مسیر سبز
مسیر سبز

یکی به من بگه ماشینم کجاست! مجله مهر: برای اینکه

یکی به من بگه ماشینم کجاست! 
 مجله مهر: برای اینکه

یکی به من بگه ماشینم کجاست!
مجله مهر: برای اینکه بدانید یک بار حمل خودرو با جرثقیل و عملیات ترخیص خودرو حداقل چقدر هزینه دارد این یادداشت را بخوانید تا حداقل آمادگی را برای وقتی که می بینید ماشین‌تان نیست را داشته باشید.

با دل خوشی اینکه ماشین طرح‌دار داری، یک روز هفته که تعطیل هستی، تصمیم می‌گیری تا ماشین را به سمت بازار حرکت بدهی؛ تا دل‌خوش باشی که بعد از یک هفته اتوبوس‌سواری، بالاخره از ماشین و طرحت هم استفاده کردی!

 ماشین‌های شاسی بلند و ون‌تاکسی که فقط  یکخورده از مینی‌بوس کوچکتر است چنان ردیف پشت سر هم پارک کرده‌اند که خدا را شکر می‌کنی بالاخره یک جای پارک که تابلوی مطلقاً ممنوع در آنجا سبز نشده هم هست؛ غافل از اینکه تابلو پشت ون مخفی شده و خلاصه همه چیز دست به دست هم داده تا ماشین را همان جا پارک کنی؛ پارک همانا و جرثقیل و پارکینگ و خلافی و پلیس و همه اینها هم همانا ...



دو ساعت بعد برمی‌گردی، می‌بینی ماشین خودت که سهل، همه شاسی‌بلندها و حتی آن ون‌تاکسی هم نیستند. به جای همه این نبودن‌ها، تابلوی «پارک مطلقاً ممنوع» و «حمل با جرثقیل» سبز شده‌اند؛ البته یک‌دفعه که سبز نشده‌اند؛ بوده‌اند اما بخاطر بی‌انضباطی آن خودروهای قد بلند، تابلوها را ندیده بودی ...

خلاصه؛ بازار رفته بودی که سر خریدهایت «سنار سه شاهی» برایت ارزان‌تر تمام شود و دل خانمت را هم راضی کرده باشی که بعد از یک هفته کار شبانه‌روزی، یک روز را هم برای او گذاشتی و او را به بازارگردی بردی!؛

همه تلخ شدند ... کل خریدها را  به دست خانم دادی و خودت هم خیابان را گرفتی تا یک مأمور راهنمایی و رانندگی پیدا کنی و از او خواهش کنی که ...

یک ستوان سوم وظیفه سر خیابان ایستاده؛ جریان را برایش تعریف می‌کنی؛ سوال می‌کند «ماشینت پراید بود یا ون، پاترول یا ...»؛ خلاصه راهنمایت می‌شود و می‌گوید «معمولاً ماشین‌هایی که از این خیابان با جرثقیل می‌برند (اصطلاحاً می‌خوابانند) را به پارکینگ امیرکبیر می‌برند.

 توصیه می‌کند «با موتور برو که زودتر برسی؛ چون اگر ماشین را قبض نکرده باشند و یکخورده خواهش و تمنا کنی، بهت برمی‌گردانند» ؛ خودش هم که اضطراب را در صورت و نحوه سوال کردنت می‌بیند، گوشه‌ای از مقوای دسته قبض جریمه را پاره کرده و یک اسم رویش می‌نویسد (استوار ....) و توصیه می‌کند «اگر استوار (...) را در پارکینگ دیدی، این را بده و بگو فلانی من را فرستاده؛ اگر ماشین را قبض نکرده باشه کارت را راه می‌اندازه و بهت برمی‌گردونه ...»

با موتور به سمت پارکینگ امیرکبیر حرکت می‌کنی؛ یک سروان تمام به همراه یک استوار آنجا هستند؛ اما خسته! خسته از اینکه به اصطلاح خودشون این همه ماشین را خوابانده‌اند. جلو می‌روی و با لفظ «قربان» آنها را خطاب می‌کنی (بالاخره از تجربیات سربازی استفاده می‌کنی ...) موضوع را تعریف می‌کنی؛ آب پاکی را روی دستت می‌ریزند که هر چه ماشین سوار جرثقیل کرده‌اند را قبض هم کرده‌اند.

 پس گزینه تلاش برای بازپس گیری ماشین منتفی است ... ولی هر چقدر داخل قبض‌ها کند و کو می‌کنند اثری از قبض ماشینت نیست. یک آب پاکی دیگر هم روی دستت می‌ریزند : «ماشینت را ما نبرده‌ایم. منطقه اینجا (منطقه راهنمایی و رانندگی) با 10 تا پارکینگ طرف قرارداد هستند. برو این پارکینگ‌ها را سر بزن؛ اگر اونجاها هم نبود؛ برو کلانتری بگو ماشینم را دزد برده ...»

از جناب سروان تقاضا می‌کنی تا آدرس این ده پارکینگ را بدهد. جناب سروان آدرس نزدیک‌ترین پارکینگ به موقعیتی در آن هستی را می‌دهد و می‌گوید «اگر ماشینت آنجا نبود؛ بگو امیرکبیر هم رفتی؛ آدرس بعدی را بهت می‌دهد ...»

دوباره موتور می‌گیری و می‌روی ...؛ دومی هم نیست. هشت پارکینگ دیگر باقی مانده ...؛ سومی هم نیست ...؛ چهارمی هم نیست ...؛ پنجمی هم نیست ...؛ تا الآن حداقل سی چهل هزار تومان هم آقای موتوری می‌خواهد ازت بگیرد ...؛ آن قدر می‌روی و می‌روی تا می‌رسی به یاخچی آباد.

تقریباً سه ساعتی روی موتور هستی و رسیدی به خط آخر و آخرین پارکینگ و دورترین پارکینگی که مأموران محدوده بازار ممکن است ماشینت را به آنجا ببرند. تازه مطمئن می‌شوی که پراید کوچولو را دزد نبرده ...

حالا از یاخچی‌آباد می‌خواهی بروی جنت‌آباد ...؛ مسئول پارکینگ راهنمایی می‌کند که شنبه برو ستاد ترخیص واقع در خیابان زنجان، بررسی کن چند روز باید ماشینت توی پارکینگ خاک بخوره، خلافی بروز را بگیر، هزینه 40 هزار تومانی جرثقیل را پرداخت کن، مدارک را تکمیل کن تا اگر لطف کنند ماشینت را ترخیص کنند ...

 از طریق پیامک، میزان خلافی ماشین را دریافت می‌کنی؛ ... هزار تومان خلافی! عصر پنج‌شنبه هم که دیگر پلیس + 10 باز نیست که بخواهی استعلام خلافی را بگیری و ببینی برای چه جریمه شده‌ای ...

 تصمیم می‌گیری تا صبح اول وقت شنبه به اجرائیات شهرک آزمایش (ستاد پلیس راهنمایی و رانندگی) بروی تا هم استعلام بگیری و هم این که شاید بتوانی خلافی را کم کنی ... خانمی که در اجرائیات شهرک آزمایش نشسته است کارت ماشین را می‌گیرد و شماره ماشین را وارد سیستم می‌کند و می‌گوید : «فقط ... هزار تومان خلافی داری، ما اینجا فقط خلافی‌های بالای یک میلیون تومان را پرینت می‌دهیم (آن هم فقط صفحه آخرش) ...؛ شما باید به پلیس + 10 بروید.» دیگر انگار آب سرد ریختند روی سرت ...

انگار معجزه بود که یک افسر ارشد کادری را رساند و حرفت را شنید و دستور داد یک پرینت ناقابل را برایت صادر کنند. حالا بخاطر چه جریمه شده‌ای؟ طرح ، طرح ، طرح ...؛ به جناب سرهنگ می‌گویی «آخر من که طرح دارم ...» ؛ می‌گوید : «رسید طرحت را نشان بده تا برایت کم کنم ...» رسید طرح هم که در ماشین است و ماشین هم در پارکینگ ...

خلاصه تصور اینکه بخواهی از شهرک آزمایش به

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید