مطالب جالب!
مطالب جالب!

مردم متدین و زحمتکش هزاره قصه درد رنج ملت

مردم متدین و زحمتکش هزاره 
 قصه درد رنج ملت

مردم متدین و زحمتکش هزاره
قصه درد رنج ملت ما تمامی ندارد . از اتحاد نا مقدس رهبران ناخواسته امروزی با حزب اسلامی و فرستادن قومندان شفیع با نیروهای تحت امرش به کمک حزب اسلامی در تپه مرنجان و کشاندن جنک به غرب کابل به نمایندگی ازحزب اسلامی گرفته تا کودتای خونین و ضد منافع هزارگی که توسط عاشقان گلبدین حکمتیار و تندروان حزب وحدت اسلامی  علیه سران احزاب منحله – درچوکات حزب وحدت و مخالف پیمان با حزب اسلامی .
جنک خانمانسوز داخلی درگرفت  این جنگ را حزب اسلامی بیش از هر کس به نفع خود می دید . احزاب که در چهار چوب حزب وحدت  بود – مانند سران پاسداران جهاد اسلامی شورای اتفاق دعوت اسلامی نهضت اسلامی و جبهه متحدانقلاب اسلامی – اتحاد با حزب اسلامی را سر اغاز بدبختیهای مردم ما درغرب کابل می پنداشتند این اتحاد را دقیقا مانند کودتای خونین که زکرش رفت  می پنداشتند .
 فاجعه المبار افشار و بالاخره امضای معاهده ننگین تسلیم دهی غرب کابل به دشمنان بشریت طالبان و ای اس ای و فرستادن استاد شهید مزاری و یارانش بطرف مقرطالبان منطقه دوغ اباد توسط محمد کریم خلیلی در پیشاور و نیز بدون شک تسلیم دهی بامیان بدون مقاومت در راستای همان پیمان باید ملاحظه کرد .
آری دوستان دیروز تحت عناوین اتحاد  دفاع از مردم هزاره و … رهبران  این بلا ها را بر سر مان اورند امروز وضعبت ما این است !!! و ما نگران فردایم  که با این رهبران ناخواسته چه باید کرد ؟ به چه آینده مواجه خواهیم  شد ؟ !!!
اگر بخواهیم  بار دیگر فاجعه سقوط کابل مزار و بامیان تکرار نگردد  واگر بخواهیم به سردادن  شعار اتحاد  مردم  خود را به احزاب دلخواه خود پارچه پارچه نسازد  چه بکنیم شما بگویید ؟ !!!
آری عزیز برادر : اینک که شاهد معامله گریهای امتحان پاس نشده های دیروز برسرنوشت شما مردم و ساختن شهرکها و بلند منزلها و شرکتهای خارجی و راه اندازی تلویزیونهای تجاری با خونبهای فرزندان برادران و پدران شما و شاهد تقسیم نمودن حزب وحدت نیمه جانی که ثمره خون هزاران شهید و تنها ارثیه استاد شهید مزاری است برای اهداف شوم معامله گران به 3 حزب 1 حزب وحدت اسلامی خلیلی 2 حزب وحدت اسلامی عرفانی یکاولنگی 3 حزب وحدت مردم افغانستان محقق  چه باید بکنیم ؟ !!!.
من نا گزیر ازانم که درد نامه ام را تحریر و تقدیم حضورتان نمایم . ازانجایکه هدفم رضای خداوند سرنوشت شما و خون پاک شهداست واقعیتهای را که با چشمهایم دیده ام و با گوشهایم شنیده ام و دردهای را که با تمام وجودم حس کرده ام را می نویسم و خواهم نوشت .
اری مردم رنجدیده هزاره ، سرگروپ های دیروز رهبران ناخواسته امروز کانکور پاس ناشده های دیروز استادان والا مقام امروز که از علم و سیاست رهبری تنها چپن پشمینی را بردوش دارند و ازبرکت خون شهدا متاع دنیا را در دست  دارند ،از طرف دیگر  وعده ای ضعیف النفس بسان … دورشرینی به اطرافشان بال می زنند  گناهان آنها را برگردن . راستی با این طیف از ادم ها چه باید کرد  وا مصیبتا .
اری انهای را می گویم که سالها بنام پیروی فلان … فرزندان برادران و پدران شما را در جای جای هزاره جات بجرم اینکه موید سیاستهای مزدور مابانه  و خود خواهانه شان نبودند را بشهادت می رساندند و گورستانهای اقصی نقاط هزاره جات خود فیلم مستند این مدعی است که با هیج نیرنگی محو و نابود شدنی نیست .
 باکی نیست . در دفتر اللهی و سینه پر درد  مثل من رنجور  در دفتر زمان و دفترحقوق بشر ثبت و بعنوان مجرمان جنگی معرفی گردیده  وخواهند گشت . اری کسی را می گویم که در مراسم تشیع شهدای افشار بجای خودش سیاف را قاتل شهدا معرفی نمود و چندی نگذشت که خود دست سیاف را به علامت دوستی فشار داده استاد سیاف خطابش نمود و ارای شما مردم را بعنوان هدیه به قاتل مردم ما به گفته خودش پیشکش نمودند .
ار ی خوب بیاد دارم و وبیاد دارید که درحمله کوچیهای وحشی به بهسود و رد درخواست چپن پوشان از طرف نورچشم شان رئیس جمهورکرزی دست به اعتصاب غذا زد  و محفل دو ودشنام را راه اندازی نمود و ازجملات زشت و زننده ای چون شیطان دروغگو قبیله گرا فاشیزم که به زبان اوردند . چنین جملات که برای کسیکه ازعلم رهبری بهره ای داشته باشد زیبنده اش نخواهد بود.
 با ابرازاحساسات کاذب در جمع عوام الناس جرقه ای  امید را دردل مردم ما بخصوص عزیزان بهسودی روشن نمود و مردم نیز با یگدیگر زمزمه می کردند که با رانده شدنشان از دربار کرزی شاید درسی خوبی برایشان شده باشد و دیگر بار باسرنوشت مردم بازی نکنند  و دیگرهرگزشاهد معامله ننگین شان بر سری منافع مردم نباشیم  .
همانطوریکه همگان در جریانند چند صباحی نگذشت هنوز اشک رانده شدن درچشمانش خود نمای داشت هنوز درشتی لبانش که براثر اعتصاب غذا به وجود امده بود حالت عادی اش را نیافته بود ، هنوز زمزمه عوام الناس به خاموشی نگرایده بود که نقاب از چهره معامله دیگر برداشته شد .
سر از پا نشناخته در قرا و قصبات رفته گلو پاره می نمود . مردم  به یگانه شخصیتی که ارمان مردم ما را براورده خواهد ساخت و ما را به قله های خوشبختی وسعادت خواهد رساند دانشمند دلسوز و فرهیخته ما جناب جلالت ماب کرزی صاحب خواهندبود .
همان دروغگو وقبیله گرای که دیروز به معرفی گرفته بود و فریاد حمایتش از کرزی چنان در سلسله کوهای هندوکش و بابا و مغاره های بامیان و دره های پرپیج وخمی دایکندی پیچید که تا هنوز طنین انداز است  وگیله هایش از مردم بعضی دیار که چرا به جلالت ماب رای ندادند  بشر دوست را انتخواب کردند .
 اری عزیزان با دریافت اندک متاع دنیا تمام دردهای استاد التیام و فریاد و دشنامش تبدیل به درود گردید که گوی مادر مهربانی لقمه ن

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید