هر روز!
هر روز!

گفتگو با منوچهر والی زاده استاد صدا و دوبله ایران

گفتگو با منوچهر والی زاده استاد صدا و دوبله ایران

گفتگو با منوچهر والی زاده استاد صدا و دوبله ایران
: گفتگو با منوچهر والی زاده استاد صدا و دوبله ایران
صدای منوچهر والی زاده را بسیار شنیده ایم. کسی که در دل همه ایرانی ها جای دارد و فیلم های بسیاری را برای ایرانیان دوبله کرده است. منوچهر والی زاده می گوید این روزها وضعیت دوبله تعریفی ندارد و و از میان قدیمی های دوبله بیشتر از 10 ،12 نفر باقی نمانده اند.
 
به گزارش : صدایش زنگ خاصی دارد، جوان است و سرزنده… همواره جای جوانان صحبت کرده است و بااینکه سن و سالی از او گذشته است، اما روحیات و خلق و خویش جوان است.هر سه شنبه صبح که پیچ رادیو را روی رادیو پیام تنظیم کنید، صدای زنده و سرحالش اول صبح حالتان را خوب می کند. پر از انرژی است و نشاط… منوچهر والی زاده را می گویم
 
هم او که سال هاست جای مردان برتر هالیوود لب زده است و بازی آن ها را برایمان خاطره ساز کرده است. لوک خوش شانس را هم به خاطر او می شناسیم و به خاطر او لوک خوش شانس در ایران خوش شانس شد و همه از آن استقبال کردند.
منوچهر والی زاده تهرانی در چهارم تیرماه سال ۱۳۱۹ در محله لاله زار تهران متولد شد. او در سال های ۱۳۳۸–۱۳۳۷ یعنی از دوران دبیرستان بعد از چند تئاتر آماتوری به تئاتر تهران راه یافت و در یک نمایشنامه به کارگردانی خانم مورین نقش کوتاهی به عهده گرفت و پس از آشنایی با منصور متین که از هنرمندان تئاتر و دوبلاژ فیلم بود،
 
به استودیوی شاهین فیلم برای دوبله دعوت شد و پس از همکاری در چند فیلم کوتاه نزد آن ها به استاد علی کسمایی معرفی شد و چندین سال در خدمت او کارآموز بود و بعد از مدتی در فیلم “دختر بنفشه فروش” نقش اول فیلم “هل فرر” را به عهده گرفت. در سال ۱۳۴۰ از طریق تاجی احمدی به امین امینی معرفی شد، (استودیو عصر طلائی)
 
و اولین بازیگری او در سینما بازی در فیلم “خداداد”رقم خورد. تا سال ۱۳۵۷–۱۳۵۶ تقریبا ۱۸ فیلم سینمایی بازی کرد. به بهانه حضور پرشورش در عرصه دوبله ایران به سراغ او رفتیم و گپ و گفتی درباره دوبله و وضعیت حال حاضر آن در ایران داشتیم که در زیر می خوانید:
 
آقای والی زاده بگذارید کمی به عقب برگردیم و خاطرات شمارا مرور کنیم. چه شد که به فضای هنری علاقه مند شدید و این علاقه نهایتاً منجر به وردتان به عرصه دوبله شد؟
 
من در کوچه بوشهری روبروی کوچه نصر در خیابان لاله زار تهران به دنیا آمدم. مدرسه من در بین محله پامنار و خیابان ناصرخسرو که به آن محله عرب ها می گفتند واقع شده بود. دوره دبیرستان را هم در دبیرستان قریب واقع در خیابان سعدی جنوبی گذراندم و ازآنجایی که از همان دوران مدرسه به هنر و دوبله علاقه مند بودم، دیگر فرصتی برای ورود به دانشگاه نیافتم.
 
از این بابت هم همیشه افسوس خورده ام چون دوست داشتم که تحصیلاتم را ادامه می دادم. یک تئاتری در اول خیابان لاله زار به نام تئاتر گیتی وجود داشت که برادر من در آنجا کار تئاتر می کرد.
 
افرادی که آن زمان کار تئاتر می کردند، همه کار اعم از بستن دکور، نشستن در گیشه، تمیز کردن پشت صحنه، مدیریت سالن و کارهای اجرایی تئاتر را خودشان انجام می دادند. من هم بعد از کلاس هایم در دوره دبستان، همیشه در تئاتر گیتی در کنار برادرم بودم و از همان دوران به تئاتر علاقه مند شدم. بعد از دبیرستان و اخذ مدرک دیپلم سه سال کارمند شرکت تلفن شدم.
 
تا این که با استادم آقای علی کسمایی آشنا شدم و از طریق او در سال 37 به کار دوبله وارد شدم. استاد کسمایی آن قدر کار مرا پسندید که گرفتار کار دوبله شدم و فاقد آن که از شرکت تلفن استعفا بدهم، دیگر به آنجا نرفتم
 
پس با این حساب ابتدا تئاتر کارکردید و بعد وارد عرصه دوبله شدید؟
 
بله آرزو و علاقه به تئاتر همیشه همراه من بود و سال های بعد جامه عمل به خود پوشاند. ابتدا هم زمان بر دوبله، در خانه جوانان به صورت غیرحرفه ای تئاتر انجام می دادم و به همراه گروهمان برای اجرا به مدارس می رفتیم؛ اما زمانی که وارد فضای دوبله شدم آن قدر مشغله ام در این کار زیاد شد که دیگر صرفاً به این حرفه پرداختم و از سال 38 دوبله را به صورت مستمر در پیش گرفتم و به شغل و حرفه اصلیم تبدیل شد.
از چه زمانی وارد عرصه بازیگری در سینما و تلویزیون شدید؟
 
در سال 40 به من پیشنهادی برای بازیگری در یک فیلم ارائه شد که من آن را پذیرفتم و پس ازآن به صورت متناوب تا سال 42 در 3 ،4 فیلم دیگر در استودیو عصر طلایی بازی کردم. آن زمان خانم تاجی احمدی مرا به استودیو عصر طلایی معرفی کرده بود که مرحوم امین امینی در آن کارگردانی می کرد. بعدازآن چند فیلم دیگر هم بازی کردم که درنهایت شمار فیلم های من تا سال 57 به عدد 18 رسید. همچنین سه سریال تا پیش از انقلاب بازی کردم، “سرکار استوار”،
 
“قصه عشق” و “تلخ و شیرین” نام داشتند. در اوایل انقلاب اسلامی به خاطر تغییراتی که در کشور به وجود آمد، همه کارهای هنری حتی دوبله هم یک مدت تعطیل شد. بعد از مدتی ویدئو شکل گرفت و راه افتاد و من از این طریق دوباره کار دوبله را آغاز کردم. پس از انقلاب هم دوباره چند سریال و تله فیلم بازی کردم ولی آن طور که بایدوشاید جاندار نبود.
 
برادرتان هم کار تئاتر را ادامه دادند؟
 
برادرم آن زمان در خبرگزاری پارس (ایرنا فعلی) فعالیت می کردند که دفتر این خبرگزاری در میدان ارگ بود و بعدازظهرها به کار تئاتر می پرداخت. او ابتدا به صورت آماتور کارگردانی می کرد ولی وقتی وارد تئاتر گیتی شد، دیگر کارش را به صورت حرفه ای انجام داد. متأسفانه برادرم در سال 48 در مسیر تهران- ساری در مأموریت کاری که داشت، در جاده هراز گرفتار بهمن شد و به همراه 350 نفر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید