hosna_bano
قبراققبراق
hosna_bano

گفتم : از حرفام نرنجیدی .؟ گفت : نه!

گفتم : از حرفام نرنجیدی .؟ گفت : نه!

گفتم : از حرفام نرنجیدی ...؟
گفت : نه!
گفتم : ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت.!
گفت : مادرم انسولین میزنه، اولا خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد، حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده.
الان منم اونطوری ام...!

مشاهده همه ی 5 نظر
آذر
مازندران - تنكابن
24750 پست
azar9714
azar9714
آذر : عزیزه دلم تولدت مبارک
hosna_bano
خوزستان
647 پست
rezvan-11
rezvan-11
hosna_bano :
 نوشته اصلی توسط آذر
عزیزه دلم تولدت مبارک
مرسی عزیز دلم