مسیر سبز
مسیر سبز

ناگفته‌های "قاسم‌خانی" درباره آدم‌های معروف خبرگزاری ایسنا: پیمان قاسم‌خانی

ناگفته‌های "قاسم‌خانی" درباره آدم‌های معروف 
 خبرگزاری ایسنا: پیمان قاسم‌خانی

ناگفته‌های "قاسم‌خانی" درباره آدم‌های معروف
خبرگزاری ایسنا: پیمان قاسم‌خانی ثابت کرده که استاد شوخی‌های خاص است؛ چه آن‌وقتی که «مارمولک» را نوشت، چه زمانی که با «سن‌پترزبورگ» در فیلمنامه‌نویسی و بازیگری درخشید و چه وقتی که یک فوتبالیست مشهور را در مجموعه «پژمان» سوژه کرد و مردم را مدتی پای داستانش میخکوب.

پیمان قاسم‌خانی می‌گوید«اگر با افرادی مثل همایون شجریان که آرام و سر به زیر به نظر می‌رسند فوتبال بازی کنید، کلا تصورات‌تان له می‌شود!» این هنرمند را همچنین باید از آن مردهای با جرأتی دانست که اصلا از همسرش نمی‌ترسد چون به جرات و البته با خنده می‌گوید؛ در فیلم اولی که می‌خواهد کارگردانی کند، ریسک حضور بهاره رهنما را نمی‌پذیرد!

به نظر او دنیای مردان از زنان جذاب‌تر است و برای توضیح این عبارتش هم لذت فوتبال بازی‌ کردن را مثال می‌زند. صحبت از بهاره رهنما به عنوان یک همسر و بازیگر شناخته‌شده، شایعه اختلاف با مهران مدیری، اعتقاد به گفتمان با مسعود ده‌نمکی، علاقه‌اش برای بازی حمید فرخ‌نژاد در سینمایی «پژمان» و... از بخش‌های دیگر این گفت‌وگو است.



حالا قاسم‌خانی در آستانه پنجاه سالگی، سراغ یک سوژه جذاب دیگر رفته است؛ سوژه‌ای که دو سالِ تمام با ادعای «ملتهب بودن» در راهروهای وزارت ارشاد سرگردان بود و یک روز باید اسم مرده‌هایش عوض می‌شد و روز دیگر جای زن و مَردش در قبر!

سراغ فیلمنامه‌نویس «طبقه حساس» رفتیم که این روز‌ها با درخشش رضا عطاران فروشی میلیاردی دارد. قاسم‌خانی در این گفت‌وگو درباره موضوعات مختلفی از جمله ممیزی‌های جالب و بعضا طنزگونه فیلم، تفاوت آن با «مارمولک»، مظلوم‌بودن خانم‌ها در «طبقه حساس» و... صحبت کرد که خلاصه‌ای از آن را در زیر می‌خوانید:

بحث ساخت فیلمی با نام «قبر دوطبقه» که بعد به «طبقه حساس» تغییر پیدا کرد،دو سالی بود که مطرح می‌شد. در این مدت بارها از مدیران قبلی موضوع را پیگیری کردیم و آن‌ها هم خط قرمز و نیاز فیلمنامه به بازنویسی را دلیل صادر نشدن پروانه ساخت این فیلم عنوان می‌کردند، چون معتقد بودند کلا موضوع فیلمنامه ملتهب است. چه شد که بالاخره این فیلم ساخته شد؟

اول بگویم که اگر از همان روز اول خیلی رُک می‌گفتند مشکل چیست، یک سال در راهروهای وزارت ارشاد این طرف و آن طرف نمی‌رفتیم. اصل ماجرایی هم که با آن مشکل داشتند همین دو جسد خانم و آقای داستان بود که روی هم دفن شده بودند.

البته مدیران قبلی اداره نظارت هم تلاش‌هایی کردند تا با تغییر دیالوگ یا سکانس به نتیجه مطلوب برسند، اما هر چه تغییراتِ مورد نظرشان اعمال می‌شد باز هم می‌دیدند مشکل هم‌چنان وجود دارد. حتی آخرین چیزی که از ما خواستند این بود که اگر جای دو جسد در آن قبر دو طبقه عوض شود، یعنی مرد زیر دفن شود و زن در قسمت بالایی، مشکل حل می‌شود که دیگر کار به آنجا نرسید.

یعنی چه؟!پس از این همه رفت و آمد براساس چه استدلالی موضوع تغییر جای جسدها را مطرح کردند؟

این همان مفهوم اروتیکی است که دوستان می‌گفتند این دو جسد تداعی می‌کند و در واقع مشکل آن‌ها همان نکته‌ای بود که در ذهن بیمار آقای کمالی (با بازی رضا عطاران) هم می‌گذرد.

ببینید! گویا این دوستان مقداری با آقای کمالی ما موافق بودند که نباید جسد همسرش زیر جسد دیگری دفن می‌شد، هرچند این کار سهوا انجام شده بود، اما با این حال و با همه احترامی که برای این دوستان قائل هستم، مجبور به بیان همان توضیحاتی بودیم که در فیلم به کمالی داده می‌شد که «بابا این‌ها جسد‌ند، مرده‌اند...»(خنده). البته این را هم اضافه کنم که خیلی معتقد نیستم اگر جای اجساد جابجا می‌شد مشکل آن‌ها با فیلمنامه حل می‌شد.

پس در دوره قبل نتوانستید مجوز ساخت بگیرید؟

چرا در همان روزهای آخر به دلیل اینکه خیلی در رفت و آمد بودیم لطف کردند و مجوز دادند.

یعنی فیلمی که الان روی پرده سینماهاست، نسبت به نسخه اولیه فیلمنامه زیاد تغییر کرده است؟

نه، تغییرات کمی دارد، مثلا در سکانسی که مربوط به بازی محمدرضا فروتن می‌شود، ‌او نقش رئیس دفتر مرجع تقلید آقای کمالی (با بازی رضا عطاران)‌ را داشت که کمالی برای استفتاء پیش او می‌رود، اما بعد از گرفتن جواب صحیح و شرعی طوری عصبانی می‌شود که می‌خواهد مرجع تقلیدش را عوض کند! این یکی از بخش‌هایی بود که گفتند حساسیت‌زاست و آن را تغییر دادیم،‌ اما اینکه اتفاق و تغییربزرگی در فیلمنامه رخ داده باشد، پیش نیامد.

همین مثالی که زدید کمی عجیب است چون اتفاقا نقش روحانی «طبقه حساس» که محمدرضا فروتن آن را بازی می‌کند، خیلی منطقی و درست است.

بله. درواقع بیننده نگاه درست به داستان فیلم را از نگاه روحانی می‌بیند و اگر مانیفستی در «طبقه حساس» باشد همان حرف‌های روحانی فیلم است.

 پس می‌شود گفت که انگار کلا اصل موضوع از طرف دوستان درست درک نمی‌شد.

چرا درست درک می‌شد، ولی این نگاه در تصمیم‌گیری‌شان دخیل بود که ما بالغ هستیم و تماشاگر خیلی نمی‌تواند تصمیم درستی بگیرد و گرنه مفهوم فیلم که درباره یک تعصب بیمارگونه حرف می‌زند کاملا روشن است. در کل دوستان فکر می‌کردند این وسط در داستان ما چیزهایی هست که ممکن است خطرناک باشد.

خوب اگر خطرناک باشد چه می‌شود؟ مثلا مخاطب شعور فهمیدن این خطر را ندارد؟

این را باید از آن‌ها پرسید، چون سوال ما هم هست. در سینما یا تلویزیون فیلم‌های زیادی بودند که چنین بحث‌هایی برایشان مطرح می‌شد، اما بعد پخش شدند و هیچ اتفاقی نیفتاد و نگاه مردم هم عوض نشد. مسئله اساسی در این‌باره این است که ما یک نگاه رسمی داریم که نماینده‌اش همین آدم‌ها و خانواده‌هایی هستند که در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون می‌بینیم؛ یعنی آدم‌هایی که خیلی مودب هستند و نشان می‌دهند همه چیز گل و بلبل است، اما

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید