▓░ iLAD₥ ░▓
قبراققبراق
▓░ iLAD₥ ░▓

گوشه ی کافه ای می نشینم بدون هیچ بهانه ای قه

گوشه ی کافه ای می نشینم بدون هیچ بهانه ای قه قهه می زنم

نه به حضور باران نیازی هست

نه به قهوه ، نه به سیگار و نه حتی به نگاه تو

فقط بی دلیل ، به نداشته هایم می خندم...

3i20ngbp778i.jpg

عادت کرده ام به طعم قهوه

به آدمهای پشت پنجره کافه

دست هایی که می روند

آدم هایی که نمی مانند


به تو

که روبرویم نشسته ای

قهوه ات را به هم می زنی

می نوشی و

می روی...

و یک نفر به آدم های پشت پنجره ی کافه اضافه می شود…


مشاهده همه ی 7 نظر