کوچه می‌دیدند، چارقد و چادر از سرشان برمی‌داشتند. شرایط و فقر این‌گونه بود. ولی 14 سال داشتم که به قم آمدم. موقعی بود که سیاست، مردمی شده بود. می‌دانید از شهریور 1320 به بعد مردم نسبتاً از لحاظ سیاسی آزادتر شده بودند و قوه قهریه آن‌گونه بالای سرشان نبود. جبهه ملی فعال بود، توده‌ای‌‌ها خیلی فعال شدند و فعال‌تر از همه بودند. کم‌کم تحرکات جمعیت فدائیان اسلام اوج گرفت. آیت‌الله کاشانی از بند آزاد شده بودند و یک روحانی خیلی محترمی بود. بحث‌های خاص سیاسی داخلی و خارجی شروع شده بود. در این فضا من با سیاست آشنا شدم. در همان آشنایی اولیه هم دو، سه مسئله ذهنم را اشغال کرد. یکی ظلم استعمارگران بود که تحت تأثیر جنگ دوم جهانی به مردم می‌کردند و کم‌و‌بیش در تاریخ می‌خواندیم و حالت بدی ظلم‌های استعماری در ذهنم ایجاد کرده بود.

مسئله دوم چون من از روستای دورافتاده کویری بودم و با اکثر نقاط ایران هم آشنا شده بودم، وضع عقب‌افتاده‌ای منطقه ما که از فقدان سازندگی و توسعه کشور رنج می‌برد، باز صحنه بدی در ذهنم ایجاد کرده بود. از لحاظ دینی هم درهمان کودکی و نوجوانی با آموزش مرحوم والدم، با قرآن آشنا شدم و با مطالعه بیشتر در قرآن و در خدمت اساتیدی که در قم بودند و در آن شرایط باز به این نتیجه رسیدم که شرایط دینی کشور هم وضع درستی ندارد و مواردی که ما از قرآن و اسلام می‌فهمیدم در افکار عمومی این هیچ تطبیقی نداشت. تا این که نَفَس امام هم به من خورد و تحت تأثیر ایشان هم قرار گرفتم.

در مجموع به این فکر افتادم که آن اسلامی که می‌شناختم و مکتب اهل بیت(ع) می‌تواند راه نجات کشور باشد و راه درست این است که مردم از فقر و عقب افتادگی بیرون بیایند تا به جایی برسیم. البته سالهای اول که وارد بحث‌های اجتماعی شدم، به دلیل بحث‌های اجتماعی، اخلاقی و عقیدتی و اینها، نشریه مکتب تشیّع را تأسیس کردم و آن موقع سروکار ما با متفکرین، نویسنده‌‌ها و شخصیت‌های مؤثر این میدان بود. الان شما به نشریه مکتب تشیّع که نگاه کنید آن دوره‌ای که منتشر می‌شد، هفت، هشت سال، بیشتر موضوعاتش مسائل اجتماعی و عقیدتی است و یک مقداری هم مسائل سیاسی که چاپ می‌شد. با این تفکرات فعالیت‌های اجتماعی‌ام را شروع کردم. تا شرایط به گونه‌ای شد که به‌تبع امام(ره) بحث خالص سیاسی هم پیش آمد که از آن به بعد وارد بحث‌های سیاسی شدم منتها با ایمان و این مهم میّسر نشد جز همان برداشت‌های خودم و مطالعات و درس‌هایی که خوانده بودم و مجموعه اینها و انگیزه‌هایی که داشتم، تحت تأثیر همه این موارد وارد سیاست شدم و آنها هنوز هم هست. یعنی همان‌طوری که فهمیده بودم،

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید