ذی طوی
ذی طوی

شخصیّت اخلاقی امام رضا علیه السلام کمک از بالای

 لینک

emam_reza93_1.jpg
شخصیّت اخلاقی امام رضا علیه السلام

کمک از بالای در
شخصی وارد بر حضرت رضا ع و عرض کرد: سلام بر شما ای پسر رسول خدا! من از دوستان شما و پدرانتان هستم که از سفر حج برمی گردم و خرجی خود را تمام (و یا گم) کرده ام و نمی توانم به شهر و دیارم بازگردم. مبلغی را در اختیارم بگذارید تا بتوانم به شهرم بازگردم، در آنجا این مبلغ را از جانب شما صدقه خواهم داد.
حضرت فرمود: بنشین خدا تو را رحمت کند! و شروع کرد با مردم سخن گفتن تا زمانی که مردم متفرق شدند و جز سلیمان و خثیمه کسی باقی نماندند، آنگاه حضرت از آن دو نفر اجازه گرفت و داخل اتاق دیگرشد و پس از لختی (بی آنکه خود را نشان دهد) در را بست و دست خود را از بالای در به سمت آن مرد بیرون آورد و فرمود: خراسانی کجاست؟ آن مرد به در نزدیک شد، حضرت فرمود: این دویست دینار است و می توانی با این مبلغ به شهرت بازگردی و (در آنجا که رسیدی) لازم نیست آن را از طرف من صدقه دهی. مرد پول را در حالی که خوشحال بود خود را غرق در نعمت (و لطف) امام می دید گرفت. سلیمان می گوید: عرض کردم: فدایت شوم! کمک خوبی کردی و بر او مهربانی نمودی، چرا صورت خود را از او پنهان نمودی؟ حضرت فرمود:
این کار را از بیم آنکه مبادا ذلّت سئوال را در چهرۀ او ببینم، انجام دادم. آیا قول رسول خدا ص را نشنیدی که فرمود پنهان کننده حسنه برابر هفتاد حج پاداش دارد. و آشکار کننده گناه خوار و پنهان کننده گناه [ممکن است] آمرزیده شود.
حضرت رضا ع از این برخورد به نکات دقیقی توّجه و اشاره نموده است، از جمله:
1. صبر کرد که مردم متفرّق شوند تا شخص سائل هنگام دریافت پول شرمنده نشود.
2. اینکه سلیمان و خثیمه باقی ماندند، شاید حضرت خواست آنها را به عنوان یاران خود تربیّت کند و شیوۀ احسان به دیگران را به آنها بیاموزد و شاهد این ادّعا احترام ویژه به آن دو بود که حضرت برای رفتن به اطاق دیگر از آنها اجازه گرفت و راز پنهان کردن چهره را از فقیر برای آنها بیان نمود و به قول رسول خدا ص به عنوان سند محکم استناد نمود.
3. در لحظۀ دادن پول به فقیر چهره را پنهان نمود تا عَرقِ شرم بر پیشانی او را مشاهده نکند. و ثواب خویش را مضاعف نماید.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید