mahboub
ناراحتناراحت
mahboub

شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از

شیشه نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لکه انگشت دروغ !!!


آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …

کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !


http://picup.a-w.ir/uploads/13661778801.jpg

مشاهده همه ی 13 نظر
venos
بوشهر - بوشهر
150 پست
73nersi
73nersi
venos : سلام هوادارتم توهم خاستي ي سري ب ما بزن
MOHAMAD
آذربايجان شرقي
18 پست
SINA55555
SINA55555
MOHAMAD : سلام جمله هات خیلی زیبان حرف نداره
علی صبوری
هرمزگان - بندرعباس
49 پست
alisabori87
alisabori87
علی صبوری : من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم

من، که خود افسانه می‌پرداختم،
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!

ای سکوت، ای مادر فریادها،
ساز جانم از تو پرآوازه بود،

تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه، شعرم تازه بود.

در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت، ای مادر فریادها!

گم شدم در این هیاهو، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!