هر روز!
هر روز!

امام مهدی(عج) شریک قرآن امام مهدی(عج) شریک قرآن : امام

امام مهدی(عج) شریک قرآن امام مهدی(عج) شریک قرآن : امام

امام مهدی(عج) شریک قرآن
امام مهدی(عج) شریک قرآن : امام مهدی(عج) شریک قرآن : یکی از آموزه های مهم در تفکر اسلامی، نقش و جایگاه امام معصوم علیه السلام است. در روایات مختلف و متعددی که در مجامع شیعی و سنی نقل شده است، معرفت به امام، جدا کننده اسلام و جاهلیت دانسته شده است. علاوه بر این جایگاه رفیعی که برای امام معصوم علیه السلام مطرح است، سخن دیگر در نسبت و رابطه امام معصوم علیه السلام با قرآن کریم است. در روایات مختلفی امام «شریک القرآن» معرفی شده است. در یکی از زیارت های امام حسین علیه السلام امام شریک قرآن خطاب شده است: السلام علیک یا امین الرحمن، السلام علیک یا شریک القرآن، السلام علیک یا عمود الدین، السلام علیک یا باب حکمة رب العالمین، السلام علیک یا عیبة علم الله، السلام علیک یا موضع سر الله، السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره والوتر والموتور السلام علیک وعلى الارواح التى حلت بفنائک. [1] علامه حلی نیز در استدلالی کلامی بر لزوم امامت، امام را شریک قرآن در تبیین احکام دین دانسته است. از نظر وی یکی از دلایل نیاز به امام شراکت وی، در هدایت گری قرآن است. در استدلال هفتاد و نهم وی بر امامت، بر دو نکته ضرورت وجود امام و عصمت وی تمرکز شده است. استدلال وی در کتاب الالفین چنین است: امام شریک قرآن در تبیین احکام است. از آنجا که احکام غیر متناهی بوده و کتاب متناهی است و برای مجتهد امکان علم به آنها میسر نیست، پس بدان جهت به وجود امام نیاز است. پس چنانکه ممتنع است باطل در قرآن راه یابد، بر امام نیز باطل راهی ندارد؛ چون امام و قرآن از این جهت یکسان هستند، پس امام معصوم است. [2] در روایات اسلامی رابطه قرآن کریم و امام معصوم، به عنوان دو ثقل مهم و میراث برتر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یاد شده است. طبق نقل شیخ صدوق در خصال پیامبر گرامی اسلام حدیث معروف به ثقلین را در مسجد جحفه ایراد فرموده است. در احادیث دیگری ـ که یکی از آنها را نعمانی در کتاب الغیبه نقل کرده است، ـ مکان این حدیث مسجد خیف معرفی شده است. [3] طبق روایت شیخ صدوق آن حضرت پس از اعلام جانشینی حضرت علی علیه السلام میفرماید: بدانید که شما در روز قیامت در کنار حوض بر من وارد خواهید شد و فردا از شما سؤال خواهم کرد، پس از من با ثقلین چگونه رفتار کردید؟ پس مراقب باشید در حین ملاقات با من با آنان چگونه رفتار کرده اید. پرسیدند: یا رسول الله ثقلین چیستند؟ حضرت فرمود: ثقل اکبر کتاب خداوند متعال است که سببی ممدود از جانب خداوند و من به سوی شما و در دستان شما است. سوی دیگر این سبب به سمت شما است. در آن علم گذشته و آینده تا روز قیامت است. اما ثقل اصغر، پس آن هم سوگند قرآن است و او همان علی بن ابی طالب و خاندان او هست. این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض بر من وارد شوند. [4] طبق روایات وارده، ثقلین از همدیگر جدایی ناپذیرند. بدین جهت است که رابطه امام با قرآن، از منظر دیگری نیز نمود می یابد. طبق تصریح قرآن کریم، قرآن در دو مرحله تنزیل و انزال ابلاغ شده است. مرحله تنزیلی، مرحله تدریجی است و اختصاص به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دارد و در طول 23 سال دوره رسالت بر آن حضرت نازل شده است تا با بیان تدریجی احکام اسلامی، به جامعه تازه مسلمان، آنان را در موارد پیش رو راهنمایی کند. روایت ثقلین با تقریرهای مختلفی، از سوی راویان شیعی و سنی نقل شده است. اما آنچه که در این روایات اهمیت دارد، «نقش و جایگاه امام معصوم و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله در هم سنگی با قرآن است. از دیدگاه شیعیان امام معصوم علیه السلام مفسر قرآن است. درک کامل مفاهیم قرآن صرفا منحصر در مطهَّرین است. «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» [5]. «مطهرون» طبق تفاسیر قرآنی، همان اهل بیت عصمت و طهارت می-باشند که خداوند در قرآن به تمجید آنان پرداخته و بر طهارت آنان حکم نموده است: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» [6]. در روایات نبوی صلی الله علیه و آله اهل بیت ثقل اصغر خوانده شده است. قرآن به عنوان کلام الهی ثقل اکبر است. اهمیت قرآن نسبت به اهل بیت علیه السلام آن است که قرآن، پیام الهی بوده و بدان جهت تقدم دارد. در تعابیر مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز همواره تقدّم با خداوند بوده است. فضیلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بر پیامبران پیشین، از آنجا آشکار میشود که حتی در حساس ترین و خطرناک ترین اوضاع نیز ادب محمدی صلی الله علیه و آله حاکی از تقدیم خداوند بوده است و این اوج غرق شدن در محبوب، در بیان آن حضرت است. قرآن کریم گزارش گفت وگوی آن حضرت را با مصاحب خویش، در غار ثور چنین نقل میکند که آن حضرت فرمود: «إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» [7]. عظمت این تعبیر را میتوان در مقایسه آن با کلام حضرت موسی یافت. حضرت موسی علیه السلام نیز در مواجهه با وضعیت مشابه و تعقیب لشگر فرعون، هنگام رسیدن به رود نیل به تسکین خاطر بنی اسرائیل می پردازد و خداوند را به یاد آنان می آورد. اما هر چند در هر دو تعبیر «خداوند تسکین دهنده قلوب است»، اما ادب محمدی صلی الله علیه و آله باعث شده است که نام مبارک خداوند بر خویشتن وی تقدم یابد. إِنَّ اللَّهَ مَعَنا. اما در کلام حضرت موسی علیه السلام، آن حضرت خویش را بر خداوند مقدم ساخته است. «قالَ کَلاَّ إِنَّ مَعی‏ رَبِّی سَیَهْدینِ» [8]. بدین سان است که در کلام نبوی، قرآن به عنوان کلام الهی ثقل اکبر خوانده شده است. البته امام «قرآن ناطق» است و بر ظاهر قرآن برتری و تفوق دارد. اما چنین تفوقی، صرفا نسبت به قرآن ظاهری و در دست مردم است. اما امام نسبت به قرآن حقیقی و آنچه که کلام الهی است، خاضع بوده و معلم و مروّج آن است. فقیه اهل بیت علیه السلام مرحوم آیت الله تبریزی; نیز در

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید