هر روز!
هر روز!

یتیم توست دل جمکرانی‌ام هر شب یتیم توست دل

یتیم توست دل جمکرانی‌ام 
 
 هر شب یتیم توست دل

یتیم توست دل جمکرانی‌ام

هر شب یتیم توست دل جمکرانی‌ام
 جانم به لب رسیده بیا یار جانی‌ام
 از بادها نشانی‌تان را گرفته‌ام
 عمری است عاجزانه پی آن نشانی‌ام
 طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت
"شرمنده جوانی از این زندگانیم"
  با من بگو که خیمه کجا می‌کنی به پا
 آخر چرا به خاک سیه می‌نشانی ام
 در این دهه اگر چه صدایت گرفته است
 یک شب  بخوان به صوت خوش آسمانی‌ام
 در روضه احتمال حضورت قوی‌تر است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید