ُHosseiN
مشکوکمشکوک
ُHosseiN

گفت یا رب از چه خارم کرده ای بر صلیب

گفت یا رب از چه خارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

مشاهده همه ی 2 نظر
ابوالفضل آبروشن
خوزستان - بهبهان
185 پست
messi1999
messi1999
ابوالفضل آبروشن : یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب،مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت:یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق ،دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

بیشتر عشقش به جانم میزنی
دردم از لیلاست،آن هم میزنی

خسته ام زین عشق دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو...من نیستم

گفت:ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
بر حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم