مینا
مینا

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای منم که هنوز
با همه از تو لبریزم
نه به که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو

همه ذرات خاکی من
از تو ، ای ِ گرم در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهٔ روزند


با هزاران می خواند
بوتهٔ نسترن تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را


من تو را در تو کردم
نه در آن خوابهای
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی


پر شدم از های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید


از آن روزها که من با خشم
به تو چون نظر کردم
پوچ پنداشتم تو را
ز تو ماندم ، تو را کردم


از آنکه تو به جایی و من
همچو آبی که در گذرم
گمشده در شوم زوال
ره تاریک می سپرم


آه ، ای زندگی من ام
از تو چشمم پر از شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آیینه ام سیاه شود


، عاشق ستارهٔ صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام بر آن


می مکم با وجود تشنهٔ
خون سوزان لحظه های را
آنچنان از تو کام می گیرم
تا به خشم آورم تو را !




ســـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید