امیر
امیر

چه بخواهم چه نخواهم، شهدا می بینند گاه در حال

چه بخواهم چه نخواهم، شهدا می بینند گاه در حال

چه بخواهم چه نخواهم، شهدا می بینند
گاه در حال گناهم، شهدا می بینند

بی تفاوت شدم و عین خیالم هم نیست
بوی نان می دهد آهم، شهدا می بینند

غافلم که همه ی عمر گره خورده به هم
تیر شیطان و نگاهم، شهدا می بینند

از خدا دور شدم، دور خودم می چرخم
مدتی گم شده راهم، شهدا می بینند

مدعی بودم و هستم که شهادت طلبم
با همین روی سیاهم، شهدا می بینند

آنقدر سر به هوا بود دلم، یادم رفت
می رود هفته و ماهم، شهدا می بینند...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید