satin
مهربونمهربون
satin

همسایمون خودکشی کرده بود، زنش گریه میکردو داد میزد : آخه

همسایمون خودکشی کرده بود، زنش گریه میکردو داد میزد : آخه چرا خودتو کشتی ، آبگوشت پخته بودم؟????????

مشاهده همه ی 7 نظر
sarbaz
خراسان رضوي
13 پست
sadegh81
sadegh81
sarbaz : چطور بود ؟
جوک بامزه ای بود بنظرم
تو چی میگی
satin
تهران - تهران
28 پست
satinalavi
satinalavi
satin :
 نوشته اصلی توسط sarbaz
چطور بود ؟
جوک بامزه ای بود بنظرم
تو چی میگی
بد نبود
sarbaz
خراسان رضوي
13 پست
sadegh81
sadegh81
sarbaz :
 نوشته اصلی توسط satin
 نوشته اصلی توسط sarbaz
چطور بود ؟
جوک بامزه ای بود بنظرم
تو چی میگی
بد نبود
ممنون

بازم میخوای لطیفه بگم؟
satin
تهران - تهران
28 پست
satinalavi
satinalavi
satin :
 نوشته اصلی توسط sarbaz
 نوشته اصلی توسط satin
 نوشته اصلی توسط sarbaz
چطور بود ؟
جوک بامزه ای بود بنظرم
تو چی میگی
بد نبود
ممنون

بازم میخوای لطیفه بگم؟
اره
sarbaz
خراسان رضوي
13 پست
sadegh81
sadegh81
sarbaz : پسره میخواست بره خواستگاری بهش گفتن باید یه چیزایی رو رعایت کنی تا بتونی دختر باب میلت رو پیدا کنی

بقیشو بعدا میگم توی خصوصی
خخخخخخخخخخخخ