نقد و بررسی کالا
نقد و بررسی کالا

کتاب بيشعوري اثر خاوير کرمنت کتاب «بیشعوری» اثر «خاویر

کتاب بيشعوري اثر خاوير کرمنت 
 کتاب «بیشعوری» اثر «خاویر

کتاب بيشعوري اثر خاوير کرمنت
کتاب «بیشعوری» اثر «خاویر کرمنت» با ترجمه‌ی «محمود فرجامی» شما را با خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت یعنی بیشعوری آشنا می‌کند. این کتاب با زبانی طنزگونه به بررسی پدیده‌ی بیشعوری در دنیای امروز می‌پردازد. اگر برای شناخت و درمان این معضل بزرگ تاریخ بشریت و نحوه‌ی رفتار با مبتلایان به این بیماری، یک راهنمای عملی ارزشمند می‌خواهید، در خواندن این کتاب درنگ نکنید. نویسنده معتقد است بیشعورها، افرادی نابغه و باهوش هستند. نابغه‌هایی خودخواه، مردم‌آزار و با اعتمادبه‌نفسی کاذب. این افراد با منفعت‌طلبی‌های خود در نهایت به خود و افراد جامعه ضرر می‌رسانند. بیشعوری یک بیماری است و بیشعور یک بیمار. خاویر کرمنت در این کتاب این موضوع را به‌خوبی مورد بحث قرار داده و با لحنی طنزگونه و ماجراهایی ساختگی اما نزدیک به واقعیت زندگی‌، یک‌چیز را به ما گوشزد می‌کند: دنیا را بیماری مسری و خطرناک بیشعوری تهدید می‌کند و اگر الان به فکر چاره نباشیم، بیشعورها دنیا را نابود می‌کنند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «بیشتر بیشعورها را می‌توان از روی رفتار تهاجمی و اخلاق قلدرمآبانه‌شان شناخت. اگر با گردن‌کلفتی و ترساندن دیگران نتوانند کارشان را به انجام رسانند، حقه سوار می‌کنند یا قانون و مقررات را طوری انگولک می‌کنند تا نتیجه‌اش به نفع‌شان شود. مثل تمام اعتیادها، مساله‌ی انکار در بی‌شعوری هم مساله‌ی مهمی است. آن‌ها قبول نمی‌کنند که باید مسئولیت‌پذیر باشند و یا دست‌کم زیر حرفشان نزنند و حاضر به پذیرش اشکال و اشتباه در کارشان باشند. بیشعورها کسانی‌اند که فکر می‌کنند قانون در رابطه با آن‌ها تعریف و معین می‌شود و آن‌ها تافته‌های جدابافته‌ای‌اند که حق انجام هر کاری را که اراده کنند، دارند. بیشعوری مرض وقاحت و سوءاستفاده از دیگران است. مشکل درمان بیشعوری آن است که آدم بیشعور معمولا قبول نمی‌کند، بیشعور است. اگر هم عاقبت قبول کند، باز هم تمایل دارد تقصیر آن را به گردن دیگران بیندازد.» انتشارات «تیسا» کتاب «بیشعوری» نوشته‌ی خاویر کرمنت را با ترجمه‌ی محمود فرجامی و به همراه «قلم بیشعوری» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.
سال 1390 نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتابی با عنوان خاص «بیشعوری» (assholism) نوشته‌ی «خاویر کرمنت» با تصویر روی جلدش که تابلوی «جیغ» اثر معروف «Edvard Munch»  نقاش نروژی بود، توجه‌ اهالی فضای مجازی را به سمت خود جلب کرد و دست به دست در فضای مجازی گشت و گشت و خوانندگان بسیاری یافت.
ماجرا از این قرار بود که «محمود فرجامی»، روزنامه‌نگار، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی و مترجم کتاب بیشعوری، پس از نا‌امیدشدن از دریافت مجوز نشر کتابش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن زمان، کتاب بیشعوری را در وب‌سایت  شخصی‌اش منتشر و از خوانندگان درخواست کرد که در صورت تمایل، هزینه‌ی کتاب را به حساب بانکی‌اش پرداخت کنند. با تغییر دولت اما «بیشعوری» از وزارت ارشاد دولت حسن روحانی مجوز انتشار گرفت و در سال ۱۳۹۳ به‌طور رسمی توسط «نشر تیسا» منتشر و به‌سرعت به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال تبدیل شد. تا جایی که هشت ماه پس از چاپ نخست به چاپ بیستم رسید و از تیراژ پنجاه‌هزارجلدی هم گذشت. کتابی که از صفحات آغازین و حتی پیشگفتار مترجم و نویسنده که عموما برای خوانده‌نشدن نوشته می‌شوند، مخاطب را درگیر خودش و به ادامه‌ی مسیر خواندن تشویق می‌کرد. این کتاب با لحن طنزآلودش، انواع و اقسام رفتارهای ناهنجار و آزاردهنده‌ی افراد را که برخاسته از خودخواهی و تمایل به جلو افتادن و زرنگ‌بازی در جامعه است، با علایم و شواهد روایت می‌کند. رفتارهای ناهنجاری که خلاف اصول اخلاقی و انسانی با توجیهات شخصی و قوانین نانوشته انجام و باعث آزار و اذیت دیگران می‌شوند. می‌‍‌‌توان گفت کتاب بیشعوری در شرایطی که جامعه از شیوع رفتارهای ضد قواعد شهرنشینی و به‌شدت تحت‌تاثیر رقابت‌های جامعه‌ی مصرفی رنج می‌برد، دست روی دل کسانی گذاشت که از شیوع رفتارهای خودخواهانه، وقیحانه و تعرض‌کننده به دیگران رنج می‌بردند.
کتاب بیشعوری، خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت». در این کتاب، نویسنده خود را یک پزشک بیماری‌های مقعد معرفی می‌کند که در نتیجه‌ی یک عمر رفتار بیشعورانه، روزی به ته خط رسیده و همه، حتی خانواده‌اش او را ترک می‌کنند. او به دنبال کشف این شکست با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که «او یک بیشعور است.» این جمله را مشاور روان‌شناس به او می‌گوید و اعلام می‌کند که این بیماری قابل‌درمان نیست. اما نویسنده در این کتاب، روش درمان یا راه نجات از بیشعوری را نشان می‌دهد. او شغل پزشکی را کنار گذاشته و به درمان بیشعور‌ها اقدام می‌کند.
«خاویر کرمنت» در فصل نخست کتاب، خواننده را با این پرسش مواجه می‌کند که «چه کسی بیشعور است و چرا یک نفر باید بخواهد که بیشعور باشد؟» در ادامه سرگذشت چند مورد بیشعور آورده شده و سپس تعریف بیشعوری، ماهیت بیشعوری و شدت بیشعوری شر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید