مسیر سبز
مسیر سبز

نیوشا ضیغمی راستش را بگو! تماشا: نیوشا ضیغمی در سریال

نیوشا ضیغمی راستش را بگو! 
 تماشا: نیوشا ضیغمی در سریال

نیوشا ضیغمی راستش را بگو!
تماشا: نیوشا ضیغمی در سریال «راستش را بگو» با نقشی که به اعتقاد خودش خیلی از کاراکتر شخصی اش فاصله دارد، توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کرده: نقشی که ممکن است با پیگیری سریال عصبی تان کرده و لوس و خودرأی بودنش توی ذوقتان بزند. البته خود ضیغمی اعتقاد دارد اگر این اتفاق افتاده یعنی او در بازی اش موفق عمل کرده است.

با او به بهانه این سریال به گفت و گو نشستیم. هر چند در این گفت و گو، حرف های مان به وضعیت سینما، زندگی شخصی و احوال این روزهایش هم کشیده شد که در ادامه می خوانید:



شما پیش از بازی در سریال «راستش را بگو» در تلویزیون با سریال «در چشم باد» سابقه فعالیت داشتید، بازگشت به تلویزیون به دلیل بحران سینما بود یا دلایل دیگری داشت؟

- نمی گویم به خاطر شرایط سینما بود چون زمانی که آقای آهنج پیشنهاد بازی در این سریال را داد، من پیشنهاد سینمایی هم داشتم اما فیلمنامه ای که از این سریال خواندم اینقدر جذاب و غافلگیرکننده بود که من از تلویزیون انتظار ساخت چنین سریالی نداشتم.

همانطور که می بینید تلویزیون همیشه در حالتی تعیین شده حرکت می کند و با بودجه های میلیاردی سریال هایی ساخته می شود، مثل همین «کلاه پهلوی» که در حال پخش است و پاسخگوی انتظارات نیست.

من همیشه فکر می کنم اگر قرار است در تلویزیون حاضر باشیم و روبروی مخاطبان میلیونی این مدیوم قرار بگیریم، باید در کاری باشد که بازتاب های خاص داشته باشد نه با داستان های دختر و پسری و خانوادگی روتینی که همیشه دیده ایم و هیچ جذابیتی برایمان باقی نگذاشته است. به همین خاطر وقتی متن «راستش را بگو» را خواندم احساس کردم با یک متن انتقادی اجتماعی مواجه هستم که خیلی ترغیبم کرد به تلویزیون برگردم.

شخصیتی که شما در این سریال ایفاگر آن هستید یک دختر لوس است که مدام در حال جیغ زدن است. نترسیدید که به خاطر این نقش، مخاطب شخص شما را به جای کاراکتر پس بزند؟

- تا الان من نزدیک به 30 فیلم و سریال بازی کرده ام و کارنامه بازیگری ام با شخصیت هایی که بازی کرده ام، بالا و پایین داشته اما شخصیت «خاطره آرامی» کمی متفاوت تر از بقیه بود، چون یک دختر خودپسند و مغرور است که فقط خودش را می بیند. اساسا فکر می کند همه چیز را می تواند به هر قیمتی به دست بیاورد که اتفاقا برعکس این روند پایان خیلی متفاوتی خواهد داشت.

حالا اگر مردم، من را در این سریال جیغ جیغو و لوس می بینند و اعصابشان خرد می شود، یعنی اینکه من کارم را درست انجام داده ام و به آن چیزی که مد نظر فیلمنامه نویس بوده، رسیده ام اما من خودم لوس و جیغ جیغو نیستم بلکه به خاطر نقشم اینگونه رفتار می کنم. خاطره آرامی، نیوشا ضیغمی نیست و مردم باید این دو نفر را از هم متفاوت بدانند.



خودتان چقدر این داستان را باور کرده اید؟ اینکه یک گروه یکباره دلشان بخواهد اهل فتوت بشوند. داستانی که به دلیل نداشتن همانندی در جامعه، به نظر شعاری و غیرقابل باور است.

- من نمی توانم اسمش را شعار بگذارم. قرار نیست تجربیات همه آدم ها شبیه به هم باشد و ما نمی توانیم هر چیزی را که خودمان تجربه نکرده ایم به اسم شعار پوشش بدهیم. من فکر می کنم همه آدم های این سریال نمونه اجتماعی دارند. درهمه جای دنیا مضمون سیاسی، ژانر نیست و یک تم است.

 تم داستان ما هم سیاسی است و در تم های سیاسی همه چیز بر اساس مکالمه پیش می رود و آدم ها زیاد حرف می زنند. وقتی آدم ها زیاد حرف بزنند و حرف هایشان هم قلنبه سلمبه باشد، حالتی شعارگونه پیدا می کند. به نظرم اگر کسی بتواند از یک دیالوگ این کار تاثیر بگیرد، یعنی ما موفق شده ایم.

صادقانه اگر بخواهید بگویید، انتقادی به این کار ندارید؟

- قطعا به این کار هم نقدهایی وارد است و من از نقدهای خوب استفاده می کنم اما بعضی سایت ها را که می دیدم احساس کردم بعضی ها نقد نمی کنند بلکه به شکلی گویا غرض ورزی دارند. این را نمی توان پذیرفت اما همه ما نقدهای سالم را می پذیریم.

چرا در تمام طول سریال شما با یک دست لباس دیده می شوید؟

- من خودم به این موضوع انتقاد داشت. به این دلیل که این آدم مدعی است که پدر ثروتمندی دارد، پس باید نحوه لباس پوشیدنش مثلا با هانیه حقی (با بازی الناز بهمن زاده) فرق داشته باشد. این ایرادی بود که من خودم هم به طراح صحنه و لباس وارد می دانم. این موضوع را زمان فیلمبرداری عنوان کردم اما از آنجایی که ما بر اساس خط داستان پیش نمی رفتیم و قرار بود صحنه ها رج بخورد، پیشنهاد من را نپذیرفتند. در نهایت چون طراح صحنه و لباس انتخاب کارگردان بود و من برای شخص آقای آهنج به شدت احترام قائل هستم، این مورد را پذیرفتم.

در حال حاضر از شبکه های فارسی زبان سریال هایی پخش می شود که عملا کیفیتی ندارند اما مخاطبان اینها برابری می کند با پرمخاطب ترین سریال های سال های دور در تلویزیون خودمان. شما دلیل چنین اتفاقی را چه می دانید؟

- من فکر میکنم کم کاری مدیران و سیاستگذاری شان برای ساخت برنامه در تلویزیون در این مورد موثر است. ضربه ای که شبکه های فارسی زبان مثل فارسی وان و غیره به فرهنگ ما می زنند از حمله مغول و سوزاندن کتابخانه های مان هم سهمگین تر است. شاید آن زمان وسعت مخاطب و آدم های باسواد کمتر بود اما الان دیگر در هر جای کشور تلویزیون و ماهواره وجود دارد و تاثیر این سریال ها روی اخلاق و اصول خانوادگی ماست.

آنها دارند ضد اخلاقیات را جزو زندگی می کنند و قبح آنها را از بین می برند و این واقعیت تلخ این اتفاق است. من فکر می کنم در حال حاضر مسئولیت به شدت سنگینی روی دوش سیاستگذاران است و اگر به داد این موضوع نرسیم، روز به روز مخاطب را از دست می دهیم تا بروند و مخاطب ثابت برنامه های مزخرف آن طرف آبی شوند.



سریال

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید