A ɱ ίર
A ɱ ίર

خیلی وقت است دیگر زنده نیستم که بدون کسی بمیرم

خیلی وقت است دیگر زنده نیستم که بدون کسی بمیرم
که از سرما یخ بزنم و به گرمااحتیاجم باشد
خیلی وقت است دیگر یک احساس ته نشین شده ام
هر کس جرات هم زدن احساسم را دارد جلو بیاید
وگرنه از آب زلالی که میبینی بخور و بسلامت...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید