amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

مردم اینجا چقدر مهربانند! دیدن کفش ندارم،برایم پاپوش دوختند

مردم اینجا چقدر مهربانند!
دیدن کفش ندارم،برایم پاپوش دوختند.....
دیدن سرما می خورم،سرم کلاه گذاشتن
وچون برایم تنگ بود کلاه گشادتر ی
ودیدند هوا گرم شد،پس کلاهم را بر داشتند.. ..
چون مردم اینجا چقدر مهربانند!
دیدن کفش ندارم،برایم پاپوش دوختند.....
دیدن سرما می خورم،سرم کلاه گذاشتن
وچون برایم تنگ بود کلاه گشادتر ی
ودیدند هوا گرم شد،پس کلاهم را بر داشتند.. ..
چون دیدند لباسم کهنه وپاره هست به من وصله چسباندند...
چون از رفتارم فهمیدن که سواد ندارم، محبت کردن وحسابم را رسیدند
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم،نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز
روزگار جالبی ست مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید
دیدند لباسم کهنه وپاره هست به من وصله چسباندند...
چون از رفتارم فهمیدن که سواد ندارم، محبت کردن وحسابم را رسیدند
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم،نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید