هر روز!
هر روز!

پیرمرد کره فروش (داستانک) پیرمرد کره فروش (داستانک) : پیرمرد

پیرمرد کره فروش (داستانک) پیرمرد کره فروش (داستانک) : پیرمرد

پیرمرد کره فروش (داستانک)
پیرمرد کره فروش (داستانک) : پیرمرد کره فروش (داستانک) : مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت . آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
: پیرمرد کره فروش (داستانک)
به گزارش : مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید