هر روز!
هر روز!

کاری نکن تا پوزش بخواهی کاری نکن تا پوزش بخواهی

کاری نکن تا پوزش بخواهی کاری نکن تا پوزش بخواهی

کاری نکن تا پوزش بخواهی
کاری نکن تا پوزش بخواهی     
هر از گاهی روابط میان اعضای خانواده و افراد جامعه به سبب تضاد منافع و یا سوءتفاهم و سوء برداشت، دچار اختلال می شود. در بسیاری از موارد می توان با پوزش و عذرخواهی، از این بحران به سادگی گذشت و حتی روابط را بیش از پیش استحکام بخشید.

با این همه به علل روان شناسی و غیر آن، شرایط به گونه ای رقم می خورد که اشخاص حتی تن به پوزش زبانی نمی دهند و عذرخواهی نمی کنند. این جاست که گره ای که با دست باز می شود، دیگر با دندان نیز باز نخواهد شد. آموزش پوزش خواهی به افراد جامعه به ویژه کودکان در سن جامعه پذیری از اصول تربیت اسلام است.
هر جامعه ای بر پایه پیوندها و روابط اجتماعی، شکل می گیرد. هرچند که علل و عوامل پیوندها از خویشی گرفته تا منافع پایدار یا زودگذر در نوسان است، ولی همین علل و عوامل موجب می شود تا عناصر گوناگون جامعه به عنوان اعضای آن در کنار هم قرار گیرند.
به سخن دیگر، پازل جامعه، ترکیبی از عناصر و افرادی است که گاه تنها در کوچک ترین امور با هم مشترک هستند و همین اشتراک موجب می شود تا در کنار دیگر اعضا و اجزا، جامعه را بسازد. البته هرچه مشترکات میان افراد و اجزا بیش تر باشد، جامعه از استحکام بیش تر و بهتری برخوردار خواهد بود؛ از این رو جوامع ایمانی که از آن به امت یاد می شود به سبب اشترت در عقیده و ایمان و نیز عواطف و احساسات دارای استحکام و انسجام بیش تری است.
 جامعه ایمانی، گذر تا مرز ایثار
دراین جوامع ایمانی، همکاری ها تا مرز همدلی ها و همدردی ها بالا می رود و فراتر از عدالت، احسان است که روابط اجتماعی میان افراد جامعه ایمانی را تنظیم می کند و برادر ایمانی جایگزین عضویت اجتماعی می شود و انسان ها تا حد ایثار و گذشت بالا می روند و از حق عادلانه خویش می گذرند تا دیگر برادران ایمانی از نصیب و بهره ای بیش تر برخوردار شوند؛ زیرا براین باورند که آن چه مصرف می کنند، مصرف شده ولی آن چه بخشیده اند، با افزایشی چند برابر و مضاعف ذخیره شده است، درحالی که از آثار غیرمستقیم ایثار خود نیز در همین دنیا بهره مند می شوند.
در جوامع ابتدایی و غیرایمانی، آن چه بیش از پیش به چشم می آید، منافع و مصالح است؛ زیرا افراد جامعه برای منافع و مصالحی در کنار هم گرد آمده اند. لذا در تضاد منافع و مانند آن نیازمند قوانین عقلانی عادلانه ای هستند تا مرزها را مشخص کنند و دست تجاوز به حقوق را قطع نماید و یا دور سازد.
اگر در جوامع بشری عدالت باید به عنوان کف روابط باشد که تاکنون نبوده، در جوامع ایمانی و امت اسلامی کف روابط باید احسان و سقف آن ایثار و گذشت باشد؛ به گونه ای که دیگران حتی اسیران از دشمنان را بر خود مقدم دارند و در حق ایشان ایثار کنند
شگفت این که حتی در روابط میان همسران نیز این گونه عمل می شود؛ زیرا عقد میان همسران را قراردادی همانند دیگر قراردادهای اجتماعی مانند خرید و فروش می دانند که هرکسی کالایی را می دهد و بهایی می ستاند. این گونه است که حقوق همسران در چارچوب قراردادهایی همانند دیگر قراردادها تعیین و تبیین می شود. هر یک از همسران، در این چارچوب زندگی می کند و حقوق خویش را می طلبد.
اما در جوامع ایمانی که بر پایه فطرت بنیان گذاشته شده است، روابط میان افراد جامعه چه رسد به همسران، بر پایه مودت و محبت نهاده شده است و هر یک از افراد جامعه با دیگری، از جایگاه ولایت رفتار می کند. همین ولایت محبت است که انسان ها را تا مرز همدلی بلکه همدردی و ایثار بالا می برد و روابط بر محور احسان فراتر از عدالت و حقوق شکل می گیرد.
در میان همسران، این مسئله به مراتب تشدید می شود و آن چه در همه جا دیده می شود، احسان و عفو و ایثار می باشد. ازاین رو کمترین تضاد را می توان در میان همسران یافت؛ زیرا عشق و محبت و مودت است که حاکم بر روح زندگی خانوادگی است و همسران کم ترین توجه را به حقوق خویش دارند؛ زیرا می کوشند تا فراتر از حقوق با یک دیگر تعامل داشته باشند و از روی احسان و محبت و مودت با هم رفتار نمایند.
در جامعه ایمانی نیز این گونه عمل می شود. از این رو، کم تر چیزی به نام تضاد منافع و اختلاف در حقوق پیش می آید؛ زیرا هر کسی می کوشد تا با دیگری از روی احسان و ایثار عمل نماید و فراتر از عدالت و حقوق، در حق دیگری نیکی و احسان کند.
اگر در جوامع بشری عدالت باید به عنوان کف روابط باشد که تاکنون نبوده، در جوامع ایمانی و امت اسلامی کف روابط باید احسان و سقف آن ایثار و گذشت باشد؛ به گونه ای که دیگران حتی اسیران از دشمنان را بر خود مقدم دارند و در حق ایشان ایثار کنند. خداوند در آیاتی چند، کف روابط میان مومنان را احسان دانسته و اگر بر عدالت تاکید کرده است تنها برای آن است که جامعه در یک فرایندی می بایست از مرز عدالت شروع کند و از آن جایی که بسیاری از مردم حتی تن به احکام عقل و اصول عدالت نمی دهند، بر آن تاکید شده است؛ اما اگر جامعه ایمانی عدالت را به جا آورده و سپس از مقام عقل به مقام دل برسد و احسان و همدلی را کف روابط اجتماعی قرار دهد، آن گاه می توان به مقام ایثاری رسید که حتی خود نمی خورد و به دیگری می دهد. چنان که اهل بیت(ع) در اوج قرار گرفتند و حتی به اسیرانی از دشمنان خود ایثار کردند. خداوند در آیات 8 و 9 سوره دهر یا همان انسان درباره ایثارگری اهل بیت(ع) به عنوان سرمشق و الگوی جامعه ایمانی می فرماید: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ¤ انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لاشکورا؛ طعام خود را با میل و اشتهایی که بدان دارند (و براساس محبت الهی)، به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند (و می گویند) ما به خاطر خدایمان شما را اطعام می کنیم و از شما پاداشی نمی خواهیم و در انتظار تشکر و سپاسی هم نمی مانیم.
بنابراین، جامعه ایمانی فراتر از عدالت و احسان بر مدار ایثار می گ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید