مطالب جالب!
مطالب جالب!

گفتگو با سیندرلای سریال تلویزیونی آوای باران سریال «آوای باران»

گفتگو با سیندرلای سریال تلویزیونی آوای باران 
 سریال «آوای باران»

گفتگو با سیندرلای سریال تلویزیونی آوای باران
سریال «آوای باران» روزهای آخر پخش و تصویربرداری‏ اش را پشت سر می گذارد. برنامه بعدی شما چه خواهد بود؟ آیا پیشنهادی داشته اید؟ ـ از پیشنهادهای خوبی که به سمتم بیاید حتماً استقبال می‏ کنم، چه در سینما و تلویزیون چه در تئاتر . فعلاً پیشنهاد خاصی برای همکاری نداشته ام  و تا پایان ضبط و پخش سریال آوای باران هم به هیچ کاری فکر نمی کنم. امیدوارم بعد از این تجربه و همکاری با یک گروه موفق، پیشنهاد متفاوتی از نقش باران به دستم برسد، چون اصلاً دوست ندارم در اولین کارم بعد از آوای باران دچار کلیشه شوم. امیدوارم دیگر اساتید و همکاران هم برای ایفای نقش های متفاوت تر به من اعتماد کنند.
سبک و سیاق انتخاب برای آزاده زارعی از امروز به بعد چگونه خواهد بود؟ آیا با تلویزیون ادامه خواهی داد یا اینکه منتظر یک پیشنهاد خوب سینمایی خواهی ماند؟ ـ از این به بعد کار من خیلی سخت خواهد بود، چون اعتماد حسین سهیلی زاده اعتبار من است و برای حفظ این اعتبار باید خیلی هوشمندانه و درست کارهای بعد را انتخاب کنم. مطمئناً معیارهای انتخاب من در درجه اول کارگردان ، متن فیلمنامه و قصه است  و بعد موارد دیگر، به نظر من سینما و تلویزیون فرقی ندارد،  هرکجا که حس کنم می توانم نقش متفاوت و اثر گذاری داشته باشم، کار خواهم کرد.
 شما کارتان را با سینما آغاز کردید، اما با سریال «آوای باران» شناخته شدید. چقدر این تفاوت مدیوم در دنیای بازیگری تان موثر است؟ – تفاوت بین مدیوم سینما و تلویزیون در بازیگری مسأله ای کلی نیست که من بتوانم دربارۀ آن توضیح بدهم یا تحلیل کنم، زیرا معتقدم هنوز به آن پختگی و جایگاه وتجربه هم نرسیده ام… ولی به عنوان یک هنرجوی این حرفه می دانم که هرکدام یک سری خاصیت های مجزا از هم و یک سری اشتراکات باهم دارند که در کار بازیگر تاثیرگذار است.
 برخی از بازیگران جوان که در سریال های سهیلی زاده و دیگر کارگردانان با سابقه تلویزیون دیده شدند و به یک موفقیت موقت دست پیدا کردند با انتخاب نادرست یا گاهی انتظار یک پیشنهاد اغوا کننده از مسیر دور شده اند و امروز حضور پررنگ و درخشانی ندارند، برنامه شما چگونه خواهد بود؟ ـ باز هم باید به این مساله اشاره کنم که من درجای تحلیل این مسائل که راه موفقیت برای ادامه کار چیست یا چرا دیگران موفق یا ناموفق بوده اند نیستم، ولی تا جایی که بنده می دانم اکثر بازیگران که باکارهای جناب سهیلی زاده شروع کرده اند موفق بوده اند… و هر کس هم راه و روش خاص خودش را دارد… من هم فعلاً برنامه خاصی ندارم و مثل تمام ادوار زندگی ام توکل به خدا خواهم کرد و منتظر یک پیشنهاد مناسب برای ادامه فعالیت حرفه ام خواهم ماند و در کنار این توکل سعی در پیشرفت و ارتقا در امر بازیگری دارم.
 پیش از اینکه برویم سراغ سریال «آوای باران» از اصغر فرشته هم صحبت کنید؛ شخصیتی که در فیلم «آمین خواهیم گفت» ایفاگر آن بودید و اگر اکران شده بود شاید مسیر سینمایی تان را نیز تغییر می داد. ـ ترجیحاً سعی می کنم دربارۀ کاری که اکران نشده صحبت نکنم، چون خودم هم نمی دانم اگر کار اکران می شد، عکس العمل مردم و همکاران چه بود، بنابراین من هم دوست ندارم پیش داوری کنم، ولی باید بگویم من خیلی برای آمین خواهیم گفت زحمت کشیدم و امیدوارم این فیلم هم هرچه زودتر اکران و مانند آوای باران با اقبال عمومی مواجه شود.
 و اما باران… چگونه به سهیلی زاده معرفی شدید و این شخصیت با چه ساختاری به شما معرفی شد؟ – راستش اولین بار دستیاران آقای سهیلی زاده با من تماس گرفتند و من را به ایشان معرفی کردند و من هم در چندین مرحله تست دادم و خدا را شکر مورد قبول آقای سهیلی زاده واقع شدم. اولین ویژگی که از نقش باران برای من توضیح داده شد، دو وجهی و چند بعدی بودن این کاراکتر بود. دختری که در کودکی در یک خانوادۀ ثروتمند و در ناز و نعمت زندگی می کند و از جایی به بعد 20 سال در یک محیط نامناسب و با آدم های بزهکار و غیر موجه رشد کرده که اینها  ایفای نقش باران را برای من دشوار می کرد.
 باران شخصیتی دو بُعدی دارد که این مسئله در لحن و بیان او نیز تأثیرگذار است. از انتخاب این شیوه گویش برای کاراکتر صحبت کنید؟ (به نظر می رسد او همان شخصیتی نیست که نشان می دهد و در واقع شرایط زندگی او را وادار کرده که در ادای دیالوگ ها ادا در بیاورد و واقعیت چیزی جزو این است) ـ این که باران ادا در می‏آورد را اصلا قبول ندارم. این سلیقه شخصی شما در امر پیچیدۀ بازیگری است که کارشناسان باید در مورد آن قضاوت کنند، چون اگر اینطور بود مردم باران را باور نمی‏ کردند و تا اینجا با او همراهی نمی‏کردند… ولی به هر حال روحیات باران هیچ وقت با کاراکتری مثل گل پری که 20 سال در کنار هم و در یک محیط بزرگ شده اند هم همسو نمی‏شود، چون باران آن روی سکه که ناز پروردگی و آرامش در زندگی هست را هم تجربه کرده و از نزدیک لمس کرده و گاه در خلوت و گاهی هم در کنار دیگر کاراکترها سیندرلا بودنش را نشان می‏دهد و در مواقع دیگر هم ما می‏بینیم که همین سیندرلای ناز پرورده بارانی می شود  با لحنی تند و زجر کشیده که نشان دهنده زندگی او در این 20 سال است…
امیدوارم که توانسته باشم این دو وجهی بودن را در اجرا رعایت کنم… درباره کلیت انتخاب این لحن می توانم بگویم یک جمع بندی بود که با راهنمایی های شخص آقای سهیلی زاده به آن رسیدم که نتیجه انتخاب این لحن، هم گویای شخصیت باران بود و هم کمی این کاراکتر را شیرین و جذاب می کرد… البته نباید زحمات دو نویسندۀ عزیزمان آقایان علیرضا کاظم پور و سعید جلالی را هم برای نوشتن دیالوگ های خوش ریتم و مناسب نادیده گرفت که جا دارد از ای

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید