مسیر سبز
مسیر سبز

چرایی جابه‌جایی مرکز سیاسی، اداری تهران روزنامه شرق: سهراب

چرایی جابه‌جایی مرکز سیاسی، اداری تهران
روزنامه شرق:  سهراب مشهودی در مطلبی با عنوان « جابه‌جایی مرکزیت سیاسی، اداری از تهران؛ چرا؟ و کجا؟» طرح انتقال پایتخت را بررسی کرد.

الف) چرا؟

تهران کلانشهری است که در اغلب شاخص‌های سکونت شهری، خطوط قرمز را پشت‌سر گذاشته است:

1- با تولید‌ هزارو400تن آلاینده در ‌سال، در تهران در بیشتر روزهای‌ سال آلاینده‌های هوا، بالاتر از مرز خطر قرار می‌گیرند، به‌گونه‌ای که بخش قابل‌توجهی از امراض ریوی و قلبی شهروندان تهران ناشی از این امر است. گفته می‌شود، این امر حداقل پنج‌سال عمر تهرانی‌ها را کوتاه‌تر از طول معمولی آن خواهد کرد.

2- گنجایش تهران تنها برای 750هزار اتومبیل است، یعنی30درصد تعداد اتومبیل‌های فعلی.

3- به‌طور متوسط روزانه 10میلیون ساعت وقت شهروندان در ترافیک (بیش از زمان معمول سفر) تلف می‌شود، که معادل حدود هفت‌درصد زمان کار مفید کشور است. و به‌همین علت مصرف سرانه بنزین در تهران 5/2برابر دیگر شهرهاست.

4- خانم دکتر ابتکار، رییس کمیسیون محیط‌زیست شورای شهر تهران باتوجه به نتایج مطالعات آلودگی هوایی تهران، میزان بنزین در هوای تهران را 20برابر مقدار مجاز اعلام کردند.

5- دو گسل اصلی زلزله، شمال و جنوب آن را درمی‌نوردد که با ده‌ها گسل منشعب از آنها کل شهر را در زون خطر بالای زلزله قرار می‌دهد. بهرام عکاشه پدر زلزله‌شناسی ایران نیز تغییر مرکزیت سیاسی از تهران را ضرورتی تام می‌داند و معتقد است در بیش از 10 کشور دیگر دنیا این عمل به‌خوبی انجام شده است.

طبق نظر مشاور ژاپنی با توجه به ریز پهنه‌بندی زلزله تهران، «اگر زلزله تهران اتفاق بیفتد، موجب بروز بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ بشری خواهد شد» و البته حتی ممکن است امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر افتد.

6- بر اساس گزارش مخبر فراکسیون محیط‌زیست مجلس، ماهانه هفت‌هزارنفر در اثر آلودگی ناشی از ذرات معلق در فضا فوت می‌کنند.

7- بر اساس آمار سازمان بهشت‌زهرا(س) در 9ماه اول‌سال 1387 از 37‌هزار و 288 متوفی تهران، تنها 14‌نفر بر اثر مرگ طبیعی فوت شده‌اند. در همین 9ماه، شش‌هزار و 249 شهروند تهران دچار ایست قلبی شده‌اند که در تمام‌سال قبل، پنج‌هزار و 698‌نفر بوده‌اند.

8- کاسه طبیعی تهران نیز دیگر توان پذیرش جمعیت بیشتر و عوارض آن، مثل فاضلاب و ده‌ها فشار زیست‌محیطی دیگر را ندارد. برآوردها این سقف را به‌طور مطلوب 5/5 و حداکثر را 5/7میلیون‌نفر می‌داند.  این عوامل اصلی، سرنوشت رو به فاجعه تهرانند. به‌راستی آیا برای تهران راه نجاتی متصور است؟

راه‌حل‌های ارایه‌شده

 طرح جامع تهران و در پی آن طرح مجموعه شهری تهران، اساسی‌ترین راهکار برای حل مشکلات یادشده، (در اولین مرحله) تثبیت جمعیت تهران را در حد هفت‌میلیون‌و650‌هزار‌نفر (یا حداکثر 300/8) می‌داند. (طرح جامع اول تهران این حد را به‌درستی 5/5میلیون‌نفر برآورد کرده بود).  درواقع برای این منطقه، که از سه طرف بسته است و هوا حتی زمان‌هایی که از طرف باز آن وارد شهر می‌شود، در آن راکد می‌گردد، ظرفیتی بیش از این مقدار، متصور نیست.

 این امر به‌خصوص باتوجه به اینکه اصولا تهران در منطقه‌ای مخاطره‌آمیز قرار دارد، کاملا منطقی به‌نظر می‌رسد و شاید اگر جمعیت می‌توانست کاهش یابد، حتی این امر هم توصیه می‌شد.  البته بدیهی است که ابلاغ یک مصوبه نمی‌تواند این مهم را ممکن سازد و راهکارهای فکرشده و قابل‌تحققی باید بتواند زمینه انجام این تحدید جمعیت را فراهم آورد: زیرا تهران عملکردهای مختلفی دارد، که هر یک محرک تراکم و جمعیت بیشتری است:  تهران مرکز سیاسی کشور و عمده‌ترین مرکز اداری و مالی کشور (24‌درصد شاغلان بخش عمومی در تهران شاغلند) و با 7/22‌درصد دانشجویان، بزرگ‌ترین مرکز تحصیلات عالیه است.

بیش از40درصد صنایع در آن مستقر است، 30درصد تولید ناخالص داخلی و 26درصد ارزش افزوده در آن شکل می‌گیرد، بزرگ‌ترین مرکز خدمات پزشکی است و بسیاری از خدمات در سطوح عالی‌تر در آن قرار دارند، به گونه‌ای که 39‌درصد خدمات در آن ارایه می‌شود. تاکنون راه‌حل‌های کاهش عملکردها و در پی آن جمعیت تهران از دو ویژگی عمده تبعیت کرده‌اند:

1- از دو بخش عملکردهای عامل و عملکردهای معلول، همواره عملکردهای معلولی را هدف گرفته‌اند.

2- از دو روش محتمل برای انجام طرح، یعنی راهکاری که بخش عمومی متولی آن باشد و راهکاری که مردم و بخش خصوصی ‌باید مشکلات آن را تحمل کنند نیز راه‌حل دوم انتخاب شده است. نه تنها در گذشته این طور بوده، در آخرین طرح مصوب (یعنی طرح مجموعه شهری تهران) نیز همین روش پیشنهاد شده است. مشکل تهران، مشکلی ملی است و تنها وقتی می‌تواند حل شود که دولت بار آن را به دوش بکشد و بخش عمومی برای این امر مایه بگذارد. در واقع راه‌حل اساسی، حمله به اصلی‌ترین علت توسعه شدید تهران یعنی مرکزیت سیاسی- اداری است. با حذف مرکزیت سیاسی، بخش عمده‌ای از مرکزیت اداری و مالی نیز به تغییر مکان می‌پردازند و تهران با حذف این عملکردها، فرصت می‌یابد که با محدودشدن جمعیت در یک حد ثابت، به تمام برنامه‌های پیش‌گفته شده، جامه عمل بپوشاند و جز این، راهی برای خارج شدن از این دایره بسته وجود ندارد.

تحلیل ‌نظرات مخالفان حذف مرکزیت سیاسی

 از مهم‌ترین مسایلی که گروه مخالف، بیان می‌کنند هزینه سنگین جابه‌جایی مرکزیت سیاسی از تهران به مکان دیگری است که به سه دلیل، چندان پایه‌های محکمی ندارد. اول اینکه وسعت شهرهای ایران هر 15‌سال، دو برابر می‌شود، بنابراین جابه‌جایی یاد شده که حداکثر 10‌درصد این توسعه را دربر می‌گیرد، چندان نشدنی نیست و دلیل دوم اینکه تهران به وسعتی رسیده که توسعه در آن به‌طور تصاعدی (از احداث یک شهر جدید یا رشد یک شهر کوچک) گران‌تر تمام می‌شود و

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید