➌➓➓vahid❻
آروم و عادیآروم و عادی
➌➓➓vahid❻

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد داغ

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد

داغ دید، از من و تبخیر شد و حرف نزد

شب به شب منتظرم بودُ دلش پر آشوب

شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد

غصه میخورد که من حال خرابی دارم

از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند

خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

 

صورتِ پر شده از چین و چروکش یعنی ...

مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد
67975909706496881770.jpg

مشاهده همه ی 3 نظر
حسين

949 پست
hosein420
hosein420
حسين : ایمیل یا جی میلتو برام بفرست تا دعوتت کنم به یه بازی فوتبالی خوشت اومد دنبالش کن
golpa @خــــــــدا محبت است@
تهران
1328 پست
fakhte-gh
fakhte-gh
golpa @خــــــــدا محبت است@ : {-31-} هر کی داره خیلی قدرشو بدونه ، مادر گوهر یکدانس بخخخخخخخخخخخخخدا قسم