هر روز!
هر روز!

هنر ارمنی معماری هنر سینما آشپزی رقص پوشاک نقاشی تاریخ

هنر ارمنی معماری
 هنر
 سینما
 آشپزی
 رقص
 پوشاک
 نقاشی
 تاریخ

هنر ارمنی
معماری هنر سینما آشپزی رقص پوشاک نقاشی تاریخ خط زبان ادبیات موسیقی مذهب اساطیر ارمنستان ورزش وارتاوار
هنر ارمنی سابقه بیش از پنج هزار سال را دارد. ارمنیان در رشته‌های معماری، منبت‌کاری، نقاشی، موسیقی و تئاتر پیشینه طولانی دارند. با توجه به کوهستانی بودن ارمنستان و وفور سنگ‌های ساختمانی در این کشور و استفاده دیرباز از این سنگها در امر ساختمان سازی کنده کاری بر روی سنگ‌ها نیز از اعصار قدیم در میان ارمنیان مرسوم گردید.
مطالعه و پژوهش دربارهٔ هنر ارمنیان از اوایل سده بیستم آغاز شد. از محققین معروف را می‌توان به: گارگین یکم، سِر آرپی دِرنرسسیان و ژان میشل را نام برد.
نقاشی ارمنی مربوط به دوره ما قبل تاریخ قدمتی ۱۰ هزار ساله دارد (نقاشی بر دیوارهای غارها، سنگ‌نگاره‌ها) در عصر برنز (هزاره‌های ۵ تا ۳ پیش از میلاد) هنر کاربردی اساساً به صورت سفالگری نمود پیدا می‌کند (سفالهای رنگی زیبا، مزین به صور هندسی و نقش نگاره‌های گیاهی) (اکتشافات باستان‌شناسی در تپه شرش، کارنوت، وانادزور و غیره). بدون شک جام زرین کشف شده در کاوشهای باستان‌شناسی تپه «آرمگاه وانادزور» که مزین به ۶ شیر می‌باشد، یکی از زیباترین نمونه‌های هنر فلزکاری در هزاره دوم قبل از میلاد می‌باشد.
مشخصه بارز هنر مینیاتور ارمنی که نمونه‌های اولیه کشف شده آن مربوط به سده ۶ میلادی می‌باشند رنگ آمیزی زیبا و سبکهای متنوع آن می‌باشد. انجیلهای مزین به مینیاتور باقی‌مانده از سده‌های دهم و یازدهم میلادی که نام اساتید نقاش آن مشخص نمی‌باشد دارای ارزش هنری فوق‌العاده ایی می‌باشد. این انجیلها با نامهای «انجیل اچمیادزین» (سال ۹۸۹ م)، «انجیل وهاپار» (سده دهم میلادی)، «انجیل موقنی» (سال ۱۰۳۸ میلادی) شناخته شده می‌باشند. «انجیل اچمیادزین» دارای جلدی نفیسی از عاج فیل می‌باشد و درآن ۴ مینیاتور منحصر به فرد از سده ششم میلادی حفظ شده است. یکی از سبکهای اصلی هنر مینیاتور ارمنی تزئین کتب و نسخ دست نوشته می‌باشد. استاتید مینیاتوریست با استفاده از آب‌رنگ، گواش و رنگهای چسبی در حاشیه صفحات کتب و نسخ دست نوشته طرح‌های گرافیکی و مناظر زیبایی با موتیف‌های گیاهی و حیوانی به یادگار گذاشته‌اند. در سده میانه هنر مینیاتور ارمنی با سبکها و مکاتب مختلفی نمود پیدا کرده است. مشهورترین این سبکها و مکاتب «واسپورن»، «آنی»، «سیلیسیه»، «گلادزور»، «داتو»، «جلفا» (ایران) و «کریمه» می‌باشند، که از ترکیب آنها هنر مینیاتور ارمنی بوجود آمده است.
معماری ارمنی نوعی معماری خاص است که بیش از ۴۵۰۰ سال توسط ارمنیان بکار گرفته می‌شود. این معماری در طول سالیان دراز دچار تغییر و البته پیشرفت شده است. این معماری رابطه مستقیمی با اقلیم و شرایط طبیعی سرزمین کوهستانی ارمنستان، دارد و البته تحت تأثیر مستقیم تاریخ و فرهنگ ملت ارمنی نیز می‌باشد. وجود انواع مختلف سنگهای معدنی خصوصاً سنگ توف زیبایی خاصی به این نوع معماری بخشیده است.
معماری ارمنی مربوط به دوران قدیم، مانند معماری که از زمان سلسله پادشاهی یرواندونیها، آغاز و تا زمان پادشاهی ارمنستان بزرگ ادامه یافت معماری ارمنی دوران اول نام گرفته است.
شهرهای شبیه شهرهای امروزی در تاریخ معماری ارمنی که مربوط به دوران اول معماری ارمنستان می‌باشد و در کتاب آناباسیس، کسنوفون نیز نام آنها آمده است عبارتند از:
آرماویر (ارمنستان)، یروانداشات (شهر باستانی)، آرتاشات، واغارشاپات، زاره هاوان، تیگراناکرت آرتساخ، همچنین بناهایی نظیر معبد گارنی، زاره هاوان و شهرهایی نظیر آنی (شهر باستانی)، دارویْنْک، آنی کاماخ، اوشن؛ و همچنین بناهای مذهبی مانند باگاوان، باگرواند، آشتیشاد، یریزا، حلقه معماری آن دوران ارمنستان را نشان می‌دهند.
خاچکار، هنر حجاری است که در دوران باستان و سده‌های میانی منحصراً در ارمنستان و سرزمین‌هایی که ارمنیان در آن اقامت گزیده بودند رواج داشت. در دوران پادشاهی آراراتیان، استادکاران سنگ‌تراش ارمنی گونه‌ای سنگ یادبود برپا می‌کردند که از دو قطعه تشکیل می‌شد:
یک پایهٔ مکعبی که در زمین قرار می‌گرفت و یک لوح سنگی پرداخت شده که با دنباله‌ای در گودی ایجاد شده در رویهٔ فوقانی مکعب سنگی استوار می‌شد و بخش اصلی سنگ یادبود را تشکیل می‌داد. روی لوح شرح اقدامات شاهان در زمینه‌های عمرانی، نظامی، اقتصادی و غیره حجاری می‌شد. اغلب این سنگ نوشته‌ها با نقش‌های تزیینی و نگاره‌های هنری زمان خود همراه بودند.
در سده‌های بعد، به خصوص در دورهٔ آغازین سده‌های میانی نقش‌های تزیینی از نظر طرح و مضمون تنوع بیشتری یافتند. به این ترتیب، اثر سنگی باستانی به دوران جدید تاریخ ما رسید، بی آنکه شکل ظاهری و کاربرد آن تغییر یابد، تنها نقش‌ها و آرایه‌ها تغییر و تحول یافتند، غنی تر و متنوع تر شدند و تأثیر دوره‌های مختلف در جزییات آرایه‌ها بازتاب یافت. این گونه بود که نقش صلیب بر روی لوح باستانی نمایان شد و رفته رفته قسمت مرکزی آن را در اختیار گرفت و شاخص آن شد، نام خود را به سنگ یادبود داد و چلیپاسنگ یا خاچکار (در زبان ارمنی «خاچ» به معنی صلیب و «کار» به معنی سنگ است. خاچکار، چلیپاسنگ یا سنگِ صلیب ترجمه شده است) پدید آمد.
ارمنیان، که جزو نخستین پیروان رسمی مسیحیت (از ۳۰۱م) هستند، میراث کهن انگاره‌ها و نمادهای فرهنگ و سنت خود را با مفهوم روحانی آیین جدید تلفیق کردند و در طول روند تکامل نقشها موفق به بیان قوی و آشکار آنها به صورت نمادهای مسیحی شدند.
امروزه، آثار هنری به جای مانده و شناخته شده مانند معماری کلیساها، چلیپاسنگها، صفحات تذهیب شده انجیلها، فرسکو، هنر فلزکاری، کندهکاری چوب، سفالگری و نیز هنرهای سنتی دستبافت مانند فرش، گلیم، گلدوزی و غیره تداوم و تکرار این نقشهای سنتی را به روشنی نشان می‌دهند.
این دسته از نقشهای تزئینی، که در اصل نقشهایی نمادین و حامل معانیای خاص هستند، دو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید