علی عالم ...
عاشقعاشق
علی عالم ...

آب و کف أعوذ بالله من الشيطان الرجيمأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ

آب و کف

besmellah.jpg
آب و کف




أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

66567695720108466329.jpg

أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ017.gif
قرآن كريم سوره مباركه رعد (13)، آيه 17
« همو كه‏ » از آسمان، آبى فروفرستاد. پس رودخانه‏هايى به اندازه گنجايش خودشان روان شدند، و سيل، كفى بلند روى خود برداشت، و از آنچه براى بدست آورن زينتى يا كالايى، در آتش مى‏گدازند هم نظير آن كفى بر مى‏آيد. خداوند، حق و باطل را چنين مثل مى‏زند. اما كف، بيرون افتاده از ميان مى‏رود، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين « باقى‏ » مى‏ماند. خداوند مَثَلها را چنين مى‏زند. قرآن كريم سوره مباركه رعد (13)، آيه 17
شرح عکس نقاشي
شخص بي هويت با لباس قرمز: اشاره به باطل كه هويت و موجوديتى ندارد.
تاس: سمبل ناپايدارى و بازيگرى باطل.
ساعتى كه طومار دنيا در صفحه آن در حال پاره شدن است: اشاره به نابودى دنيا و اينكه اجل خبر نمي كند. (ساعت، چكشى براى زنگ زدن و خبر دادن ندارد).
صفحه پاره شده: اشاره به سطحى بودن باطل و نابودى آن.
كف آب در كنار ساحل: سمبل باطل كه سودى ندارد و از بين رونده است.
دريا و نور: سمبل حقيقت و نورانيّت كه بي كرانه و پايدار است.
شرح مثل
مشبه:
حق- باطل.
مشبه به:
آب و مذاب فلزات - كف روي آب و فلزات درحال گداختن.
وجه شبه و توضيح:
در اين آيه با بيان مثال آب و كف، رابطه و نزاع حق و باطل و نتيجه اين نزاع در نهايت سادگي و زيبايي به تصوير كشيده شده است كه وجوه تشابه حق با آب و باطل با كف در موارد زير مورد اشاره قرار مي ‏گيرد:
1 - با فروكش كردن سيل و مواد مذاب، كفِ روي آن از بين مي ‏رود. باطل هم از حق جداشدني و از بين رفتني است.
2 - وجود و ثبوت آب يا مايع، حقيقي است همچون حق، اما ثبات كف روي آب خيالي است همچون باطل.
3 - همانگونه كه تنها آب خالص، سودمند و ماندني است، تنها حق، مفيد و ماندگار است و باطل همچون كف روي مايع كه سودي ندارد تباه‏ شدني است.
4 - كف هميشه روي مايع قرار مي ‏گيرد و بالانشين است اما هنري ندارد و همچون باطل رفتني است. در حالي كه آب خالص بدون سر و صدا و متواضع است و اگر روي زمين هم نماند و فرورود، موجب استفاده ديگران است و به صورت چشمه‏ سار و قنات سر از زمين برمي ‏آورد همچون حق.
5 - حق، في نفسه ارزشمند است و باطل اعتبار خود را از آن مي ‏گيرد و خود را با آن مي ‏پوشاند، همچون كف كه اعتبار خود را از مايع مي ‏گيرد و همرنگ آن مي ‏شود.
6 - باطل دنبال بازار آشفته مي ‏گردد و هنگامي كه سيلاب وارد صحرا مي ‏شود و يا جوشش مايع تمام شود، كف از بين مي ‏رود همچون باطل.
7 - كف تنها بر آب ظاهر نمي ‏شود و بر روي هر مايعي مي ‏تواند آشكار شود، يعني شكل واحدي ندارد همچون باطل.
8 - هر شيئي بسته به ميزان سودمندي ‏اش ماندگار است و لذا حق هميشه پابرجاست و باطل ناپايدار و نابودشدني است همچون آب ماندني و كف رفتني .
9 - معمولاً كف به وسيله مايع به اطراف پرتاب مي ‏شود و باطل نيز به وسيله حق نابود مي ‏شود.
10 - همانطور كه وجود كف به وجود مايع بستگي دارد، وجود باطل هميشه مديون حق است.
11 - مبارزه حق و باطل همچون آب و كف هميشگي است.

69108313345134755550.gif

نظرات برای این پست غیر فعال است