سید جواد حسن رضوی
خوشحالخوشحال
سید جواد حسن رضوی

در رهگذر باد چراغی که تراست ترسم که بمیرد از

در رهگذر باد چراغی که تراست ترسم که بمیرد از

در رهگذر باد چراغی که تراست
ترسم که بمیرد از فراغی که تراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید