هر روز!
هر روز!

اگر گرفتار عشق شدی. اگر گرفتار عشق شدی. یکی

اگر گرفتار عشق شدی. اگر گرفتار عشق شدی. 
 یکی

اگر گرفتار عشق شدی...
اگر گرفتار عشق شدی...
یکی از عواملی که نقش بسیاری در روی آوردن جوانان، به ویژه دختران، به ارتباط با جنس مخالف دارد، کشش درونی و نیاز شدید به محبّت و فرار از تنهایی است.
 
نو جوان پس از رسیدن به سن بلوغ بر اساس نقشی که طبیعت جسمانی بر عهده او گذاشته در خود احساس نیاز به شخص دیگر می‎کند، پس به طور طبیعی سرشار از تمایلات غریزی مس شود .پسر در پی کسی است که خلاء‌ و کمبود و نقصان خویش را با وجودش کامل نماید و تکیه گاه و مشوّقی را می‎جوید که در درون او حضور یابد و احساس تنهایی‎اش را از درون برطرف سازد.
  
دختر نیز در ساختار وجودی متمایل به مرد آفریده شده و به دنبال تکیه گاه محکمی است که در فراز و نشیب زندگی یار و یاورش باشد او طالب آن است که توجه مرد را به شخصیت و موقعیت عاطفی و ابعاد وجودی خود جلب نماید.
 
این نیازمندی‎ها که در سرشت بشر نهاده شده از اسرار حکمت الهی است، نکته اساسی، بسترسازی مناسب برای پاسخ گویی به آن بوده تا دختر و پسر در مسیر زندگی تکاملی خویش، شادمانه و سرافراز از این میدان گذشته و در فردایی روشن، خود را در کانونی گرم و سرشار از عشق و صفا ببینند.
 
دختر و پسری که احساسات و عواطف آن‎ها در درون خانواده ارضا نشود، به نیازشان به محبت و مهربانی توجه نشود و در جمع خانوادگی احساس غربت کنند طعمه‎های آماده‎ای برای افراد فرصت طلب و سودجو می‎باشند و کسانی که با دوری از خانواده احساس تنهایی کنند نیز با توجه به نیازهای درونی به راحتی به این وادی کشیده می‎شوند.
 
حال کمی درنگ کنید
 
آیا واقعا می توان عشق و علاقه ابراز شده در کوچه و برزن را عشق و علاقه ی حقیقی قلمداد نمود و بر آن اعتماد کرد؟
 
آیا این اندیشه درست است که عشق و رابطه بین دختر و پسر یک عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد؟
 
اگر واقعا این علاقه مندیها اسباب آسایش روح و روانند چرا پس از مدتی گسسته می شوند؟ شما خود، چند نفردر گیر شده با این گونه روابط را می شناسید که پس از گذشت اندک زمانی اظهار پشیمانی و ندامت نموده و یا متحمل لطمات عدیده ی این دوستی ها شده اند؟
 
حال این سوال می شود که حقیقتا چه آرامش و قراری، در این دوستی هاست که بسیاری از جوانان در جویای آنند؟ اصلا آیا آرامشی هست یا این که خود را می فریبیم و به دنبال آرام روان گم شده و عشق خود می گردیم؟ حقیقت این امر باب شده چیست؟ افراد درگیر شده با این روابط ،همگی می گویند: این عشق است ، عشق.
 
بدون تردید کنترل روابط، این التهاب‎ها را کاهش می‎دهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمی‎دارند
 
روان شناسان و کسانی که دستی بر این آتش دارند نظری خلاف عقیده فوق را ابراز می دارند و می گویند: روابط دختر و پسر، نه تنها سبب‌ آرامش روانی نگشته بلکه موجب افزایش اضطراب و التهابات روحی شده و عامل پیدایش افسردگی می‎شود زیرا:
 
با توجه به قدرت و دامنه‎ی نفوذ عاطفی زن و مرد بر یکدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیاز طبیعی و غریزی در می‎یابیم که تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است که گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف می‎کشاند؛ به ویژه زمانی که آتش هوس شعله‎ور گردد.
 
این تأثیر شگرف در زن، جلوه‎گری خاصی دارد و بر عواطف و احساس مرد بسیار نافذ است، تا بدان جا که خواسته آنان را در جهت امیال عاطفه آمیز و احساسی سوق می‎دهد.
 
حال اگر این نوع رابطه رواج یابد و پای دوستی‎ها و دلدادگی‎ها به میان آید و بر سراسر رفتار و کردار و فکر و اندیشه جوانان سایه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشیبی در این دوستی‎های احساسی و سطحی، روند زندگی دچار اختلال می‎شود و آشفتگی فکر و دل را به دنبال دارد. در این بین رشد علمی و معنوی، خسارت زیانباری دیده و فردی که باید در نشاط و شور جوانی برای فردای خود و جامعه ذخیره علمی بیندوزد به رکود مبتلا می‎شود و آینده علمی او به خطر می‎افتد.
 
ضربه‎پذیری دختران در این باره بیشتر از پسران است به قول نویسنده عرب کتاب چهره عریان زن:
 
«چه بسیار دخترانی که به سبب شوق و دست‎یابی به نشانه‎های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار می‎شوند، گمان و تصور چنین دخترانی آن است که زندگی و آینده‎ی آن‎ها به اندازه‎ی بینی و یا خمیدگی مژه‎های آنان بستگی دارد، تا آن‎جا که حتّی یک میلی‎متر کوتاهی طول مژه نیز می‎تواند به یک مسئله‌ جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود»
با در نظر گرفتن این حساسیت‎ها بهتر می‎توان به ضربه‎های روانی ناشی از ناهنجاری‎ها در روابط پی برد. بدون تردید کنترل روابط، این التهاب‎ها را کاهش می‎دهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمی‎دارند. با توجه به مطالب فوق بهتر می‎توان به صحت و سقم این نوع دلدادگی‎ها پی برد.
 
حال این سوال به اذهان خطور می کند که:
 
با عشق مجازی چه باید کرد؟
 
بیشتر عشق‎های خیابانی از ماهیت حقیقی عشق و محبّت دور بوده و غرایز نقش اساسی را در آنها به عهده دارند در حالی که در عشق حقیقی همسانی ذاتی عاشق و معشوق در فکر و اندیشه و سلایق وجود دارد و عاشق،‌ خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود...
 
متأسفانه امروزه به همه جاذبه‎های جنسی و کشش‎های غریزی نام عشق نهاده و این واژه مقدس را به بازی گرفته‎اند، در بسیاری از این عشق‎ها (!) از تعهّد خبری نیست، و این اظهار دوستی‎ها معمولاً در زمان بلوغ که هنگام بیدار شدن جسم است، بیش‎تر اتفاق می‎افتد، و در پسرها، این سبک‎های شورانگیز و یا بازی گوشانه که تعهد کمتری در آنها دیده می‎شود، بیشتر است زیرا آنها بیش‎تر جذب جذابیت‎های ظاهری می‎شوند و وقتی جذابیت‎ها کم رنگ‎تر شوند، با

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید