ســــارا
ســــارا

چشمان تو سلام بهاری ست در خشکسالی بیداد

چشمان تو سلام بهاری ست در خشکسالی بیداد

چشمان تو
سلام بهاری ست
در خشکسالی بیداد
که یارای دشنه گرفتن نیست اما
آواز تو
گلوله ی آغاز
که بال گشودست به جانب دیوار
دیوارها اگر که دود نگشتند
آواز پاک تو
رود بزرگ میهن
این رود، در لوت می دمد
تا در سرتاسر این جزیره ی خونین
سروها و سپیدار
سایه سار تو باشد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید