amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

نمی توانم با" کمی دوست داشتن " زندگی کنم من"

نمی توانم با" کمی دوست داشتن " زندگی کنم
من" دوست داشتنِ زیاد "میخواهم
دوست داشتنِ تمام و کمال
یک جور غرق شدن،
یک جور دیوانگی محض،
مثل تسلیم تنی تشنه،به خنکای قطره های باران
مثل شنیدن هزار بارۀ یک آهنگ تکراری
مثل یک موج سواری داغ،درآشوب دریایی طوفانی
مثل رفتن تا انتهای راهی که بازگشتی ندارد،
من با" کمی دوست داشتن "زنده نمیمانم
باکمی دلخوشی،با کمی لذت
من یک التهاب داغ نفس گیر میخواهم
یک آغوش گرم در سردترین فصل سال،
چرا نمیفهمی
آنهایی که با" کمی دوست داشتن "زندگی کرده اند مرده اند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید