هر روز!
هر روز!

نسل هیجان طلب در راه است نسل‌ لوس و هیجان‌طلب

نسل هیجان طلب در راه است
نسل‌ لوس و هیجان‌طلب در راه است. این‌ها پر توقع، خود‌خواه و کم تحمل‌اند و در نخستین گام حق پدر و مادر را ضایع می‌کنند و پس از ورود به تمام عرصه‌های اجتماعی به تضییع حقوق دیگران پرداخته و با ترویج رفتارهای خاص، لطمات سنگین بر جامعه وارد می‌کنند. اینها نسل خیلی عجیب و غریبی نیستند. اینها محصول کارخانه ی فرزند سالاری‌اند که هم اینک نخستین فرآورده‌های آزمایشی‌اش را دورو برمان می‌بینیم.
 
اگر چه برخی از کارشناسان فرزند سالاری را لزوماً عنوان پدیده‌ای ضایع کننده نمی‌شناسند اما این شیوه ی تعامل در خانواده را نشانه ی ارزش نهادن به نسل نو می‌دانند و آن را ارج می‌دهند.
 
در مقابل برخی کارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند در خانواده‌های فرزند سالار به دلیل این که خواسته‌های فرزندان مدنظر قرار می‌گیرد، روحیه ی اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی به حداقل ممکن تنزل پیدا می‌کند. به عبارت دیگر فرزندان این خانواده‌ها به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و اصول و ارزش‌های اخلاقی چندان توجه ندارند. بدون تردید، خانواده و چگونگی روابط میان اعضای آن و طرز ارتباط والدین با فرزندان، در شکل‌گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت زیادی دارد. محیط خانه نخستین و بادوام‌ترین عامل در رشد شخصیت افراد یک خانواده است. در خانواده‌ای که ارتباط متقابل میان اعضایش برقرار باشد، فرزند به رشد و خلاقیت بسیاری دست پیدا می‌کند. این در حالی است که در برخی خانواده‌ها فرزندان حاکم خانواده هستند و به اصطلاح جامعه‌شناسان فرزند سالاری در چنین خانواده‌هایی حکمفرماست.
این افراد با تضییع حقوق دیگران در عرصه‌های مختلف اجتماعی و ترویج رفتارهای خاص، لطماتی را به جامعه وارد می‌کنند. از اثرات تخریبی فرزند سالاری ضایع شدن حقوق سایر اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر است. نتیجه ی نظام فرزند سالار نیز تربیت فرزندان لوس و هیجان طلب است که به راحتی حقوق دیگران را در محیط ‌های گوناگون جمعی تخریب یا تضییع می‌کنند. چرا که می‌خواهند هر کس و همه چیز به میل آنان باشد.
 
دکتر کامکار، روانشناس، ابتدا به رابطه ی اعضای خانواده اشاره می‌کند و می‌گوید: شیوه‌های فرزند‌پروری و الگوهایی که خانواده‌ها برای تربیت فرزندانشان اتخاذ می‌کنند، در جامعه بسیار متفاوت است. رابطه ی اعضای یک خانواده ممکن است به صورت انضباطی، هرج و مرج و آزادی در خانه باشد. وی درباره الگوی انضباطی در خانواده می‌افزاید: در چنین خانواده‌هایی معمولاً یک نفر بر تمام اعمال و رفتار دیگران حاکم است. این فرد غالباً پدر (پدر سالار) یا مادر (مادرسالار) است. در این خانواده‌ها، فقط یک نفر تصمیم می‌گیرد، هدف را تعیین می‌کند و راه نشان می‌دهد و همه باید مطابق و دلخواه میل او رفتار کنند.
 
دکتر کامکاری درباره ی پیامدها و عوارض الگوی انضباطی تأکید می‌کند: انضباط و قوانین شدید از یک طرف باعث شکسته شدن و از میان رفتن روحیه ی خلاقیت و مانع بروز و ظهور استعداد افراد می‌شود. از سوی دیگر، اعضای خانواده را از شکوفایی استعدادهایشان باز می‌‌دارد.
 
وی تصریح می‌کند: در وضعیت انضباطی شدید که یک نفر قانون را مشخص می‌کند، خانواده از حالت اجتماعی شدن خارج می‌شود و دیگر کارکرد اجتماعی خود را ندارد. به گفته ی او، خانواده ی پدر سالار یا مادر سالار باعث سرکوب روحیه ی همکاری فرزندان با دیگران می‌شود. دکتر کامکار به الگوی هرج و مرج در خانواده اشاره می‌کند و می‌گوید: در چنین خانواده‌هایی، هیچ‌گونه قانون و قاعده ی خاص برای برخورد افراد با یکدیگر وجود ندارد و افراد دارای آزادی مطلق هستند بنابراین هر کاری دوست داشته باشند، انجام می‌‌دهند. او معتقد است: همه ی اعضاء و افراد خانواده به تناسب موقعیت و امکانات، حق دخالت در اداره ی امور خانه و خانواده را دارند. وی به نوع سومی از ارتباط در خانواده اشاره می‌کند و می‌گوید: الگوی آزادی در خانواده از دیگر روابط تعریف شده ی افراد در خانه است. این افراد هرچه دوست داشته باشند انجام می‌دهند بی‌آنکه تشویق و یا تنبیه شوند. بیشتر در چنین خانواده‌هایی فرزند سالاری حاکم است و خواسته‌ها و تمایلات فرزندان محور اصلی و خط دهنده ی فعالیت اعضای خانواده، حتی والدین است.
همچنین سازگاری اجتماعی کودک کم می‌شود و کودکان معمولاً سست عنصر و بی‌اراده بزرگ می‌شوند.
 
وی تأکید می‌کند: از آنجا که در خانواده‌های فرزند سالار، باید خواسته‌های فرزندان تامین شود، روحیه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی به حداقل ممکن تنزل پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، فرزندان این خانواده‌ها به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و اصول و ارزش‌های اخلاقی چندان توجهی ندارند.
 
او با انتقاد از عملکرد آموزش و پرورش در زمینه ی آگاهی دادن به کودک و خانواده در مسائل تربیتی می‌گوید: آموزش و پرورش باید مهارت‌های زندگی و مسائل تربیتی را به صورت علمی به خانواده‌ها و کودکان آموزش دهد که متاسفانه در ایران مدرسه و خانواده کمتر از 5درصد از آموزش مهارت زندگی را به ویژه در مسائل قانونی به کودک می‌‌دهند. وی مهمترین ارتباط میان والدین و فرزندان را داشتن قوانین و مقررات ویژه در خانه می‌‌داند و می‌گوید: خانواده به همراه فرزندان خود باید برای حرکت و رشد اجتماعی ، قوانین و مقررات ویژه‌ای را تنظیم و از آن پیروی کند. به گفته ی کامکاری خانواده‌هایی که قوانین محکم و مناسبی را با تأیید فرزندان در خانه حاکم می‌کنند، در جامعه نیز قانون‌گرا هستند و دارای رشد و شخصیت بالایی‌اند.
 
از سوی دیگر، برخی از کارشناسان معتقدند که پدیده ی فرزند سالاری مساله‌ای است که از خانواده‌هایی که دارای ویژگی‌های اقتصادی متوسط به بالا هستند، ظهور پیدا کرده و وارد سایر طبقات اجتماعی جامعه شده است. <

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید