●☂ ✿ܓS♡♡DΛßƐĤܓ✿ ☂●
شادشاد
●☂ ✿ܓS♡♡DΛßƐĤܓ✿ ☂●

جيگر: "ايشالا دوماد شي" يني چي؟ يني چي؟ يني چي؟ مجري:

جيگر: "ايشالا دوماد شي" يني چي؟ يني چي؟ يني چي؟
مجري: اين يه نوع دعاي خيره
فاميل: آقاي مجري اين يه نوع دعاي خير بود!

الآن ديگه با سکه ي دونه اي يه ميليون يه نوع نفرين به حساب مياد!
مجري: بالاخره همه بايد ازدواج کنن ديگه،اين شتريه که در خونه همه ميخوابه
فاميل: آقاي مجري شتر چيه!؟ گودزيلاس لامصب!
مجري: ديگه اينجوريام نيس،ازدواج هم شيريني هاي خودشو داره
فاميل: بله اتفاقاٌ مرگ موش هم شيرينه!
مجري: هر آدمي يه همدم ميخواد
فاميل: هر همدمي هم پول ميخواد،هر پولي هم کار ميخواد،

هر کاري هم پارتي ميخواد!

به آدمي که پارتيش کلفت نيس نبايد گفت ايشالا دوماد شي

فامیل دور: چی بگم؟!
آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا:
از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم...
آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی،
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!!!{-35-}{-35-}

مشاهده همه ی 22 نظر