مسیر سبز
مسیر سبز

جگر، محبوب ایرانیان هفت صبح: جگر یکی از محبوب

جگر، محبوب ایرانیان 
 هفت صبح: جگر یکی از محبوب

جگر، محبوب ایرانیان
هفت صبح: جگر یکی از محبوب ترین غذاهای ایرانی هاست که هر کس با هر نوع سلیقه ای را به سمت خود می کشاند و راضی از پای سیخ های خالی اش بلند می کند

جگرکی ها چه شدند؟ قدیم که پای ما به فست فودها باز نشده بود و یاد نگرفته بودیم معده مان را با پیتزا و برگرها پر کنیم شهر پر از جگرکی و کله پزی بود. مفهوم غذای بیرون مساوی بود یا چلوکبابی ها یا جگرکی و طباخی ها که امعاء و احشاء گوسفند و گاو و گوساله را به خورد مردم می دادند.

انگار واقعا فست فودها به طور کامل جلوی سرازیر شدن غذاهای سنتی و ایرانی از جمله دل و جگر را به شکم ما گرفته اند. بسیاری معتقدند از لحاظ سلامت مواد غذایی و بهداشتی آنچه در قدیم مردم بیرون از خانه می خوردند از چیزی که این روزها ما می خوریم سالم تر و مفیدتر هم بوده، ماشینی شدن زندگی هم که تعداد دفعات مراجعه ما به فست فودها را افزایش داده و اوضاع بدتر شده است.

در این میان مراجعه به جایی مثل جگرکی یا کلا از زندگی برخی حذف شده یا بیشتر جنبه تنوعی پیدا کرده، در نتیجه روز به روز جگرکی ها تعطیل می شوند یا به «ساندویچی» تغییر کاربری می دهند.



جگرخور حرفه ای کیه؟

سری به جگرکی های جنوب تهران می زنیم. حوالی میدان بهمن از قدیم پاتوق جگرکی ها بوده، مغازه ای کوچک که مشتریان روی میزهای تنگ کنار هم نشسته اند و با ولع تمام لقمه های جگر را وارد دهانشان می کنند. صدای جلز ولز جگر روی زغال و بوی جگر که در تمام پیاده روی جلوی مغازه پیچیده انگار اشتهای مشتریان را باز می کند. قیمت جگر در این جگرکی هم سیخی هزار تومان است.

یک نفر پشت میز نشسته و با دست های خونی تند تند جگرها را با چاقو تکه تکه می کند. همکارش پای منقل ایستاده و جگرها را به سیخ می کشد و روی آتش می گیرد. از کسی که جگرها را خرد می کند می پرسیم شما روزی چند کیلو جگر می خرید؟

می گوید: «کمِ کم 50-40 کیلو» در ذهنم حساب می کنم پس خیلی هم درآمد بدی ندارند. می پرسم جگر را برای شما شرکت توزیع می آورد یا خودتان می خرید؟ با بی حوصلگی جواب می دهد: «نه ما هر روز خودمان جگر تازه از کشتارگاه می خریم.» باز سماجت می کنم و می پرسم کار سختی دارید نه؟ می گوید: «خیلی کار سختی است آدم را از پا می اندازد. دائم باید یا دستت کار کند یا سرپا باشی مخصوصا اگه سرت شلوغ هم بشود.»


جگرخوری در قلهک

همه جگرکی های سطح شهر تهران همان مغازه های تنگی نیستند که مگس و پشه برای خودشان در آنها پرسه می زنند. یا باید روی صندلی های پلاستیکی کثیف بشینی یا باید جگر را سرپایی به دندان بکشی. جگرکی هایی هم هستند که شما می توانید روی صندلی های خیلی شیک بنشینید و از روی منو تعداد سیخ دل و قلوه خود را سفارش بدهید و در یک محیط مدرن منتظر کباب شدن جگرها روی کباب پز باشید. یکی از این جگرکی های نسل جدید حوالی قلهک قرار دارد که از حیث بزرگی جا و تمیزی چیزی کمتر از رستورن های معروف شهر ندارد.

اگر برای جگر خوردن به این جگرکی می آیید می توانید با نان داغی که در داخل تنور همین جا پخته می شود غذای تان را میل کنید. به جز جگر می توانید جوجه کباب و بال کباب هم سفارش دهید. اگر تک نفری به این رستوران می آیید 6-5 سیخ دل و جگر برای شما بیشتر از هفت هزار تومان آب نمی خورد. از لحاظ قیمت هم شما کمتر از فست فودها پول می دهید و به قول فروشنده این رستوران، مزیت دیگه دل و جگر خوردن اینه که شما همراه آن دوغ محلی می خورید و از شر نوشابه مضر راحت هستید!




جگرفروشی سرپایی

ساعت 12-11 شب اگر به میدان رسالت تهران بیایید می توانید سرپایی کنار خیابان جگر بخورید. هر شب وقتی همه دست فروش ها بساط خود را پهن می کنندف شخصی هم بساط سیخ و منقل دل و جگر به پا می کند و بوی جگر کباب شده اش شما را به خوردن یک غذای لذیذ دعوت می کند.

 او به طور متوسط 4-3 کیلو هر شب جگر می پزد و برای چند ساعت کار از درآمدش راضی است. البته همیشه چند نفری هم کنار او ایستاده اند که یکی سیخ ها را می چرخاند و دیگری بادبزن به دست دارد. به نظر می رسد آنها دوستانش باشند که از ایستادن کنار منقل او لذت می برند.

شیوه های دیگری هم برای فروش جگر وجود دارد مثلا جگر کباب کردن عقب ماشین! اگر شب ها به حوالی خیابان 45 متری گلشهر کرج سر بزنید ماشین هایی را می بینید که صندوق عقب خود را بالا زده اند و پشت ماشین جگر کباب می کنند و دست مشتری می دهند!

عده ای هم از جگر فروشی سفره خانه های فرحزاد هم به خوبی استفاده کرده اند. خیلی از سفره خانه ها در فرحزاد جلوی در ورودی برای کسانی که کنار قلیانشان هوس دل و جگر کرده اند منقل و زغال آماده گذاشته اند.

 به طور مثال سفره خانه خیام در فرحزاد هر سیخ دل و جگر را هزار و یک سیخ بال کبابی را چهار هزار تومان می فروشد. ناصرخان صاحب این سفره خانه می گوید روزانه 6-5 کیلو بیشتر دل و جگرفروش ندارند و بیشتر درآمد آنها از قلیان و چای است و جگر خیلی طرفدار ندارد.


خواک و خوش گوشت کدومه؟

خواک (یا خوئک) در دو قسمت از بدن گاو و گوسفند وجود دارد. یکی دور حنجره است که در هر گوسفند فقط یک سیخ می شود ودیگری هم خوئک سر جگر که آن هم در هر گوسفند یک سیخ بیشتر پیدا نمی شود، البته خوئک گاو و گوساله خیلی بیشتر از یک سیخ است.

خوش گوشت همان روده گوسفند است که آن هم فقط 15-10 درصدش قابل خوردن است و روده گاو و گوساله اصلا قابل خوردن نیست، به عبارتی خوش گوشت گاو و گوساله اصلا نداریم و از روده آنها در کاربردهای صنعتی مثل تولید نخ بخیه استفاده می شود. خوش گوشت دارای چربی زیادی است و بیشتر کسانی که چربی دوست دارند حاضرند خوش گوشت بخورند. جگرکی ها می گویند بیشتر مشتریان خانم خوش گوشت سفارش می دهند. خوش گوشت با اینکه سرشار از چربی است ا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید