هر روز!
هر روز!

پایان عاشقانه سریال دیوار به دیوار ( دلربایی به سبک دیوار

پایان عاشقانه سریال دیوار به دیوار ( دلربایی به سبک دیوار

پایان عاشقانه سریال دیوار به دیوار ( دلربایی به سبک دیوار به دیوار )
سریال دیوار به دیوار : درباره سریال سامان مقدم که پخش آن شب گذشته تمام شد. «دیوار به دیوار» با پیروی از چه فرمولی به موفقیت رسید؟
: پایان عاشقانه سریال دیوار به دیوار ( دلربایی به سبک دیوار به دیوار )
به گزارش : جمعه شب «دیوار به دیوار» تمام شد؛ سریالی که نوروز در کنداکتور شبکه سه قرار گرفت و از بیننده ها نمره قبولی دریافت کرد. معتقد نیستیم با یک سریال بی نقص روبرو بودیم؛ اما عقیده داریم بیننده از این جنس سریال ها لازم دارد. حتما «دیوار به دیوار» بمب «پایتخت» و «ساختمان پزشکان» و سریال های مهران مدیری و امثالهم را ندارد اما همین قدر که در میان باکس خالی و ضعیف سریال های شبکه ها دل عده زیادی را بدست آورده ، یعنی موفقیت. خشایار الوند سرپرست نویسندگان سنگ بنای «دیوار به دیوار» را بر یک موقعیت آشنا گذاشته: عده ای که به اجبار دور هم جمع می شوند. با خلق چند شخصیت که برخی عالی اند و چند تایی خوب و متوسط قصه ها را پیش برده و بیننده را سرگرم کرده است. سامان مقدم البته روایت خودش از داستان را داشته اما نتیجه آن قدر دور از هدف اولیه نویسنده نیست .
حرف و قصه «دیوار به دیوار» نه پیچیده است و حتی نه تازه. سازندگان موقعیتی خلق کرده اند و هر بار اتفاقی رخ می دهد.این مدل غالبا جواب داده و سریال های زیادی بر اساس این الگو ساخته شده است. اتکا مهم سریال هایی در این اشل، تکیه بر شخصیت ها است. یعنی نویسنده کاراکترهایی خلق می کند که بیننده بتواند به سرعت آن ها را بپذیرد و مدت ها با داستان شان همراه باشد. شرط مهم همراهی نیز استفاده از بازیگران محبوب و کاربلد است. این اتفاق در «دیوار به دیوار» افتادو در مجموع می توان به نتیجه کلی نمره قبولی داد. با این حال نقش ها در کارنامه بازیگران ماندگار نیستند چرا که غالب نقش ها آشنا و بازی ها آشنا تر بود.
خاور خواهر زامیاد است و یکی از مالبختگان. تعداد واحدهای ساختمانی اش بیش از دیگران است و همین وسیله فخر فروشی اش شده. تازه به دوران رسیده است و به هر بهانه جلوه گری می کند. خاور یکی دو قسمت دیرتر از دیگر شخصیت های اصلی به «دیوار به دیوار» آمد اما طولی نکشید که مورد توجه قرار گرفت و تبدیل به یکی از بهترین شخصیت ها شد. ویشکا آسایش نقشی را بازی کرد که مشابه اش را پیش تر زیاد دیده بودیم: آدم های نوکیسه. این ها مختصاتی واحد در سریال ها دارند و تبدیل به تیپ شده اند. آسایش باید این تیپ را طوری بازی می کرد که هجو آن دسته از سریال ها باشد و البته رفتارش از چارچوب کمیک شخصیت بیرون نزند. رسیدن به این نقطه نیازمند رنگ و لعاب و ملاحت رفتاری است که آسایش با نوع بیان ، میمیک و حرکت بدن خاور را دوست داشتی کرد.
حسن زارعی پدیده «دیوار به دیوار» است و نامش به این سریال پیوند خورده. او فاقد افتادن در دام اغراق، مردی میانسال و دغدغه مند را خلق کرده که رفتارش به دل می نشیند و مواجه اش با دیگران و بویژه همسر و فرزندان «شیرین» است. ظرافت لهجه و خصلت های شیرازی را به خدمت نقش درآورده و حالا به جرات می توان نمره قبولی پای کارنامه اش در دیوار به دیوار گذاشت.
پوران ابریشمی زنی شرایط مالی و نیز عقبه اجتماعی اش بالاتر از دیگر ساکنان «دیوار به دیوار» است. همسر مرحومش کارخانه دار بوده که بعد از فوت پوران دچار اختلال روانی می شود و مدتی بعد از پایان دوران بیماری به جمع ساکنان خانه اضافه می شود. رویا تیموریان کار سختی برای این نقش داشته چون در روزهای ابتدایی بیننده یاد کاراکتر او در «شمس العماره» می افتاد. تلاش او و کارگردان خیلی زود بیننده را با کاراکتری دیگر آشنا کرد که رفتارش مختص خود اوست. توی گلو می خندد، آرام حرف می زند، سرش را آرام تکان می دهد و کلا روی یک خط در حرکت است. خانم تیموریان نمره قبولی می گیرد و موفق شده یک شخصیت مرموز را دوست داشتنی نشان دهد اما در کارنامه اش ماندگار نخواهد شد.
حکم سابقه شغلی اش، انسانی منظم ، دقیق و در عین حال وسواسی و شکاک است. نظرش این بوده که کسی جز او نمی تواند مشکلات ساکنان را رفع و رجوع کند و مدیر ساختمان شده. دایره ضرب المثل هایش بالا است و در هر موقعیتی از آن ها شاهد می آورد.: فرهاد آئیش در خلق شخصیت سرهنگ موفق بوده است و توانسته تضادهای سرهنگ را به خدمت خلق موقعیت های کمیک دربیاورد اما نمی توان این نقش را در کارنامه اش یگانه دانست. او پیش تر نقش هایی بازی کرده که سرهنگ را زیر سایه قرار می دهند. در کارنامه آئیش شخصیت های جدی آغشته به طنز کم نیست ولی جالب آن که سرهنگ شخصیت روحانی «پرده نشین» را تداعی می کند. لحن بیان و مکس های او موقع حرف زدن دلیل این رجوع ذهنی است.
زنی خانه دار است که برای رهایی از شرایط همراه با شوهر کترینگ راه انداخته. کم غر نمی زند و گاه و بیگاه بی شوهر گیر می دهد. گوهر خیراندیش نقش را باورپذیر بازی کرده اما مهری هم می رود کنار شخصیت های متعددی که پیش تر از او دیده ایم. همان هایی که با لهجه شیرازی و گاهی توام با پرخاش بازی کرده است. نقطه قوت نقش او در «دیوار به دیوار» بده بستان هایش با حسن زاعی (شاهرخ) است که این کل کل باعث شده کاراکتر مهری جذاب باشد.
بهرام رضایی مردی است از طبقه پایین جامعه که برای بهتر شدن شرایط زندگی خود را به آب و آتش زده اما در بزنگاه مالباخته می شود. پژمان جمشیدی نقاب فوتبالیست بودن را دور انداخته و دیگر باید او را یک بازیگر حرفه ای دانست. اگرچه بهرام در کارنامه اش ممتاز نیست و همچنان با نقش پژمان شناخته می شود اما این یکی محک خوبی برای توانایی اوست. جمشیدی در نشان دادن زیر و بم نقش موفق بوده اما برای آن ها که «خوب،بد،جلف» را دیده اند، گاهی اکت و بیانش یادآور آن فیلم است.
پایگاه اجتماعی مهناز هم مثل بهرام از طبقه پایین جامعه است. ادبیات کلامی و رفتارش با این طبقه همخوانی دارد و به مرور رنگ عوض می کند. باردار ا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید