هر روز!
هر روز!

هایلایت (26) دیل کارنگی "ما دیگران را فقط تا

هایلایت (26) دیل کارنگی 
 "ما دیگران را فقط تا

هایلایت (26)
دیل کارنگی
"ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیمهدایت کنیم."
اسکات پک
"آبادی یک کشور ار روی نسبت آزادیش سنجیده میشود نه از روی حاصلخیزیش."
مونتسکیو

"هر جا که عشق بزرگی خانه کرده است خشم بزرگی نیز مسکن دارد."
آلن لاکین

"از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت .جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانشاست"
نادر شاه افشار

"انسان ها 85 درصد از وقت خود را صرف اموریمیکنند که اصلاً به انها مربوط نیست!"
برنارد شاو

"کسانی که حاضر نیستند برای آزادی بهایی بپردازند لیاقت آزادی را ندارند ..." جورج واشنگتن

"چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم فریب همان کسانی را خورده ایم که باورشان داشته ایم ..."
لئو بوسکالیا
"گاهی آدمها با هم به دعوا بر میخیزند نه برای کشف حقیقت بلکه برای پنهان کردن آن ..."
"ماکسیم گورکی"

"عاقبت یک روز، یک نفر می‌آید و تمام آنهایی راکه رفته اند را از یادمان می برد..."
ایلهان برک

"عمره : چند وقت است به آینه نگاه نکردی ؟ مختار : چطور ؟ عمره : موهای سر وصورتت دارد همرنگ دندانهایت می شود . مختار : به نظرت نشان چیست ؟ عمره : نشان آن است که بر اسب سرکش قدرت لگام زده ای ، توسوار بر قدرتی نه قدرت سوار تو .... مـردان بـزرگ زیر بارهای گران کـمـر خـم نمی کنند ، مــوی سـپـیـد میکنند... تو غم عدالـت داری مختار پس به خودت ظلم نکن کمی هم به فکر خودت باش . مختار : بر عدل حکومت کردن مثل گردن نهادن بر لبه تیزشمشیر است لحظه ای غفلت کنی شاهرگت پاره می شود هر چه در کار حکومت جلو می روممظلومیت علـی برایـم ملموس تر می شود . درک غم و رنج علـی جانکاه است عمره ،کمترین اثرش سپید کردن موی است. . ."

مولانا 

"حالا که آمده‌ای چترت را ببند در ایوان این خانه جز مهربانی نمی‌بارد"
محمد رضا عبدالملکیان

از زمانی که شنیدم تو شعر می‌خوانی..."
محمد رفیعی

"ﺷﻮﺥ ﻃبعی بی‌نظیر ﻳﮏ شهید ﺍﻳﺮﺍنی ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺧﺮ... ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﮔﺮ: ﺗﺮﮐﺶ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ سینه‌اش ﺭُﻭ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ می‌کرﺩ. ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭُﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻی ﺳﺮﺵ ﺩﺍﺷﺖ آﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺴﺎﺷﻮ می‌زﺩ. ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ آﺧﺮ ﭼﻪ ﺣﺮفی ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭی ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﻣﻴ‌‌ﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗتی ﺑﺮﺍی ﺧﻂمقدم ﮐُﻤﭙُﻮﺕ می‌فرستن، ﻋﮑﺲ ﺭُﻭی ﮐﻤﭙﻮﺕﻫﺎ ﺭﻭ ﻧَﮑﻨﻦ! ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺿﺒﻂ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ، ﻳﻪ ﺣﺮﻑِ ﺑﻬﺘﺮی ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻨﺎﺯی ﮔﻔﺖ: آﺧﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭنی، ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﻢ، ﺭُﺏﮔﻮﺟﻪ ﺍﻓتاده...! و لحظاتی بعد چشمانش را بست، لبخندی زد و شهیدشد............" شهید رضا قنبری، معروف به "شهیدخندان"تهران سال 1364


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید