هر روز!
هر روز!

چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟ : چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟

چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟ : چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟

چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟
: چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟
: چگونه انسانی یادگیرنده باشیم؟
به گزارش : اهمیت یادگیری، در ارتقای عملکرد انسان نهفته است. یادگیری، آموزشی است که منجر به تغییر رفتار می شود. بنابراین آموزش، ابزاری برای رسیدن به هدف یادگیری است. شرط توسعه سازمانها و انسانهای مدرن، یادگیری است. زیرا که یادگیری، موضوع توسعه و زمینه ساز آن است. از این رو انسانهای آگاه و یادگیرنده، همواره در تکاپوی بهبود رفتارهای خویش بوده و موانع مُخلّ یادگیری را از سر راه برمی دارند. انسانهای یادگیرنده، عضلات ذهنی منعطفی دارند. همانگونه که داروین بیان می دارد، “نه قوی ترین موجودات و نه هوشمندترین شان نیستند که بقای خود را حفظ می کنند، بلکه انطباق پذیرترین موجوداتند که می توانند حیات آینده خود را تضمین کنند.”
 
انسانهای یادگیرنده افزون بر این، سرآغاز سازمانهای یادگیرنده هستند؛ سازمانهایی که یکایک پرسنل آن از قابلیت هایی منحصربه فرد برخوردار بوده و هر یک از ایشان از مدیرعامل گرفته تا نیروهای میزپذیرش، به شکل مداوم در حال یادگیری و مهارت افزایی هستند. یادگیری در این قبیل سازمانها در اولویت بوده و خردجمعی سازمان مبتنی بر یادگیری سیستمی افزایش می یابد. این سازمانها رسالت و آرمانی مشترک داشته و در جهت دستیابی به این اهداف، تلاشی جمعی صورت می دهند و در این مسیر ضمن شکستن الگوهای ذهنی فاقدکارایی و پارادایمها و چارچوبهای قدیمی، جور دیگر دیدن و اندیشیدن را می آموزند و خود را در چارچوب بسته ی ذهن محصور نمی کنند.
 
انسانهای یادگیرنده فارغ از میزان تجربه و آشنایی خود با علوم مختلف، اسیر دام غرور و موفقیت نشده و فروتنانه همچون میوه ای کال از درخت پربار دانش ارتزاق می کنند.
 
اهمیت یادگیری تا بدانجا است که حتی مکانیزم آن در برخی جانداران نظیر زنبورهای عسل که مهندسین طبیعت لقب گرفته اند نیز مشاهده می شود. چند روز قبل، خبری را خواندم که دانشمندان مبتنی بر مکانیزم یادگیری در زنبورعسل، رباتی یادگیرنده ساخته اندکه توانایی فکرکردن و یادگیری را تا حدی دارا است. زنبورها برای یادگرفتن مشاهده می کنند و این ربات نیز براساس همین سازوکار طراحی شده است. تلاش های این چنینی ناشی از درک اهمیت یادگیری است.
 
انسان یادگیرنده، سازمان یادگیرنده را بوجود می آورد و سازمانهای یادگیرنده جامعه یادگیرنده را بنا می کنند. پیتر سنگه، بزرگ نظریه پرداز سازمانهای یادگیرنده، تأکید دارد که تمامی انسانها در اعماق وجودشان یادگیرنده هستند و نظام هستی و کائنات در حال حرکت به سوی ایجاد جامعه ای یادگیرنده است. چرا که ادامه بقا و حیات بشر در گرو آموختن بوده و یادگیری، نوعی از لذت درونی و اساساً الزامی اجتماعی است که گنج درون بشر محسوب می شود. به قول بزرگی، انسان یادگیرنده هرگز دانا نمی شود (چون همیشه در مسیر دانایی است). و هرگز نادان نمی ماند. پس در مقام یک فعال کسب وکار و یا در هر کسوت و لباسی، همواره خود را دانشجو و شاگرد همیشگی بازار و دیگر ارکان هستی بدانیم.
 
از این رو، یادگیری بویژه در محیط آشفته و دریای متلاطم کسب وکار عنصری ضروری و حیاتی است، که می تواند به مزیت رقابتی افراد و سازمان ها تبدیل شود. هرچند که به قول ارسطو، “ریشه های آموختن به تلخی گراید، اما به طور حتم میوه آن شیرین است”. با این وجود، آموخته های دیروز، دوای فردا نخواهند بود و به سرعت رنگ می بازند. اماآموختن روش یادگیری، مهارتی فاقد تاریخ انقضاء و مادام العمر است. هرچند که این مهم بویژه از دید برنامه ریزان آموزشی کشور مغفول مانده است و مدارس و آموزشگاهها، چگونه آموختن را به کودکان نمی آموزند.
 
اما چرا این مسأله تا به این حد دارای اهمیت است؟ عموماً پدربزرگهای ما در تمام زندگی خود یک شغل داشتند که از کودکی وارد آن شده بودند. یکی کشاورز بود و دیگری نجار، و کمتر اتفاق می افتاد که فردی شغل خود را ترک کند و به حرفه دیگری بپردازد. پدران ما اما به چندشغله بودن روی آوردند و به عنوان مثال پدر من که کشاورز بود. زمستانها از روستا به شهر می آمد و در کارخانه ی ایران دوچرخ به کار جوشکاری می پرداخت. اما فارغ التحصیلان کنونی مراکز آموزشی در طول عمر کاری خود و ظرف چند ماه، چندین مسیر شغلی را امتحان می کنند که نمی توان نام آن را اشتغال گذاشت. به اعتقاد کارشناسان امر، این مسأله به دلیل انقلاب عصر دیجیتالیسم و تأثیر آن در فرایندهای کار حرفه ای است.
اما این آمار قابل تأمل را هم در نظر بگیریم: طبق آمار موثق، حدود یک سوم از کسب وکارهای مندرج در فهرست فورچون500، هر 15 سال یک بار از صحنه روزگار و گردونه رقابت محو می شوند. در طرف دیگر طیف، از هر 10 کسب وکار نوپا، 9 مورد ظرف سه سال شکست می خورند. عامل اصلی زوال زودهنگام کسب وکارها، می تواند نمی در یادگیری و شکست در انطباق با شرایط باشد. به همین دلیل است که آینده ی تجارت را از آن سازمانهای اصطلاحاً آفتاب پرستی و یادگیرنده می دانند؛ سازمانهایی که به سرعت خود را با شرایط وفق می دهند وبه علاوه دانشجوی خوبی برای بازار هستند.
 
چگونه انسانی یادگیرنده باشیم و سازمانهای یادگیرنده بوجود آوریم؟ سازمان های یادگیرنده وابسته به وجود انسانهای یادگیرنده اند. نمی توان تنها با داشتن مدرک تحصیلی، به رشد و پیشرفت در کسب وکار امید بست، چرا که آموخته های دانشگاهی رفته رفته با تغییر شرایط رنگ می بازند. ولی بازاریانی که یک دست، در دست دانش داشته و با دست دیگر نبض بازار را دارند، می توانند به موفقیت خود امیدوار باشند. انسانهای یادگیرنده، سبک آموختن خود را می دانند. سبک آموختن یعنی راهی که ما از طریق آن یاد می گیریم. برخی از ما، به شکل دیداری و بصری می آموزیم. به این معنا که از طریق مشاهده یاد می گیریم. ما با دیدن تصاویر و نمودارها، مطالب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید