مسیر سبز
مسیر سبز

سعید آقاخانی؛ در زندگی شوخ، در کار زهرمار! تماشا:

سعید آقاخانی؛ در زندگی شوخ، در کار زهرمار! 
 تماشا:

سعید آقاخانی؛ در زندگی شوخ، در کار زهرمار!
تماشا: با سعید آقاخانی گفت و گو کردن کار جالبی است! چون یک وقت هایی با امتناع از جواب دادن به بعضی از سوال ها از در دروازه هم رد نمی شود و یک وقت هایی شما را متعجب می کند و پاسخش به معنای عبور از سوراخ سوزن است. او که اصلا از مصاحبه کردن خوشش نمی آید با پیگیری های زیاد حاضر به گفت و گو شد و البته از نتیجه کار هم راضی بود.

بخش هایی از حرف های آقاخانی را با همان زبان محاوره ای خودش آوردیم تا شما هم بیشتر در حال و هوای این گپ و گفت یکی دو ساعته قرار بگیرید. بنابراین اگر لابلای صحبت هایش جملات محاوره ای دیدید، تعجب نکنید بلکه مثل ما از خواندن نظرات این بازیگر – کارگردان دوست داشتنی لذت ببرید.

 بهانه این گفت و گو سریال «دزد و پلیس» به کارگردانی اوست. هر چند حرف های دیگری هم بینمان رد و بدل شد.



این روزها سعید آقاخانی چه حس و حالی دارد؟

- حالم این روزها خوب است. سریالمان در حال پخش است. مردم و عکس العمل های شان نسبت به سریال را که می بینم، حس خوبی دارم.

به ما بگویید جرقه ابتدایی چه بود و طرح کار از چه زمانی به شما پیشنهاد شد؟
- من اسفندماه سر کار قبلی ام بودم که پیمان قاسم خانی با من تماس گرفت. آن زمان حدود 11-10 قسمت از کار را مهراب نوشته بود که من خواندم و استقبال کردم.

این اولین بار است که با برادران قاسم خانی کار می کنید؟

- بله، من قبل از اینکه بخواهم این سریال را بسازم از کارهایی که فضای فانتزی در آن جریان داشت وحشت داشتم و هیچ وقت قدرت ریسک انجام آنها را نداشتم. به همین دلیل در ابتدای امر به آنها گفتم که این فضا برای من قابل لمس نیست و نمی توانم آن را خوب اجرا کنم و ترجیح دادم انصراف بدهم اما با حرف های پیمان قاسم خانی و محسن چگینی (تهیه کننده) مجاب شدم که خودم را هل بدهم و ریسک کنم.

نوع نوشتار قاسم خانی ها منحصر به فرد و برای کارگردانی مثل من که تا به حال آن را تجربه نکرده سخت است. گفت و گوهای طولانی بین شخصیت ها در سکانس های طولانی نیاز به چیدن میزانسن های فکر شده داشت که من برای هر کدامشان باید برنامه ریزی خاصی می کردم.

همین نگرانم کرده بود که مبادا کار خوب از آب درنیاید اما هر چه جلوتر رفتیم فضای کار برایم بیشتر قابل لمس شد. پیش بردن بار قصه و درگیر کردن تماشاچی نسبت به آینده روی دوش بهنام تشکر افتاد و بار کمدی به عهده هومن برق نورد و تا حدودی خانم دهقان و آقای مهرآوران.



در رابطه با این کار چقدر به آن چیزی که می خواستید رسیدید؟

- فیلمنامه مهراب مرتب بود و همین نگرانی هایم را کم کرده بود. تمام نگرانی ام این بود که ترکیب فضای تقریبا فانتزی فیلمنامه با فضاهای بومی که ما در کارهای قبلی داشتیم، خوب از آب درنیاید ولی همان روزهای اول فهمیدم چیز بدی نخواهد شد و همین هم شد. الان که کار را می بینم همچنان فضا برایم عجیب است و تناقض هایی می بینم که دوست داشتنی از آب درآمده و از این اتفاق خیلی راضی هستم.

قرار بود یک سریال کمدی بسازید یا ما شاهد موقعیت های طنز باشیم؟

- با سابقه آدم هایی که در این مجموعه با هم همکاری داشتن فکر نمی کنم تصوری غیر از کمدی در ذهن مخاطب ایجاد کند و ما هم قصد دیگری نداشتیم. قصدمان مثل قبل، ارائه یک کار شیرین بود و هست.

آقای آقاخانی همین الان شما یک ژانر ابداع کردید به نام ژانر شیرین؟!

- (می خندد) اگر انتظارتان از کمدی این است که بنشینید و به قهقه بیفتید، این سریال اینطور نیست. ما نمی خواستیم این شکلی سریال بسازیم. تلاشمان این بود که یک قصه پلیسی را شیرین اجرا کنیم. مثلا شما به کارهای خانم مرضیه برومند می خندید؟ نه؛ بیشتر از این جهت مورد توجه تان قرار می گیرد که چقدر فضا ملموس و جذاب است. دوست دارید کارهای ایشان را دنبال کنید. آدم ها واقعی هستند، داستان ها و فضاها دلنشین است و من هم دنبال این ویژگی ها بودم.

خودتان را کارگردان کمدی ساز می دانید؟

- فعلا انتظاری که از ما دارند همین است اما دوست دارم بتوانم خیلی خوب یک قصه را روایت کنم حالا چه کمدی باشد چه نباشد.

در زندگی شخصی تان چقدر طناز هستید؟

- در زندگی شخصی ام شوخ هستم ولی سر کار نه؛ زهرمارم!



یکی از انتقادهایی که به کار قبلی تان یعنی سریال «زن بابا» می شد اینقدر و بد که چرا اینقدر بازیگران خصوصا علی صادقی و مهران غفوریان از بداهه شان استفاده می کنند و اصطلاحا در کار «ول» هستند. در این کار چقدر روی بداهه بازیگرانتان حساب کردید؟

- اگر مهران و علی در زن بابا به قول شما اصطلاحا ول بودند، هیچکس آن کار را نگاه نمی کرد. در حالی که زن بابا پربیننده ترین سریال آن سال شد. من این نقدهایی را که شما می گویید، نخوانده ام. در آن کار هم تمام تلاشم را کردم تا بتوانم بازیگرانم را کنترل کنم. در این کار هم شاید فقط 10 درصد از کار بداهه بود که آن هم فقط هومن اجرا می کرد، بقیه بداهه نداشتند.

هومن خیلی خلاق است و بداهه های خوبی اجرا می کند، در کنارش مصطفی طنابنده بود که خیلی با او همفکری می کرد ودوتایی به چیزهای خوبی رسیدند. بهنام هم طی صحبتی که با هم کردیم به درستی از بداهه و کمدی فاصله گرفت و به زیبایی قصه را پیش برد و بیننده را درگیر خودش کرد.

این را هم بگویم که هیچ وقت نمی شود بازیگر را به امان خدا گذاشت، اگر بشود هم خروجی اش قابل حدس است! میزان کمدی نوشته شده در فیلمنامه برای ما کافی بود چون هر خصیتی که وارد قصه می شد با خودش لحظات خوبی می آورد.

مثلا بابا اسی ... آقای مهرآوران یا خانم دهقان که با هر حضورشان طراوت خوبی به فضا می دادند و به نظرم همین ها کافی بود. ما می خواستیم تماشاچی لبخند بزند نمی خواستیم از خنده بکشیمش!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید