هر روز!
هر روز!

نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید نفس

نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید نفس

نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
نفس برآمد و کام از تو بر نمی​آید
فغان که بخت من از خواب در نمی​آید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی​آید
قد بلند تو را تا به بر نمی​گیرم
درخت کام و مرادم به بر نمی​آید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی​آید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی​آید
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمی​آید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی​آید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی​آید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمی​آید
 
اشعار حافظ با صدای دلنشین موسوی گرمارودی

 
تعبیر فال حافظ:
بسیار بی قرار و بی تاب شده ای و همه چیز را از دست رفته می بینی . رسیدن به کام و مراد را محال می دانی. دعا هم می کنی ولی نتیجه نگرفته ای مطمئن باش آنقدر عمر می کنی که به تمام آرزوهایت برسی. دل از خدا جدا نکن و امیدوار باش که در آینده ای نزدیک به مراد خود خواهی رسید.
تفسیر فال حافظ 2:
نگران و مضطرب هستی و می ترسی به هدف خود نرسی اما نا امید نباید بود. خداوند با صابران است. 
 

فال حافظ نفس برآمد و کام از تو بر نمی​آید
اختصاصی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید