مسیر سبز
مسیر سبز

اکبر عبدی: اوباما خسیس است! سوره سینما: اکبر عبدی

اکبر عبدی: اوباما خسیس است! 
 سوره سینما: اکبر عبدی

اکبر عبدی: اوباما خسیس است!
سوره سینما:  اکبر عبدی همکاری با بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی را یکی از آرزوهای حرفه‌ای خود دانست.

اکبر عبدی در زمان ورودش به بازیگری پدیده‌ای جذاب بود. با وجود فرازو نشیب‌ در کارنامه‌اش او همچنان یک پدیده است. این بازیگر نقش‌های زیادی که شاید در شمایل کلی فیلمنامه تیپ بوده‌اند، را با تبحر ذاتی خود به شخصیت‌هایی ماندگار در سینمای ایران تبدیل کرده است. مبنای بازیگری باورپذیری است. گاهی برخی بازیگران تنها در نقشی خاص باورپذیر و روان ظاهر می‌شوند، در همان نقش می‌مانند و کلیشه می‌شوند. اما اکبرعبدی در باورپذیری و ایفای نقش‌های متفاوت از هم، جادو می‌کند.

دیگر عادت کرده‌ایم عبدی را در نقش‌های مختلف ببینیم. اما با کمی تامل درمی‌یابیم همه نقش حریف بودن، کاری به غایت سخت است. در طول تاریخ سینمای جهان نیز کمتر بازیگری توانسته در قالب‌های مختلف موفق باشد. گفتگویی که می‌خوانید درباره بازیگری، وضعیت سینمای ایران و نقش‌های تازه عبدی است. لحن شوخ و نگاه طناز او به جدی‌ترین مسائل را در همین مصاحبه هم می‌شود تشخیص داد.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

سر کاری نیستم. کمی استراحت می‌کنم و به کارهای شخصی‌ام می‌رسم.



مجموعه «شاهگوش» داوود میرباقری

 آخرین کارتان چه بود؟

مدتی پیش برنامه کاری‌ام شلوغ شده بود. سر سریال آقای صباغ‌زاده بودم، سرفیلم سینمایی «خوابزده‌ها» به کارگردانی آقای جیرانی بودم. در قسمتی از «بفرمایید شام»  به همراه آقای فیروز کریمی، رضا داود‌نژاد که به لطف خدا حالش بهتر شده و بیژن بنفشه‌خواه حضور داشتم. در «شاه‌گوش» با استاد میرباقری همکاری کردم، گمان می‌کنم این مجموعه مورد استقبال مردم قرار بگیرد. در این مجموعه نقش جالبی دارم. آقای اسکندری گریم پیر شده نقش آشپز «دلشدگان» را روی صورتم اجرا کرد. در «شاهگوش» نقش یک کله پز را دارم. نکته قابل توجه این بود که دختر کوچک آقای میرباقری فیلمنامه را می‌نوشت او قلمی قوی‌ دارد. اول فکر می‌کردیم این کیفیت قلم داوود است. اما بعد متوجه شدیم که اینطور نیست، واقعا او از پدرش ارث برده است.

ظاهرا نقشی متفاوت را در «خواب‌زده‌ها» بازی کردید. همین طور است؟

بله. در این فیلم نقش دو پیرزن را همزمان بازی می‌کنم. دو پیرزن که خواهر یکدیگرند. یکی پولدار و خارج رفته و دیگری فقیر و روستایی. این دو پیرزن خاله و مادر کاراکتری هستند که فرهاد اصلانی بازی کرده است. گمان نمی‌کنم در فیلم‌های آمریکایی هم بازیگری در یک فیلم، نقش دو پیرزن را همزمان بازی کرده باشد.

پیرزن ها شباهتی به نقش مادر در «خوابم می‌آد» نداشتند؟

تلاش کردم نداشته باشند. حتی خواهش کردم که آقای ایمان امیدواری که در «خوابم می‌آد» طراح گریم بود، در این فیلم هم من را گریم کند، این به اجرایی متفاوت کمک می‌کرد. او می‌دانست چطور گریم کند که شبیه به نقش مادر «خوابم می‌‎آد» نشوم. جالب است در «خواب‌زده‌ها» نقش طوری درآمده بود که فرهاد اصلانی می‌گفت وقتی می‌بینمت و با هم صحبت می‌کنیم شوکه می‌شوم.



«خوابم می آد» رضا عطاران

برای اجرای نقش‌های متفاوت چقدر گریم به کمک شما می‌آید؟ چقدر در بازیگری‌ روی گریم حساب می‌کنید؟

ببینید گاهی ۹۰ درصد این تفاوت را در زمان گریم پیدا می‌کنم. مثلا وقتی زیر دست استاد اسکندری گریم می‌شوم. نم نم با مشاوره ایشان صدا، میمیک، لهجه و مقدار آن را پیدا می‌کنم.  در طول زمان گریم خودم را در آینه می‌بینم و اتود می‌زنم. تا تیپ را به کاراکتر نزدیک کنم.

فیلمنامه «خواب‌زده‌ها» فضای خوبی برای در آوردن نقشی متفاوت به شما داد؟

فیلمنامه عجیب و غریبی نداشت. شاید در نگاه اول تکراری هم بود. فیلم بازیگر محور است و فرهاد اصلانی، خانم شقایق فراهانی و خانم ساره بیات که در «جدایی نادر از سیمین» خوش درخشیده، و صابر ابر نقش‌های متفاوت را بازی کردند و به نظرم برای مخاطب جذاب است. این بازیگران همه در تئاتر رشد کرده‌اند و جلوی دوربین هم قوی ظاهر می‌شوند.

چقدر بین بازیگران تئاتر و سینما که تا کنون با آنها همکاری کردید، به لحاظ کیفیت اجرا تفاوت حس کردید؟

بازیگری که صحنه تئاتر را تجربه کرده استخوان‌دار تر است. تئاتر کیفیت بازیگری را قوت می‌دهد. وقتی یک بازیگر روی صحنه تئاتر می‌رود و رو در وری تماشاگر قرار می‌گیرد حق اشتباه ندارد. در لحظه باید بهترین تصمیم را بگیرد. پس تئاتر به بازیگر قدرت تمرکز، بداهه‌گوی و تسلط بر نقش را می‌آموزد. بازیگران هالیوودی هم قدر تئاتر را می‌دانند و با اشتیاق روی صحنه می‌روند. تئاتر برای بازیگر مثل سرویس و تعمیر برای ماشین عمل می‌کند. بازیگر برای سرویس  و تعمیرخود به صحنه تئاتر احتیاج دارد.  بعضی از بازیگران سینمای ما  اسم تئاتر که می‌آید تنشان می‌لرزد.

زمان ثابت کرده بازیگرانی که در تئاتر رشد کرده‌اند در تاریخ سینما ماندگار شده اند.

بله همینطور است.

قبل از انقلاب رضا بیک ایمانوردی بازیگر سینما معروف شده بود به مرد هزار چهره. اما من فکر می‌کنم اگر ملاک  برای لقب مرد هزار چهره، اجرای نقش‌های متفاوت باشد، اکبر عبدی مرد هزارچهره سینمای ایران است.  نظرخودتان چیست؟

خدا بیامرزد مرحوم بیک را. او بازیگری مردمی و محبوب بود. من برای هنرمندان پیشکسوت احترام بسیاری قائلم. ما نمی‌توانیم منکر زحمات و تأثیر آنها در سینمای ایران  باشیم. هنرمندانی مانند استاد فردین، ملک مطیعی، وثوقی و… آنها بودند که چرخ سینما را به حرکت انداختند تا هم اکنون ما بتوانیم فعالیت کنیم. من واقعا واژه «فیلم فارسی» که برای پایمال کردن اجر آن بزرگواران مُد شده را نمی‌فهمم. مگر ما فیلم عربی بازی می‌کنیم؟ شاید در سینمای قبل از انقلاب عده‌ای ناکاربل

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید