هر روز!
هر روز!

همسرم متشکرم! همسرم متشکرم! : همسرم متشکرم! : همسرم

همسرم متشکرم! 
 همسرم متشکرم! : همسرم متشکرم! 
 : همسرم

همسرم متشکرم!
همسرم متشکرم! : همسرم متشکرم!
: همسرم متشکرم!
تعارف که نداریم. ما معمولاً چیزهایی را که همسرمان از ما دریغ کرده است به خوبی به یاد می آوریم اما آیا تا به حال فکر کرده ایم همسرمان چه چیزهایی به ما داده است و ما به خاطرش قدردانی نکرده ایم؟ شاید بگویید وظیفه اش بوده شاید بگویید:«زنم است و وظیفه اش است که خانه را مرتب کند.» «شوهرم است و وظیفه اش است که خرجی خانه را بدهد» یا «تولدم بوده و وظیفه اش بوده برایم کادو بخرد.»
به گزارش : حتی اگر همه چیزهایی که شما می گویید درست باشد که البته نیست، باز هم قدرشناسی رابطه شما با همسرتان را بهتر می کند، سلامت روان خودتان را بالا می برد و اصلا نگاه تان به زندگی اجتماعی را عوض می کند. پس می ارزد که تکنیک هایش را یاد بگیرید. 4 فایده تشکر از همسر «یک تشکر خشک و خالی به چه دردی می خورد». «هر کس باید وظیفه خودش را انجام دهد و نباید از دیگران توقع قدردانی داشته باشد»، این جمله های نادرست متاسفانه آن قدر فراگیرند که خیلی از ما باورشان کرده ایم. اما روان شناس ها می گویند قدرشناسی دست کم روی این چهار چیز تاثیر می گذارد:
۱ -رابطه با همسرتان را مثبت می کند:کسانی با شما بیشتر ارتباط برقرار می کنند که بدانند شما علاوه بر این که بدی هایشان را می شمارید، لطف هایشان را هم همیشه به یاد دارید. حالا این آدم چه پدرتان باشد،چه مادرتان، چه همسرتان، چه کارفرمایتان، چه استاد دانشگاه تان، چه همکارتان و چه دوست تان، از آدم قدرشناس بیشتر خوشش می آید. به همین خاطر است که روان شناس ها می گویند قدرشناسی روابط ما با دیگران را مثبت می کند، به خصوص وقتی این فرد همسرتان باشد یعنی کسی که می خواهید یک عمر با او زندگی کنید. اصلاً بخش زیادی از رضایت زندگی به همین رابطه مثبت برمی گردد.
۲ -رضایت از زندگی را بالا می برد:آدم های قدرشناس تر آدم های راضی تری هستند. از زندگی خودشان بیشتر لذت می برند و خوبی های همسر را بیشتر می بینند و درک می کنند. این رضایت از زندگی خودش کم چیزی نیست. اصلا یک جورهایی رضایت از زندگی خود خوشبختی است.
۳ -افسردگی را کم می کند:قدرشناسی افسردگی را کم می کند. می دانید چرا؟ راستش را بخواهید افسردگی از یک نوع خودخواهی خیلی عمیق اما خیلی پنهان سرچشمه می گیرد. تا وقتی که ما در مقام گیرنده مطلق باشیم و توقع داشته باشیم همه چیز و از جمله محبت را دو دستی به ما تقدیم کنند، معلوم است که افسرده می شویم. چون که ذاتاً دنیا این جور جایی نیست که مفتی مفتی و فاقد تعامل تو را به چیزی برساند. آدم های قدرشناس به این دلیل افسرده نمی شوند که این حس قدردانی با آن حس پنهان خودخواهی مقابله می کند.
۴ -خشم و حسادت را کمرنگ می کند: هم خشم و هم حسادت به گونه ای از نمی سرچشمه می گیرد. خشم به این خاطر شکل می گیرد که ما برای رسیدن به هدف مان با مانع روبه رو شده ایم و حسادت هم به این خاطر که ما دلمان می خواسته است در جایگاه یک نفر دیگر باشیم اما الان نیستیم. اما حس قدردانی به معنای رضایت حداقل از جنبه های مثبت وضعیت فعلی است. یعنی دقیقاً بر خلاف حس هایی که به خشم و حسادت دامن می زند. قدرشناسی را بیاموزیم برای این که یک نفر، آدم قدرشناسی شود هیچ وقت دیر نیست. قدرشناسی یک مهارت است که می شود همیشه آن را آموخت و تجربه کرد.
شما می توانید چهار راهکار نخست را چهار گام یک روش به حساب بیاورید و چهار راهکار دوم را هم همین طور چهار گام یک روش دیگر. روش نخست: مقایسه فهرست دریافت و پرداخت اجرای این روش کاری ندارد. فقط احتیاج به یک حافظه خوب و یک انصاف خوب تر دارد: گام۱: از همسرم چه چیزی گرفته ام؟ فهرست همه کارهای ریز و درشتی را که همسرتان برای تان انجام داده است تهیه کنید. باور کنید اگر منصف باشید این فهرست آن قدر طولانی می شود که خودتان هم خجالت می کشید! یادتان باشد چیزهای ناچیز و کارهای بزرگ را کنار هم ردیف کنید و از هیچ کدام صرف نظر نکنید. کم کم حس قدرشناسی شما را قلقلک می دهد.
گام۲ : به همسرم چه چیزی داده ام؟ خب! حالا موقع این است که خودتان را تحویل بگیرید. ببینید به همسرتان چه چیزهایی داده اید. از کوچک و بزرگ همه کارها را ردیف کنید. امیدوارم از آن آدم ها باشید که فهرست پرداخت و دریافت شان تقریبا به یک اندازه باشد وگرنه یا خیلی قدرناشناس اید یا خیلی قدر نادیده!
گام ۳: چه مشکلاتی برای همسرم به وجود آورده ام. خب! حالا باید ببینید چه زجرهایی به همسرتان داده اید! سخت است نه! حتماً می گویید خب عمدی نبوده، تصادفی بوده است، حقش بوده یا از این قبیل حرف های صد تا یک غاز. چه طور وقتی در ذهنتان بدی های یک نفر را ردیف می کنید از این قبیل بذل و بخشش ها نمی کنید؟ خرده جنایت هایتان را فهرست کنید!
گام۴: فهرست ها را با هم مقایسه کنید! طول و عرض همین سه فهرست را که با هم مقایسه کنید خودتان دست تان می آید که چه قدر باید به دوز قدرشناسی تان اضافه کنید. بهتر است به محتوای جاهایی که باید بیشتر قدرشناس شوید توجه کنید. روش دوم: اصلاح باورهای قدرناشناس این روش کمی پیچیده تر است. شما به غیر از حافظه باید روی باورهای عمیق تان کار کنید. باورهایی که ممکن است از بچگی در شما به وجود آمده باشد و به این راحتی نشود تغییرشان داد!
گام۱ . باورهای قدرناشناس را ردیف کنید! کافی است قبل از هر چیز همه فکرهایی را که موقع قدرناشناسی به کله تان می زند، ردیف کنید، فکرهایی مثل «نه اصلاً لازم نیست»، «وظیفه اش بوده»، «حالا دفعه دیگر» و...
گام ۲ . باورهای قدرناشناس را دسته بندی کنید! با توجه به علت های قدرناشناسی می توانید باورهایتان را به دسته های «باور به نیاز نبودن قدردانی»، «باور به چاپلوسی بودن قدردانی» ، «باور به حقارت بودن قدردانی» و از این قبیل دسته ها تقسیم کنید. یادتان باشد معمولاً باورهای قدرناشناسانه از همین چند دسته اند.
گام ۳ .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید