♥babak♥کلبه دوستی ♥
آروم و عادیآروم و عادی
♥babak♥کلبه دوستی ♥

باتو از خویش نخواندم–که مجابت نکنم خواستم تشنه ی این

باتو از خویش نخواندم–که مجابت نکنم خواستم تشنه ی این

باتو از خویش نخواندم–که مجابت نکنم
خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم
گوش کن ازمن وبر همچو منی گوش مکن
تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم
دستی از دور به هُرم غزلم داشته باش
که در این کوره ی احساس مذابت نکنم
گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست
سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم
فصلها حوصله سوزند – بپرهیز - که تا
فصل پر گریه ی این بسته کتابت نکنم
هرکسی خاطره ای داشت–گرفت ازمن و رفت
تو بیندیش–که تا بیهُده قابت نکنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید