morteza
آروم و عادیآروم و عادی
morteza

تنهایی یعنی من یعنی تمام هوای رفتنت که

تنهایی یعنی من یعنی تمام هوای رفتنت که

تنهایی یعنی
من
یعنی تمام هوای رفتنت که
یک عمر
خروار خروار خفقان
روی دستهای خالی از بودنت می پاشد
تنهایی یعنی من،
حوالی این شعرها
میان یک مشت مردمی که
بیخودی، عطر تو را میزنند
تا
زخمی باشند عمیق،
روی نمک هایم!
حالا من مانده ام و
نیمه خالی این تخت
که
هر وقت هوای لب هایت به سرم میزند
غرق میشوم میان اشک هایی که
تمام مردانگیم را
زیر سوال میبرند !!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید