هر روز!
هر روز!

نقض عهد؛ نشانه سیاستمداری یا بی دینی نقض عهد و

نقض عهد؛ نشانه سیاستمداری یا بی دینی نقض عهد و

نقض عهد؛ نشانه سیاستمداری یا بی دینی
نقض عهد و پیمان
«بدترین جنبندگان نوعی از انسان ها هستند؛ یکی از صفات غیر انسانی آنها مسأله نقض عهد و پیمان است. کأنه [قرآن ] این طور می فرماید: ما به این دلیل اینها را پست ترین حیوانات و جنبندگان می خوانیم که اینها دارای این خصوصیات هستند با دیگران پیمان می بندند ولی این پیمانشان دسیسه ای بیش نیست . نه یک بار بلکه هر پیمانی که می بندند نقض می کنند... پس آن آدمی که هیچ گاه پایبند به وفای به عهد و پیمان خودش نیست... او از انسانیت و از آن چیزی گه آن را شرف انسانیت می نامند سقوط کرده و دیگر انسان نیست.»  (آشنایی با قرآن، ج 3، ص 143 و145) 
 
شرافت انسانی
« هم بشرهای دیندار هم بشرهای غیر دیندار هر دو یک شرافتی  را برای انسان ادعا می کنند که لااقل اشرف از حیوانات می دانند و لهذا برای انسان حقوق و آزادی هایی قائلند که آن حقوق و آزادیها را برای حیوانات قائل نیستند... حالا که برای انسان چنین شرافتی قائل شده اند ما از این اشخاص می پر سیم شرافت انسان به چیست؟ آیا شرافت انسان به جان داشتن است؟ همه جاندارها جان دارند... به حافظه است؟ حیوان حافظه دار در دنیا زیاد است... اگر کسی قائل شد که در انسان یک حقایقی وجود دارد مافوق حیوانی  آن وقت می تواند برای انسان یک شرافتی قائل بشود... منطق قرآن همین است می گوید یک انسان به صرف اینکه از نسل بشر است نمی تواند احترام بیشتری از حیوانات را ادعا کند یک انسان به موجب آنکه کمالات مختص انسانی را دارد می تواند محترم باشد... انسان ، انسان است به اینکه به اختیار خودش پیمان ببندد و در حالی که برایش ممکن است خیانت کند، روی پیمانش بایستد ولو به ضرر خودش باشد... قرآن می گوید: انسانی که آن اولیات انسانیت را که راستگویی و امانت و وفای به عهد است واجد نباشد او فقط یک حیوان است... بلکه بودن او در جامعه جز زیان چیزی نیست... اگر کشتن عقرب جایز است کشتن اینها هم جایز می باشد ؛ به چه دلیل ؟ به دلیل اینکه پیمان در نظر این ها کوچکترین احترامی ندارد. (همان، ص145 تا  149 ) 
وفای به پیمان از منظر علی علیه السلام
« از نظر علی علیه السلام مسأله وفای به عهد یک مسأله عمومی است. حضرت در فرمان معروفش به مالک اشتر استناد می کند به جنبه عمومی و بشری عهد و پیمان که اگر بنا بشود پیمان در میان بشر احترام نداشته باشد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود...خیلی تعبیر عجیبی است! «فإنّه لیس مِن فرائض الله شیءٌ الناس اشد علیه اجتماعاً... مِن تعظیم الوفاء بالعهود » . می فرماید: از فرائض الهی هیچ فریضه ای نیست که مردم با آن همه اختلاف سلیقه ها و اختلاف عقیده ها، به اندازه این فریضه درآن متفق باشند... 
چون یک امری است که از وجدان انسان سرچشمه می گیرد و به عقیده خاصی مربوط نیست... وقد جعل الله عهده و ذمته اَمناً افضاه من العباد... خدا عهد و پیمان را مأمن برای بشر قرار داده است، حریمی برای بشر قرار داده که درآن بتوانند سکونت و آرامش پیدا کنند. تا آنجا که می فرماید: در هر شرایطی قرار بگیری و لو فوق العاده ناراحت باشی .. پا روی این امر انسانی نگذار. ( نهج البلاغه، نامه 53)  
نقض عهد؛ نشانه سیاستمداری یا بی دینی
«امروز این گونه نقض عهدها را نوعی زرنگی و سیاستمداری می دانند... گذشتگان هم بدهایشان مثل امروزی ها نقض می کردند. ما می بینیم معاویه پسر ابوسفیان می آید با امام حسن علیه السلام پیمان صلح می بندد با نام خدا و با عهدهای مؤکد و زیرش را هم امضاء می کند ولی همینکه روی کار آمد، در اولین خطبه ای که می خواند بالای منبر اعلام می کند.: أیهاالناس از حالا به شما بگویم تمام موارد قرارداد را زیر پا گذاشتم... اما وقتی سراغ علی علیه السلام می رویم به او می گویند: ببین معاویه چقدر مرد زرنگی است! امیرالمؤمنین می فرماید آن زرنگی نیست، آن بی دینی است فرق است میان بی دینی و زیرکی . آدم دیندار همه این راه ها را می داند ولی نمی کند اما آدم بی دین این کارها را انجام  می دهد. تفاوتش در پایبند بودن است نه اینکه او چیزی درک می کند که دیندار درک نمی کند.» (همان، ص 151 و152)
آیا در مسیر حق و عدالت بودن مانع پیشرفت است؟
«وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ یُعْجِزُونَ » ؛ آنان که کافر شده اند نپندارند که جسته اند ، زیرا خدا را ناتوان نمی سازند.
این کافران خیال نکنند که به موجب این کارهای کافرمآبی خود، نقض عهدها و عملیات غیر انسانی ، پیش افتادند. نه اینها خدا را عاجز نمی کنند و مقصود این است که کارهای آنها در مقابل کارهایی که بر اساس خدایی است پیش نمی افتد... ما[مسلمانان] عکسش را می گوییم؛ می گوییم حق هیچ وقت پیش نمی رود، عدالت هیچ گاه پیش نمی رود... بعد هم می گوییم دلیلش این است که ما می بینیم مردان حق پیش نرفتند. علی علیه السلام شکست خورد. امام حسین علیه السلام کشته شد پس پیش نرفت.» در ادامه استاد می گوید: « ولی اشتباه می کنیم. ما فکر کرده ایم علی علیه السلام و معاویه راهشان هم مثل هم بوده اما با دو متد.» و اما جواب از زبان استاد: اگر هدف هر دو را یکی بدانیم آن وقت علی علیه السلام از معاویه العیاذ بالله بدتر بود... علی علیه السلام شکست نخورده پیروز شد. خودش کشته شد ولی هدفش را نگهداری کرد .
 
لزوم آمادگی سپاه اسلام
استاد می فرماید راه خدا فقط معنویات از جمله وفا به عهد نیست، بلکه مادیات هم هست. « راه اسلام راه جامع است. بعد از آن آیات می گوید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ » برای مقابله با دشمنان، تا آن حدی که برایتان ممکن است نیرو تهیه کنید... علامه طباطبایی می گویند: در آیات پیش مخاطب فقط شخص پیغمبر است ، در این آیه مخاطب عموم مردم. » چرا؟ « چون این نیرو نیرویی نیست که فقط باید رئیس مسلمین آماده

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید