هر روز!
هر روز!

امامت به چه معنا است؟ امامت از اصول دین است یا

امامت به چه معنا است؟ امامت از اصول دین است یا

امامت به چه معنا است؟ امامت از اصول دین است یا فروع دین؟
: امامت به چه معنا است؟ امامت از اصول دین است یا فروع دین؟
به همین جهت است که جماعت اهل تسنن یعنی صاحبان مذاهب اربعه پیشوایان خود را امام می گویند به نا م امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی، امام احمد یعنی فقهاء و مجتهدینی که در امر دین پیشوای آنها هستند که با ابتکار و فکر خود اجتهاداً یا قیاساً احکام را از حلال و حرام برای آنها معین نموده اند.
به گزارش : از این قبیل ائمه و پیشوایان در تمام مذاهب و ادیان هستند حتی در مذهب شیعه هم علما و فقها همان مقامی را دارند که شما برای ائمه خودتان قائلید و لهذا در غیبت ولی عصر امام دوازدهم عجل الله تعالی فجره در هر دوره و زمان روی موازین علمی با ادله ا ربعه کتاب و سنت و عقل و اجماع فتوا می دهند منتها ما آنها را امام نمی خوانیم چه آنکه امامت اختصاص دارد به اوصیاء اثناعشر از عترت طاهره با یک فرق که بزرگان شما بعداً باب اجتهاد را مسدود نموده یعنی از قرن پنجم که به امر پادشاه وقت اراء مستحدثه علماء و فقهاء را جمع نموده منحصر به چهار نمودند و مذاهب اربعه حنفی – مالکی – شافعی – حنبلی را رسمیت دادند و مردم را مجبور نمودند که به یکی از آن چهار مذهب عمل نمایند که تاکنون رایج است.
و معلوم نیست که در مقام تقلید ترجیح فردی بر افراد دیگر به چه دلیل و برهان است امام حنفیها چه خصیصه ای دارد که مالکی ها ندارد و امام شافعی ها چه دارد که امام حنبلی ها ندارد.
و اگر ملت اسلامی مجبور باشند که از فتاوای آن چهار تجاوز ننمایند جمودت بسیار سختی جامعه مسلمین را فرا گرفته و ابداً ترقی و تعالی در آنها راه پیدا نمی کند.
حال آن که یکی از خصائص دین مقدس اسلام این است که با قافله تمدن در هر دوره و زمانی پیش می رود و این مطلب لازم دارد فقهاء و مجتهدینی را که در هر دوره و زمان با حفظ موازین شرعیه با کاروان تمدن پیش بروند و حفظ مرکزیت مذهبی را بنمایند. چون بسیاری از امور است که به واسطه حدوثش تقلید میت در او راه ندارد و حتماً باید مراجعه به فقیه و مجتهد حی نمود و از ابتکار فکر او استفاده و فتوای او را مورد عمل قرار داد.
با اینکه بعدها در میان اهل سنت مجتهدین و فقهاء عالی مقامی پیدا شدند که به مراتب از آن چهار امام اعلم و افقه بودند نمی دانیم این ترجیح بلا مرجح و حصر نمودن مقام اجتهاد را به آن چهار نفر و ضایع نمودن حق علمی دیگران از چه راه بوده است ولی در جامعه شیعه تمام فقهاء و مجتهدین در هر دوره و زمان تا ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه حق حیات دارند ما تقلید میت را ابتداء و در مسائل حادثه ابداً جائز نمی دانیم.
و عجب است که اهل سنت جامعه شیعه را مبدع و مرده پرست می خوانند که به دستورات أئمه اثنی عشر از اهل بیت خاتم الانبیاء(ص) به امر آن حضرت که با نصوص عالیه ای که در کتب اهل سنت هم مشروحا مندرج است عمل می نمایند ولی معلوم نیست اهل سنت به چه دلیل مسلمانان را اجبار می دهید در اصول به مذهب اشعری یا اعتزال و در فروع حتما به یکی از مذاهب اربعه عمل نمایند.
اگر به آنچه اهل سنت بی دلیل می گویند عمل ننمایند یعنی پیرو مذهب اشعری و یا اعتزال و یا یکی از مذاهب اربعه نگردیدند رافضی و مشرک و مهدور الدم هستند. و اگر به اهل سنت ایراد نمایند که چون دستوری از پیغمبر برای پیروان ابوالحسن اشعری و یا أبوحنیفه و مالک بن أنس و محمد بن ادریس شافعی و أحمد بن حنبل نرسیده آنها هم از علماء و فقهاء اسلامی بوده اند حصر کردن تقلید را به آن ها بدعت است چه جوابی خواهید گفت؟
اهل سنت می گویند أئمه أربعه چون دارای مقام فقاهت و علم و اجتهاد توأم با زهد و ورع و تقوی و امانت و عدالت بودند پیروی از آنها بر ما لازم است.
اولاَ آنچه اهل سنت می گویند دلائلی نیست که موجب حصر گردد که تا روز قیامت مسلمانان مجبور باشند پیروی از طریقه آنها بنمایند زیرا این صفات را اهل سنت برای تمام علماء و فقهاء خودشان قائل هستند و انحصار به آن چهار دادن توهین به علماء بعد است. زیرا اجبار به پیروی از فردی و یا افرادی وقتی خواهد بود که دستور و نصی از خاتم الانبیاء رسیده باشد و حال آن که چنین دستور و نص از آن حضرت درباره أئمه اربعه نرسیده و چگونه اهل سنت حصر نمودند مذاهب را به چهار و حتمی بودن پیروی از یکی از آن چهار امام را حق می دانند.
مذاهب اربعه شما حنفی – مالکی – شافعی – حنبلی روی چه پایه ای قرار گرفته کدام یک از آن چهار امام شما رسول خدا را ملاقات نمودند یا دستور و نصی از آن حضرت درباره آنها رسیده که مسلمانان مجبور با شند کورکورانه تبعیت از آنها بنمایند چه آنکه اهل سنت هم بی دلیل تبعیت از أسلاف خود نموده و پیروی می نمایند چهار امامی را که هیچ دلیلی بر امامت مطلقه آنها ندارند مگر آنچه را که فرموده اند فقیه عالم مجتهد زاهد با تقوی بودند که اهل هر زمان در حیات آنها به فتاوای آن علماء می بایستی عمل نموده باشند نه آنکه مسلمین جهان تا روز قیامت اجبار داشته باشند که پیروی از آنها بنمایند.
علاوه بر این ها اگر این صفات باضعاف مضاعف توأم با نصوص وارده از رسول اکرم(ص) در عترت طاهره آن حضرت جمع شد تبعیت و پیروی از آنها اولی است یا تبعیت و پیروی از کسانی که ابداً از رسول خدا(ص) درباره آنها دستور و نصی نرسیده.
آیا مذاهبی که در زمان پیغمبر اثری از آنها نبوده و هیچ یک از أئمه اربعه در زمان آن حضرت نبودند و دستوری از آن حضرت درباره آنها نرسیده و بعد از قرنی در دنیا پدید آمدند مذهب من درآری و سیاسی می باشند؟ یا مذهبی که ریشه­گذار آن رسول خدا و پیشوای آن تربیت شده دست آن حضرت بوده و همچنین سایر امامان یازدهگانه که درباره تمام آنها و به نام فرد فرد آنها دستور رسیده و آنها را عدیل قرآن قرار داده و صریحاً در حدیث ثقلین فرموده "من تمسک بهما فقد نجی و من تخلف عنهما فقد هلک" و در حدیث سفینه ف

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید