هر روز!
هر روز!

پادشاهی ایبری پادشاهی ایبِری (به گرجی: იბერიის სამეფო ایبِریئیسْ سامِپُ

پادشاهی ایبری پادشاهی ایبِری (به گرجی: იბერიის სამეფო ایبِریئیسْ سامِپُ

پادشاهی ایبری
پادشاهی ایبِری (به گرجی: იბერიის სამეფო ایبِریئیسْ سامِپُ ) قلمرو پادشاهی گرجستان باستان است که حدود ۳۰۰۰ سال پیش، توسط نین گرجی‌های امروزی - که با شکست از مادها عده‌ای از آن‌ها از اورارتو مهاجرت کردند - بنا نهاده شد.
ایبری که در زبان گرجی با نام «کارتلی» (استان مرکزی گرجستان) هم شناخته می‌شود، در دوران باستان و همچنین قبل از قرون وسطی نقشی مهم در قفقاز داشت. گرچه پادشاهی ایبری یک پادشاهی مستقل بود، اما در برخی از برهای زمانی، به عنوان خراجگذار امپراتوری‌های بزرگ از جمله امپراتوری روم و ساسانیان محسوب می‌شد.
برای نامیدن این ایبری از اصطلاح «ایبری قفقازی» استفاده می‌شود تا با «شبه جزیرهٔ ایبری» در اروپا اشتباه گرفته نشود.
در سدهٔ هشتم پیش از میلاد، دیائوخی در نتیجه قدرت گرفتن اورارتو فروپاشید. غلبه کول‌ها (کولخیس) و مخالفت آنها با تائوها (دیائوخی) نیز در این امر سهیم بود. قسمتی از سرزمین دیائوخی به کول‌ها واگذار شد. مدتی بعد کشمکش بین کول‌ها و اورارتو آغاز شد و کول‌ها شکست خوردند.
قلمرو اورارتو در زمان خود وسیع‌ترین امپراتوری به شمار می‌رفت. در قرن هفتم پیش از میلاد، همزمان با آغاز دوره ضعف اورارتو، آریایی‌ها پادشاهی ماد را تأسیس کردند. با قدرت گرفتن ماد و شکست خوردن اورارتو، مادها حوالی ارمنستان امروزی ساکن شدند که نتیجه ترکیب این دو قوم (گرجی و آریایی) قوم ارمنی بود. در اوسط سدهٔ ششم پیش از میلاد، هخامنشیان جایگزین مادها، در حکومت بر جنوب گرجستان باستان شدند.
سده‌های ششم تا چهارم پیش از میلاد، دوره استحکام قبایل کارتلی، عمدتاً ساکنان گرجستان شرقی شد. کشمکش بین کنفدراسیون‌های مختلف گرجی در نهایت منتج به تشکیل پادشاهی ایبری به پایتختی متسختا شد.
پارناواز یکم در سن ۲۷ سالگی به سلطنت رسید و نوعی ساماندهی اداری – نظامی را به وجود آورد که بر مبنای حکومت حاکمان بومی هر منطقه بود که بر طبق آن ساختار کلی حکومتی و سلسله مراتب قدرت به این ترتیب بود:
جنگجویان حرفه‌ای سازماندهی شده از سراسر قلمرو پادشاهی و کشورهای همسایه که هر صد تَن از آنان تحت فرمان فرمانده‌ای موسوم به «آسیستاوی» (سرکردهٔ صد نفر) بودند، آسیستاوی‌ها فرزندان خانواده‌های اشراف بودند که خود تحت فرمان فرمانده‌ای موسوم به «تسیخیستاوی» (سرکردهٔ قلعه) بودند، تسیخیستاوی‌ها فرماندهان پادگان‌های مستقر در قلعه‌های سلطنتی بودند که خود تحت فرمان فرمانده‌ای موسوم به «اریستاوی» (سرکردهٔ مردم) بودند. اریستاوی‌ها که جمعاً ۷ نفر بودند افراد بومی ایالت‌های هفتگانهٔ گرجستان (کولخیس، کاختی، خونانی، سامشویلده، تسوندا، ادزرخه و کلارجتی) بودند که توسط پادشاه برگزیده شده و تحت فرمان شخصی ملقب به سپه سالار بودند و خود سپه سالار نیز مستقیماً از شخص پادشاه فرمان می‌برد.
بدیهی است که این تقسیمات کشوری در درجهٔ اول جهت پیشبرد اهداف نظامی و به منظور سازماندهی مردم به منظور تقویت استحکامات دفاعی به کار گرفته شده بود ولی جهت گیری این سازماندهی هیچ وقت به سمت مقابله با کشورهای همسایه نبود. پس از نزدیک شدن جمعیت مردم قلمرو پادشاهی به عدد ۶۰۰٬۰۰۰ که شامل جمعیت اسرا، مردم خراجگزار خارج از مرزهای قلمرو پادشاهی و مردم خود گرجستان بود، امکان وجود سپاهی با بیش از ۱۰۰ هزار نیرو وجود داشته، اما بر طبق مستندات، ارتش گرجستان در آن زمان متشکل از حدود ۷۰٬۰۰۰ تَن مرد جنگی بوده است، یعنی ۱۰٬۰۰۰ تَن به ازای هر ایالت.
پارناواز پس از سازماندهی اداری و نظامی گرجستان، شروع به انجام کارهایی با مضمون اجتماعی و فرهنگی نمود. او علاوه بر آبادانی شهرها و روستاهایی که قبلاً توسط اسکندر مقدونی به ویرانی کشیده شده بودند، به دو پروژهٔ عمرانی نیز رسیدگی کرده است که یکی از آنها ساختن تندیسی برای آرمازی (خدای مردم گرجی قبل از مسیحیت) است که بر بلندای کوهی در نزدیکی متسختا و در محوطه‌ای شبیه یک قلعهٔ سلطنتی ساخته شد.
پارناواز در طول حکومت خود مردم طوایف مختلف شمال قفقاز را نیز متحد کرد و با زنی اهل «دزوردزوک» (قومی در قفقاز شمالی) ازدواج کرد تا دزوردزوک‌ها را نیز به اتحادیهٔ گرجستان پیوند دهد. همسر پارناواز به او کمک کرد تا قلمرو پادشاهی اش را با خراجگزار آشفته و متلاطم اش متحد کرده و آن را آرامش ببخشد.
بر طبق نوشته‌های تاریخی گرجستان، پارناواز سیستم نوشتاری گرجی را ابداع کرده و زبان گرجی را زبان رسمی قلمروی پادشاهی خود قرار داد.
مورخین دوران طویل سلطنت پارناواز را ۶۵ ساله نوشته‌اند.
پس از مرگ پارناواز، او را مقابل تندیس آرمازی به خاک سپردند و پسر او سااورماگ جانشین او بر تخت فرمانروایی بر قلمرو پادشاهی ایبری شد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید